تحقیقات جدید نشان میدهد سلولهای بنیادی خونساز (HSC) میتوانند منشأ اولیه لوسمی مزمن لنفوسیتی (CLL) باشند و درمانهای نوین مانند CAR-T سلولی اهدایی، امید تازهای پس از پیوند ایجاد کردهاند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، لوسمی مزمن لنفوسیتی (CLL) یکی از شایعترین انواع سرطان خون در بزرگسالان، بهویژه در کشورهای غربی، محسوب میشود. این بیماری با تجمع غیرعادی سلولهای B در خون، مغز استخوان و بافتهای لنفاوی مشخص میشود. تحقیقات اخیر نشان دادهاند که ریشه این بیماری ممکن است به مراحل اولیهتر از آنچه قبلاً تصور میشد، یعنی به سلولهای بنیادی خونساز (HSC)، بازگردد. در این مقاله، با بررسی سه مطالعه برجسته و اطلاعات تکمیلی از منابع علمی، به بررسی نقش سلولهای بنیادی در ایجاد و درمان لوسمی مزمن لنفوسیتی و همچنین درمانهای نوین برای لوسمی حاد میلوئیدی (AML) پس از پیوند سلولهای بنیادی خواهیم پرداخت.
سلولهای بنیادی خونساز و آغاز لوسمی مزمن لنفوسیتی
سلولهای بنیادی خونساز (HSC) در مغز استخوان زندگی میکنند و توانایی خودنوزایی و تولید انواع سلولهای خونی مانند گلبولهای قرمز، سفید و پلاکتها را دارند. این سلولها معمولاً تحت کنترل دقیق محیط اطراف خود قرار دارند، اما گاهی با تغییرات ژنتیکی یا عوامل محیطی مانند التهاب مزمن، این تعادل به هم میخورد. مطالعهای که در سال ۲۰۱۱ در مجله Cancer Cell منتشر شد، نشان داد که در بیماران مبتلا به لوسمی مزمن لنفوسیتی ، سلولهای بنیادی خونساز از همان ابتدا به سمت تولید سلولهای B کلونال (تکریختی) تمایل پیدا میکنند. این سلولها، که به نظر میرسد در مراحل اولیه بیماری نقش دارند، میتوانند پیشمرحلهای به نام لنفوسیتوز مونوکلونال B (MBL) را ایجاد کنند. لنفوسیتوز مونوکلونال حالتی است که در آن تعداد کمی از سلولهای B غیرطبیعی در خون دیده میشود، اما علائم جدی ندارد. با گذشت زمان، این وضعیت میتواند به لوسمی مزمن لنفوسیتی بالینی تبدیل شود.
محققان در این مطالعه با پیوند سلولهای بنیادی بیماران لوسمی مزمن لنفوسیتی به موشهای آزمایشگاهی دریافتند که این سلولها بهطور خاص سلولهای B با ویژگیهای لوسمی مزمن لنفوسیتی تولید میکنند. جالب اینجاست که این سلولهای جدید از نظر ژنتیکی با کلونهای اصلی لوسمی مزمن لنفوسیتی متفاوت بودند، اما از ژنهای مشابهی (مثل VH1، VH3 و VH4) استفاده میکردند که نشاندهنده انتخاب طبیعی توسط سیگنالهای گیرنده سلول B (BCR) است. این یافتهها نشان میدهند که جهشهای اولیه در سلولهای بنیادی خونساز رخ میدهند و سپس در مراحل بعدی به تکثیر کلونال منجر میشوند. این کشف مهم نشان میدهد که درمان CLL باید به جای تمرکز صرف بر سلولهای بالغ، به ریشههای سلولی در مغز استخوان نیز توجه کند.
