تاریخ انتشار: ﺳﻪشنبه 24 اردیبهشت 1398
پروتئین های مربوط به سلول های بنیادی می توانند به شناسایی منشا تومورهای کودکان کمک کنند

  پروتئین های مربوط به سلول های بنیادی می توانند به شناسایی منشا تومورهای کودکان کمک کنند

پژوهش ها حاکی از این است که سارکوماها از سلول های بنیادی مزانشیمی منشا می گیرند. با این حال، وجود سلول های بنیادی عصبی نیز در برخی از آن ها مشاهده شده است. شناسایی و جداسازی سلول های بنیادی مزانشیمی و سلول های بنیادی عصبی نیاز به یافتن پروتئین های خاصی دارد که بوسیله هر دو نوع سلول بیان می شوند.
امتیاز: Article Rating

به گزارش بنیان به نقل از stem-cells-news، در مطالعه ای جدید محققین 8 مارکر مختلف مربوط به هر دو نوع سلول را برای 81 نمونه تومور سارکومایی بکار بردند. از طریق آنالیز کلاسترها(مارکرهای سطحی)، آن ها داده ها را درون گروه هایی سازماندهی کردند که الگوهای مشابهی را نشان می دهند و در این میان دو زیر گروه از سارکوماهای کودکان شناسایی شد.

سارکوماهای بافت های نرم تمایز نیافته کودکان(USTSs)، گروهی از بدخیمی ها هستند که غالبا از سارکومای سلول های گرد اولیه(بافت زایی آن ها مشخص نیست)، ترکیب شده اند و به همین دلیل تشخیص و درمان آن ها به صورت یک چالش باقی مانده است. به همین دلیل در مطالعه ای جدید محققین به تعیین این مطلب پرداختند که آیا بیان افتراقی پروتئین های مربوط به سلول های بنیادی می تواند برای کمک به تعیین هیستوژنز USTSهای کودکان کمک کند و تعیین کند که آیا USTSها پانل منحصر بفردی از پروتئین های مربوط به سلول های بنیادی را بیان می کنند یا خیر، و در صورت مثبت بودن جواب از آن ها برای تشخیص استفاده کنند. تومورهای مورد مطالعه شامل 28 سارکومای اوینگ/تومورهای نورواکتودرمی اولیه(ESs)، 22 رابدومیوسارکومای جنینی(ERMSs)، 8 رابدومیوسارکومای آلوئولار(ARMSs)، 5 سارکومای سینوویال(SSs)، 5 تومور بدخیم پوشش اعصاب محیطی(MPNSTs) و 13 USTSs بود. آنتی بادی های سلولی شامل سه مارکر سلول های بنیادی مزانشیمی(CD44، CD105 و CD166) و 5 مارکر سلول های بنیادی(CD15، CD29، CD56، CD133 و نستین) بود.

آنالیزهای بصری، کلاستری و آماری نشان داد که کلاسترها تومورها را به دو گروه تقسیم بندی می کنند که ES و USTS اغلب در گروه اول قرار می گیرند و این در حالی است که ERMS، ARMS، MPNST و SS‌ در گروه دوم قرار می گیرند. بیان کاهش یافته CD56 قویا با کلاستر ES/USTS مرتبط بود و ES و USTS بوسیله رنگ آمیزی CD166 جداسازی می شوند و این در حالی است که بیان افزایش یافته این مارکر بیشتر مربوط به ES‌بود.

این مطالعه نشان دهنده مفید بودن مارکرهای سلول های بنیادی برای سارکوماهای کودکان بود و نشان می دهد که USTSها و ESها بسیار با هم مرتبط هستند و ممکن است بافت زایی و منشا بافتی مشترکی داشته باشند.

پایان مطلب/

ثبت امتیاز
دیدگاه ها
دیدگاه ها
کلیدواژه
کلیدواژه