سلولهای بنیادی سرطانی، جمعیت کوچک اما قدرتمندی در تومورها هستند که مسئول مقاومت به درمان، عود سرطان و متاستاز هستند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، در دنیای پزشکی امروز، سرطان همچنان یکی از بزرگترین چالشهای بشریت است. هر سال میلیونها نفر در سراسر جهان با این بیماری دست و پنجه نرم میکنند. اما در میان این مبارزه، دانشمندان به کشف مهمی رسیدهاند: سلولهای بنیادی سرطانی. این سلولها مانند فرماندهان پنهان عمل میکنند و باعث بازگشت سرطان، مقاومت به درمان و گسترش آن به نقاط دیگر بدن میشوند. در این متن خبری آموزشی، به بررسی این سلولها میپردازیم و از تحقیقات اخیر برای توضیح نقش آنها در سرطانهای پستان و معده استفاده میکنیم. همچنین، به درمانهای نوین مانند استفاده از مواد طبیعی و هدفگیری مسیرهای سلولی اشاره خواهیم کرد.
سلولهای بنیادی سرطانی چیست؟
سلولهای بنیادی سرطانی یا CSCs، گروه کوچکی از سلولها در تومور هستند که توانایی خودتجدیدی و تمایز به سلولهای مختلف را دارند. برخلاف سلولهای معمولی سرطان که با درمانهای استاندارد مانند شیمیدرمانی از بین میروند، این سلولها مقاوم هستند و میتوانند تومور را دوباره بسازند. تصور کنید تومور مانند یک درخت است؛ سلولهای معمولی برگها هستند که میافتند، اما سلولهای بنیادی ریشههایی هستند که درخت را زنده نگه میدارند.
تحقیقات نشان میدهد که این سلولها در بسیاری از سرطانها، از جمله پستان، معده، کبد و مغز وجود دارند. آنها از سلولهای بنیادی طبیعی بدن منشأ میگیرند، اما به دلیل تغییرات ژنتیکی، به سلولهای بدخیم تبدیل میشوند. برای مثال، در سرطان پستان، این سلولها میتوانند از سلولهای بنیادی غدد شیری ناشی شوند و در سرطان معده، از سلولهای بنیادی پوشش معده. این سلولها نه تنها تومور را حفظ میکنند، بلکه مسئول متاستاز یا گسترش سرطان به ارگانهای دیگر مانند کبد یا ریه هستند.
یکی از ویژگیهای جالب این سلولها، تواناییشان در تغییر شکل است. آنها میتوانند از حالت اپیتلیال (چسبنده) به حالت مزانشیمال (مهاجر) تبدیل شوند، فرآیندی به نام EMT که به آنها اجازه میدهد از تومور جدا شوند و به نقاط دور سفر کنند. این فرآیند معکوس، MET، به آنها کمک میکند در محل جدید مستقر شوند. دانشمندان معتقدند که درک این مکانیسمها میتواند به درمانهای مؤثرتر منجر شود.
نقش سلولهای بنیادی سرطانی در سرطان پستان و معده
سرطان پستان یکی از شایعترین سرطانها در زنان است و سلولهای بنیادی سرطانی نقش کلیدی در بازگشت آن پس از درمان دارند. مطالعات نشان میدهد که در تومورهای پستان، این سلولها کمتر از ۱ درصد کل سلولها را تشکیل میدهند، اما همین تعداد کم کافی است تا تومور را مقاوم کند. برای مثال، در مدلهای سهبعدی کشت سلولی به نام ماموسفر، که شبیه تومور واقعی است، این سلولها توانایی تشکیل تومورهای جدید را نشان میدهند.
در سرطان معده، وضعیت مشابه است. این سرطان اغلب با التهاب مزمن همراه است و سلولهای بنیادی سرطانی در آن بیشفعال هستند. آنها میتوانند از سلولهای بنیادی طبیعی معده منشأ بگیرند یا حتی از سلولهای مشتق از مغز استخوان. در بیماران مبتلا به سرطان معده، این سلولها باعث مقاومت به داروهایی مانند دوکسوروبیسین میشوند و نرخ بازگشت بیماری را افزایش میدهند. جالب است که در هر دو سرطان، نشانگرهایی مانند CD44، CD133 و ALDH1 برای شناسایی این سلولها استفاده میشود. این نشانگرها به دانشمندان کمک میکند تا سلولها را جدا کنند و روی آنها مطالعه کنند.