لوسمی حاد میلوئیدی و استفاده از CAR-T سلولی اهدایی
لوسمی حاد میلوئیدی (AML) بیماری دیگری است که با بازگشت آن پس از پیوند سلولهای بنیادی هماتوپوئتیک (HSCT) چالشبرانگیز میشود. مطالعهای که در ژانویه ۲۰۲۵ در Frontiers in Immunology منتشر شد، روش جدیدی را برای درمان این بیماران معرفی کرد: استفاده از سلولهای CAR-T که از اهداکنندگان (نه خود بیمار) گرفته شدهاند. این سلولها با هدف قرار دادن مولکول CLL-1، که در بیش از ۹۰ درصد بیماران وسمی حاد میلوئیدیبیان میشود، طراحی شدهاند.
در این مطالعه بالینی، ۱۴ بیمار مبتلا به لوسمی حاد میلوئیدی که پس از پیوند دچار بازگشت بیماری شده بودند، شرکت کردند. دو نفر به دلیل پیشرفت سریع بیماری از مطالعه خارج شدند، اما ۱۲ نفر با دوزهای مختلف سلولهای CAR-T ۰.۵، ۱ و ۱.۵ میلیون سلول در هر کیلوگرم وزن بدن درمان شدند. نتایج نشان داد که این روش در کاهش بار تومور بسیار مؤثر بود؛ ۵۸ درصد بیماران به پاسخ کامل بدون بیماری باقیمانده (MRD-CR) و ۱۶ درصد به پاسخ با بیماری باقیمانده اندک (MRD+CR) رسیدند. با این حال، عوارضی مثل سندرم آزادسازی سیتوکین (CRS) در همه بیماران دیده شد که در برخی موارد شدید بود.
یکی از نکات جالب این مطالعه، استفاده از توالییابی RNA تکسلولی (scRNA-seq) بود که نشان داد سلولهای CD4+ در اوج گسترش CAR-T، ژنهای مرتبط با کشتن سلولها و حافظه ایمنی را بیشتر بیان میکنند. این یافتهها نشان میدهند که تنظیم نسبت سلولهای CD4+ و CD8+ قبل از تزریق میتواند عوارض را کاهش دهد. این روش درمانی نویدبخش است، زیرا نه تنها تومور را هدف قرار میدهد، بلکه از اثر پیوند علیه لوسمی (GVL) نیز بهره میبرد.
ویژگیها و مقاومت سلولهای بنیادی لوسمی
مطالعه دیگری که در ژوئن ۲۰۲۴ در International Journal of Molecular Sciences منتشر شد، به بررسی سلولهای بنیادی لوسمی (LSC) و نقش آنها در انواع بدخیمیهای خونی پرداخته است. این سلولها زیرمجموعهای از سلولهای سرطانی هستند که توانایی خودنوزایی و مقاومت در برابر شیمیدرمانی را دارند. LSCها میتوانند حتی پس از درمان موفق، بیماری را دوباره فعال کنند، که این موضوع پیشآگهی بیماران را بدتر میکند.
محققان توضیح دادهاند که سلولهای بنیادی لوسمی با فعالسازی مسیرهای سیگنالی مثل Wnt، CXCL12/CXCR4 و VEGF رشد میکنند و از شیمیدرمانی فرار میکنند. به عنوان مثال، بیان بیش از حد CXCR4 در شرایط کماکسیژن (هیپوکسی) باعث میشود این سلولها در حالت غیرفعال باقی بمانند و به داروها مقاوم شوند. درمان استاندارد لوسمی حاد میلوئیدی با داروهایی مثل سیتارابین و آنتراسایکلین است، اما این داروها معمولاً سلولهای بالغ را هدف قرار میدهند و سلولهای بنیادی لوسمی ها را از بین نمیبرند. برای غلبه بر این مشکل، تحقیقات روی داروهای هدفمند علیه نشانگرهای سطحی سلولهای بنیادی لوسمی و مهار مسیرهای سیگنالی متمرکز شده است.
