استراتژیهای غربالگری مبتنی بر تست ایمونوشیمیایی مدفوع (FIT) و کولونوسکوپی (TCS) با در نظرگیری نرخ مشارکت مختلف، میتوانند بار بیماری سرطان کولورکتال را کاهش دهند.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی بنیان، پژوهشگران ژاپنی در مطالعهای جامع به ارزیابی مقرونبهصرفه بودن استراتژیهای مختلف غربالگری سرطان کولورکتال پرداختند. این مطالعه با استفاده از یک مدل مارکوف state-transition، استراتژیهای مبتنی بر تست ایمونوشیمیایی مدفوع (FIT)، کولونوسکوپی کامل (TCS) و ترکیبی از هر دو را با در نظرگیری نرخهای مشارکت مختلف مورد تحلیل قرار داد. نتایج نشان داد که افزایش نرخ مشارکت در غربالگری، مقرونبهصرفه بودن کلیه استراتژیها را بهبود میبخشد. در استراتژی مبتنی بر FIT، افزایش نرخ انجام کولونوسکوپی پس از نتیجه مثبت تست، منجر به بهبود سالهای تعدیلشده با کیفیت زندگی (QALYs) و کاهش هزینهها شد. استراتژی مبتنی بر کولونوسکوپی زمانی مقرونبهصرفهتر از FIT عمل کرد که نرخ مشارکت در غربالگری بالا (حداقل ۶۰ درصد) باشد. در نرخهای مشارکت پایینتر، استراتژی مبتنی بر FIT همچنان برتر باقی ماند. تحلیلهای حساسیت و سناریوهای مختلف نیز این روندها را تأیید کردند. این یافتهها بر تأثیر حیاتی نرخ مشارکت بر مقرونبهصرفه بودن غربالگری سرطان کولورکتال تأکید میکنند.
اهداف و ضرورت مطالعه
برای کاهش بار بیماری سرطان کولورکتال، شناسایی استراتژیهای مقرونبهصرفه غربالگری با توجه ویژه به میزان مشارکت جمعیت هدف، امری ضروری محسوب میشود. این مطالعه با هدف ارزیابی مقرونبهصرفه بودن استراتژیهای غربالگری با استفاده از تست ایمونوشیمیایی مدفوع و کولونوسکوپی کامل از طریق تحلیلهای مدل شبیهسازی با استفاده از دادههای ژاپنی و در نظرگیری نرخهای مشارکت مختلف طراحی شده است. اهمیت این پژوهش در توجه همزمان به اثربخشی بالینی و ملاحظات اقتصادی در طراحی برنامههای غربالگری ملی نهفته است.
روششناسی و طراحی مطالعه
در این مطالعه از یک مدل مارکوف state-transition برای ارزیابی مقرونبهصرفه بودن استراتژیهای غربالگری مبتنی بر FIT، مبتنی بر TCS و ترکیبی استفاده شد. نرخهای مشارکت متغیر برای FIT (۴۰ تا ۸۰ درصد)، کولونوسکوپی غربالگری (۱۰ تا ۸۰ درصد) و کولونوسکوپی پس از نتیجه مثبت FIT (۷۰ تا ۹۰ درصد) مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحلیلها از منظر پرداختکننده هزینههای درمانی انجام شد و هزینههای مستقیم پزشکی و سالهای تعدیلشده با کیفیت زندگی (QALYs) مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین تحلیلهای سناریویی با فرض هزینههای درمانی بهمراتب بالاتر برای سرطان کولورکتال پیشرفته و تحلیلهای حساسیت احتمالی برای پارامترهای کلیدی نیز انجام شد.
نتایج کلیدی و یافتههای اصلی
تحلیلهای پایه نشان داد که افزایش نرخ مشارکت در غربالگری، مقرونبهصرفه بودن کلیه استراتژیها را بهبود میبخشد، بهطوری که نسبتهای فزاینده هزینه-اثربخشی (ICERs) در تمامی سناریوها زیر آستانه ۵ میلیون ین ژاپن باقی ماند. در غربالگری مبتنی بر FIT، افزایش نرخ انجام کولونوسکوپی پس از نتیجه مثبت تست، منجر به بهبود QALYs و کاهش هزینهها شد. غربالگری مبتنی بر کولونوسکوپی زمانی مقرونبهصرفهتر از غربالگری مبتنی بر FIT عمل کرد که نرخ مشارکت در غربالگری بالا (حداقل ۶۰ درصد) باشد و ICERها زیر آستانه تعیینشده باقی ماند. در سطوح پایینتر نرخ مشارکت، غربالگری مبتنی بر FIT همچنان برتر باقی ماند. استراتژی ترکیبی نیز برای برتری یافتن بر غربالگری مبتنی بر FIT از نظر مقرونبهصرفه بودن، نیاز به نرخ مشارکت بالا در کولونوسکوپی غربالگری داشت.