در سرطان پستان، سلولهای بنیادی میتوانند به انواع مختلف تومور مانند لومینال یا تریپل نگاتیو تبدیل شوند، که درمان آنها را پیچیده میکند. در سرطان معده، این سلولها اغلب در لایههای عمقی تومور پنهان میشوند و از سیستم ایمنی فرار میکنند. تحقیقات اخیر نشان میدهد که در بیماران با مراحل پیشرفته، تعداد این سلولها بیشتر است و پیشآگهی بدتری دارند.
اثرات مواد طبیعی مانند سیلیبینین بر سلولهای بنیادی سرطانی
یکی از رویکردهای جذاب در مبارزه با سلولهای بنیادی سرطانی، استفاده از مواد طبیعی است. سیلیبینین، که از گیاه خار مریم استخراج میشود، یکی از این مواد است. این ترکیب اثرات ضدتوموری قوی دارد و میتواند سلولهای بنیادی را هدف قرار دهد. در مطالعات روی مدلهای سرطان پستان، سیلیبینین viability یا زندهمانی سلولها را کاهش میدهد و تشکیل ماموسفرها را مهار میکند.
سیلیبینین با القای تمایز و آپوپتوز (مرگ برنامهریزیشده سلول)، سلولهای بنیادی را از حالت بنیادی خارج میکند. همچنین، بیان ژنهای مرتبط با EMT مانند SNAIL و TWIST را کاهش میدهد، که این امر متاستاز را کم میکند. در آزمایشهای حیوانی، تزریق سیلیبینین حجم تومور را تا ۲.۸ برابر کاهش داده است. این ماده نه تنها سلولهای بنیادی را هدف میگیرد، بلکه التهاب و آنژیوژنز (رگزایی) را نیز مهار میکند.
علاوه بر سیلیبینین، مواد دیگری مانند کورکومین از زردچوبه یا رزوراترول از انگور نیز اثرات مشابهی دارند. این مواد طبیعی میتوانند با داروهای استاندارد ترکیب شوند تا مقاومت را بشکنند. برای مثال، در سرطان معده، ترکیب سیلیبینین با متفورمین اثرات ضدتکثیری را افزایش میدهد. این رویکردها امیدبخش هستند زیرا عوارض جانبی کمتری دارند و میتوانند بخشی از درمانهای شخصیسازیشده باشند.
بیشفعالی STAT3 در سلولهای بنیادی سرطانی
STAT3 یک پروتئین کلیدی در مسیرهای سیگنالی است که در سلولهای بنیادی سرطانی بیشفعال میشود. این پروتئین مانند یک سوئیچ عمل میکند که سلولها را زنده نگه میدارد و تکثیر را افزایش میدهد. در سرطان معده، مطالعات نشان میدهد که در سلولهای شبهبنیادی، سطح mRNA و فسفوریلاسیون STAT3 بالاتر است، که این امر هستهای شدن آن را تسهیل میکند.
بیشفعالی STAT3 با بیان ژنهای بنیادی مانند NANOG، SOX2 و c-MYC همراه است. این ژنها سلولها را در حالت بنیادی نگه میدارند و مقاومت به درمان را افزایش میدهند. در مدلهای سرطان معده، مهار STAT3 با داروهای خاص مانند Stattic، ویژگیهای بنیادی را کاهش میدهد و حساسیت به داروها را افزایش میدهد.
در سرطان پستان نیز STAT3 نقش مشابهی دارد. آن با مسیرهای دیگری مانند mTOR و PTEN تعامل دارد و متابولیسم سلولها را تغییر میدهد، مانند افزایش اکسیداسیون اسیدهای چرب که انرژی لازم برای بقا را فراهم میکند. تحقیقات جدید نشان میدهد که مهار STAT3 میتواند سلولهای بنیادی را حساس به ایمونوتراپی کند. این مسیر در بسیاری از سرطانها فعال است و هدفگیری آن میتواند درمانهای جدیدی ایجاد کند.