تأثیر سلولهای بنیادی بر درمان و آینده لوسمی مزمن لنفوسیتی
نقش سلولهای بنیادی در لوسمی مزمن لنفوسیتی و لوسمی حاد میلوئیدی نشان میدهد که درمان این بیماریها باید رویکردی چندجانبه داشته باشد. در لوسمی مزمن لنفوسیتی ، دادهها نشان میدهند که جهشهای اولیه در سلولهای بنیادی خونساز رخ میدهند و این سلولها میتوانند پیشمرحله لنفوسیتوز مونوکلونال را ایجاد کنند. با پیشرفت بیماری، ناهنجاریهای کروموزومی به عنوان رویدادهای ثانویه اضافه میشوند. این مدل میتواند به ما کمک کند تا مراحل اولیه بیماری را بهتر درک کنیم و از تبدیل لنفوسیتوز مونوکلونال به لوسمی مزمن لنفوسیتی جلوگیری کنیم.
در مورد لوسمی حاد میلوئیدی ، استفاده از سلولهای CAR-T اهدایی یک گام بزرگ به جلو است. این روش نه تنها تومور را هدف قرار میدهد، بلکه از سیستم ایمنی بیمار برای مبارزه با سرطان استفاده میکند. با این حال، مدیریت عوارض مثل CRS و بهبود نسبت سلولهای ایمنی هنوز نیاز به تحقیقات بیشتری دارد. همچنین، درک بهتر مقاومت سلولهای بنیادی لوسمی میتواند به طراحی درمانهای مؤثرتر منجر شود.
چالشها و امیدها در درمان با سلولهای بنیادی
یکی از چالشهای اصلی در استفاده از سلولهای بنیادی، شناسایی دقیق سلولهای سرطانی اولیه است. در لوسمی مزمن لنفوسیتی ، چون سلولهای بنیادی خونساز ژنهای ایمنی را مرتبسازی نکردهاند، یافتن کلونهای اولیه دشوار است. در لوسمی حاد میلوئیدی ، مقاومت سلولهای بنیادی لوسمی به درمانهای موجود مشکلساز است. با این حال، پیشرفتهایی مثل CAR-T و داروهای هدفمند نویدبخش هستند.
تحقیقات نشان دادهاند که محیط مغز استخوان نقش مهمی در رفتار سلولهای بنیادی لوسمی دارد. عواملی مثل التهاب مزمن و استرس میتوانند این سلولها را به سمت سرطانی شدن سوق دهند. بنابراین، کنترل این عوامل محیطی میتواند به پیشگیری یا کاهش شدت بیماری کمک کند. همچنین، مدلهای پیوند زینوگرفت (به موشها) به دانشمندان کمک کرده تا رفتار این سلولها را در شرایط کنترلشده بررسی کنند.
نقش آموزش و آگاهی در مدیریت بیماری
آگاهی از نقش سلولهای بنیادی در لوسمی مزمن لنفوسیتی و لوسمی حاد میلوئیدی میتواند به بیماران و خانوادههایشان کمک کند تا با پزشکان خود بهتر همکاری کنند. تشخیص زودهنگام لنفوسیتوز مونوکلونال در لوسمی مزمن لنفوسیتی میتواند از پیشرفت به مرحله بالینی جلوگیری کند. همچنین، شرکت در آزمایشهای بالینی مثل آنهایی که CAR-T را بررسی میکنند، میتواند به توسعه درمانهای جدید کمک کند.
نتیجهگیری: آیندهای روشن با علم و امید
تحقیقات اخیر نشان دادهاند که سلولهای بنیادی خونساز نه تنها پایه تولید سلولهای خونی سالم هستند، بلکه میتوانند منشأ بیماریهایی مثل لوسمی مزمن لنفوسیتی لوسمی مزمن لنفوسیتی و لوسمی حاد میلوئیدی باشند. درک این نقش، راه را برای درمانهای نوینی مثل CAR-T و هدفگیری سلولهای بنیادی لوسمی هموار کرده است. با ادامه تحقیقات و بهبود تکنیکها، امید است که روزی بتوانیم این بیماریها را نه تنها کنترل، بلکه کاملاً درمان کنیم. این مسیر نیازمند همکاری بین دانشمندان، پزشکان و بیماران است تا آیندهای سالمتر برای همه رقم بخورد.
پایان مطلب./