تحلیلهای حساسیت و سناریوهای جایگزین
تحلیلهای سناریویی با فرض هزینههای درمانی بهمراتب بالاتر برای سرطان کولورکتال پیشرفته و همچنین تحلیلهای حساسیت احتمالی، روندهای مشابهی را تأیید کردند. این تحلیلهای جامع، استحکام یافتههای مطالعه را در شرایط مختلف و با در نظرگیری عدم قطعیت در پارامترهای کلیدی مدل نشان دادند. نتایج این تحلیلها بر قوت و پایایی یافتههای اصلی مطالعه تأکید داشتند و نشان دادند که حتی در سناریوهای مختلف، نرخ مشارکت همچنان به عنوان فاکتور کلیدی در تعیین مقرونبهصرفه بودن استراتژیهای غربالگری باقی میماند.
مقایسه استراتژیهای مختلف غربالگری
مطالعه حاضر به مقایسه دقیق سه استراتژی اصلی غربالگری پرداخته است. استراتژی مبتنی بر FIT به دلیل هزینه پایینتر و تهاجمینبودن، در نرخهای مشارکت پایینتر گزینه بهینه محسوب میشود. استراتژی مبتنی بر کولونوسکوپی با وجود حساسیت و ویژگی بالاتر، به دلیل هزینه بیشتر و ماهیت تهاجمی، تنها در صورت دستیابی به نرخ مشارکت بالا مقرونبهصرفه خواهد بود. استراتژی ترکیبی نیز برای نشان دادن برتری خود نیاز به دستیابی به نرخ مشارکت بالا در کولونوسکوپی دارد. این مقایسهها به برنامهریزان سلامت در انتخاب استراتژی بهینه بر اساس شرایط و منابع موجود کمک شایانی میکند.
تأثیر نرخ مشارکت بر مقرونبهصرفه بودن
یافتههای این مطالعه به وضوح نشان میدهند که نرخ مشارکت جمعیت هدف تأثیر حیاتی بر مقرونبهصرفه بودن استراتژیهای غربالگری دارد. افزایش نرخ مشارکت نهتنها اثربخشی برنامههای غربالگری را بهبود میبخشد، بلکه از نظر اقتصادی نیز به صرفهتر خواهد بود. این مسئله اهمیت سرمایهگذاری در برنامههای ترویجی و افزایش آگاهی عمومی برای بهبود مشارکت در غربالگری را برجسته میسازد. در واقع، موفقیت برنامههای غربالگری نهتنها به دقت تستهای تشخیصی، بلکه به میزان استقبال جمعیت هدف نیز وابسته است.
کاربردهای بالینی و سیاستی
یافتههای این مطالعه implications مهمی برای سیاستگذاران سلامت و برنامهریزان برنامههای غربالگری ملی دارد. تحت شرایط کنونی و با نرخهای مشارکت واقعبینانه، غربالگری مبتنی بر FIT همچنان مقرونبهصرفهترین استراتژی محسوب میشود. با این حال، در صورت دستیابی به نرخ مشارکت بالا، غربالگری مبتنی بر کولونوسکوپی میتواند گزینه بهینهتری باشد. این یافتهها به سیاستگذاران کمک میکند تا بر اساس منابع موجود و ویژگیهای جمعیتی، استراتژی بهینه غربالگری را انتخاب کنند.
محدودیتهای مطالعه و جهتگیریهای آینده
اگرچه این مطالعه به صورت جامع به بررسی مقرونبهصرفه بودن استراتژیهای غربالگری پرداخته، اما دارای محدودیتهایی نیز هست. استفاده از دادههای ژاپنی ممکن است تعمیمپذیری نتایج به سایر کشورها با سیستمهای سلامت و الگوهای اپیدمیولوژیک متفاوت را با چالش مواجه کند. همچنین، مدل مورد استفاده تنها هزینههای مستقیم پزشکی را در نظر گرفته و هزینههای غیرمستقیم را لحاظ نکرده است. مطالعات آینده میتوانند با در نظرگیری هزینههای غیرمستقیم و استفاده از دادههای سایر کشورها، به تعمیمپذیری بیشتر نتایج کمک کنند.
نتیجهگیری و جمعبندی نهایی
مطالعه حاضر به شواهد فزاینده در مورد اهمیت نرخ مشارکت در مقرونبهصرفه بودن برنامههای غربالگری سرطان کولورکتال افزوده است. یافتهها نشان میدهند که تحت شرایط کنونی و با نرخهای مشارکت واقعبینانه، استراتژی مبتنی بر تست ایمونوشیمیایی مدفوع مقرونبهصرفهترین گزینه محسوب میشود. با این حال، در صورت دستیابی به نرخ مشارکت بالا، استراتژیهای مبتنی بر کولونوسکوپی میتوانند گزینههای بهینهتری باشند. این یافتهها میتواند به سیاستگذاران سلامت در طراحی برنامههای غربالگری کارآمد و مقرونبهصرفه کمک شایانی کند.
پایان مطلب/.