تعامل سیستم ایمنی با سلولهای بنیادی سرطانی و نیچ تومور
سیستم ایمنی بدن مانند یک ارتش است که باید سلولهای سرطانی را نابود کند، اما سلولهای بنیادی سرطانی راههایی برای فرار از آن پیدا کردهاند. آنها در محیطی به نام نیچ تومور زندگی میکنند که شامل سلولهای ایمنی، فیبروبلاستها و سلولهای استرومایی است. این نیچ مانند یک پناهگاه عمل میکند و سلولها را محافظت میکند.
سلولهای بنیادی سرطانی با کاهش بیان مولکولهای MHC-I، خود را از شناسایی توسط سلولهای T پنهان میکنند. همچنین، آنها سیتوکینهایی مانند TGF-β ترشح میکنند که سلولهای ایمنی را سرکوب میکنند. برای مثال، ماکروفاژهای مرتبط با تومور (TAMs) و سلولهای سرکوبکننده مشتق از میلوئید (MDSCs) توسط این سلولها جذب میشوند و به جای حمله، به رشد تومور کمک میکنند.
در سرطان کبد، سلولهای بنیادی از PDL1 استفاده میکنند تا ماکروفاژها را به سمت خود بکشند و از سیستم ایمنی فرار کنند. در سرطان پستان و معده، این تعامل باعث میشود سلولها به حالت خواب بروند و پس از درمان بیدار شوند. ایمونوتراپیهای جدید مانند واکسنهای علیه سلولهای بنیادی یا سلولهای NK مهندسیشده، سعی در شکستن این تعامل دارند. این روشها سلولهای بنیادی را مستقیم هدف میگیرند و پاسخ ایمنی را تقویت میکنند.
پروتئینهای ماتریسلولی مانند تناسین-C و پریوستین نیز در نیچ نقش دارند و سلولها را مقاوم میکنند. درک این تعاملات میتواند به درمانهای ترکیبی منجر شود، مانند ترکیب ایمونوتراپی با مهارکنندههای STAT3.
پیشرفتهای اخیر در هدفگیری سلولهای بنیادی سرطانی
در سالهای اخیر، پیشرفتهای چشمگیری در هدفگیری سلولهای بنیادی سرطانی رخ داده است. نانوتکنولوژی یکی از این پیشرفتهاست؛ نانوذرات میتوانند داروها را مستقیم به سلولهای بنیادی برسانند و مقاومت را بشکنند. برای مثال، در درمانهای فتوترمال، نانوذرات با گرما سلولها را نابود میکنند.
سلولهای NK مشتق از سلولهای بنیادی نیز امیدبخش هستند. این سلولها مهندسیشده تا تومورهای جامد را حمله کنند. همچنین، ایمونوتراپیهای مبتنی بر CAR-T علیه نشانگرهای سلولهای بنیادی در حال آزمایش است.
در زمینه متابولیسم، مهارکنندههای نسل جدید مسیرهای متابولیک سلولهای بنیادی را هدف میگیرند. تحقیقات نشان میدهد که سلولهای بنیادی به متابولیسم خاصی وابسته هستند، مانند وابستگی به گلوتامین، که هدفگیری آن میتواند مؤثر باشد.
بیومهندسی نیز نقش دارد؛ مدلهای سهبعدی تومور برای آزمایش داروها استفاده میشود. در سال ۲۰۲۵، کارشناسان پیشبینی میکنند که درمانهای شخصیسازیشده بر اساس پروفایل ژنتیکی سلولهای بنیادی، استاندارد شوند. این پیشرفتها نرخ بقا را افزایش میدهند و بازگشت سرطان را کاهش میدهند.
نتیجهگیری: امید به آیندهای بدون سرطان
سلولهای بنیادی سرطانی چالش بزرگی هستند، اما درک آنها کلیدی برای پیروزی بر سرطان است. از مواد طبیعی مانند سیلیبینین تا مهار مسیرهایی مانند STAT3 و تقویت سیستم ایمنی، راههای جدیدی باز شده است. با ادامه تحقیقات، میتوانیم به درمانهای مؤثرتر برسیم. اگر علائم سرطان دارید، زود به پزشک مراجعه کنید؛ تشخیص زودهنگام میتواند تفاوت ایجاد کند. این دانش نه تنها پزشکان را کمک میکند، بلکه به بیماران امید میدهد.
پایان مطلب./