یادداشت چند منبعی
کاهش عوارض نوزادان نارس با استفاده از سلولها و فرآوردههای مشتق از خون بندناف
نتایج مطالعات جدید در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که سلولها و فرآوردههای مشتق از خون بندناف میتوانند در کاهش برخی از مهمترین عوارض نوزادان نارس نقشی حمایتی داشته باشند.
امتیاز:
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، یافتههای اخیر نشان میدهد که این منبع ارزشمند سلولی، علاوه بر کاربردهای شناختهشده در بیماریهای خونی، اکنون در مسیر تبدیل شدن به رویکردی نوین برای محافظت عصبی، کاهش التهاب و بهبود عملکرد ریه نوزادان نارس قرار گرفته است. مطالعات اخیر شامل یک مرور جامع، یک کارآزمایی بالینی فاز یک و چندین تحقیق آزمایشگاهی و حیوانی است که همگی نقش بالقوه خون بند ناف و سلولهای بنیادی آن را در بهبود شرایط نوزادان نارس بررسی کردهاند. این پژوهشها نشان میدهند که سلولهای بنیادی خون بند ناف، سلولهای مزانشیمی همراه با اگزوزومها و فاکتورهای ترمیمی موجود در آن، میتواند در بازسازی بافت، کاهش التهاب و حمایت از رشد عصبی و ریه نقش داشته باشد. اگرچه هنوز شواهد قطعی برای استفاده بالینی گسترده وجود ندارد، اما ایمنی تزریق سلولها در مطالعات اولیه تایید شده و راه را برای تحقیقات گستردهتر باز کرده است.
مقدمه
نوزادانی که پیش از ۳۷ هفته بارداری متولد میشوند، بهویژه نوزادان بسیار نارس که پیش از ۲۸ هفته به دنیا میآیند، در معرض طیف وسیعی از مشکلات رشدی، عصبی، قلبی و ریوی قرار دارند. در سالهای اخیر، پژوهشگران به دنبال منابع جدید و مؤثرتر برای کاهش این عوارض بودهاند. یکی از مهمترین منابعی که توجه علمی را به خود جلب کرده، خون بند ناف و سلولهای بنیادی موجود در آن است. خون بند ناف نه تنها شامل سلولهای خونساز است که برای درمان بیماریهای خونی استفاده میشوند، بلکه مجموعهای از سلولهای پیشساز، سلولهای مزانشیمی، فاکتورهای رشد و اگزوزومها را در خود جای داده که میتواند در ترمیم بافتهای آسیبدیده نقشآفرینی کند. همین موضوع باعث شده است که طی سالهای اخیر، مطالعات قابل توجهی در این زمینه انجام شود و نتایج اولیه نشان دهد که این منبع میتواند راهحلی بالقوه برای برخی از چالشهای مهم در مراقبت از نوزادان نارس باشد.
تاریخچه استفاده از خون بندناف
استفاده از خون بند ناف ابتدا در دهه ۱۹۹۰ برای پیوند سلولهای خونساز بهویژه در درمان سرطان خون مطرح شد. با پیشرفت تکنولوژی ذخیرهسازی و افزایش مطالعات مرتبط با سلولهای بنیادی، توجه به کاربردهای غیرخونی این منبع ارزشمند نیز آغاز شد. از اوایل دهه ۲۰۱۰ مطالعات آزمایشگاهی نشان دادند که سلولهای مزانشیمی بند ناف قادرند التهاب را کاهش دهند و محیط بافتی را برای ترمیم آماده کنند. طی سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۲، پژوهشهایی بر نقش این سلولها در درمان بیماریهای تنفسی نوزادان و آسیبهای مغزی ناشی از کمبود اکسیژن صورت گرفت. اما سال ۲۰۲۵ یکی از نقطههای عطف مهم در این حوزه بود، زیرا چند مطالعه کلیدی شامل کارآزمایی بالینی و مرور علمی منتشر شد که توانستند مسیر را برای بحثهای جدیتر علمی فراهم کنند. این مطالعات برای نخستین بار بهصورت هماهنگ ایمنی و اثربخشی احتمالی سلولهای خون بند ناف در نوزادان نارس را بررسی کردند.
شیوه مطالعاتی
مهمترین دادههای سال ۲۰۲۵ از سه محور اصلی به دست آمده است:نخست، مرور جامعی که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد، تمام مطالعات حیوانی، آزمایشگاهی و اولیه انسانی مربوط به کاربرد خون بند ناف در درمان عوارض نوزادان نارس را تحلیل کرد. این مرور نشان داد که سلولهای موجود در خون بند ناف میتوانند واکنشهای التهابی را کاهش دهند، به حفظ عملکرد عروقی کمک کنند و در برخی مدلهای حیوانی به بازسازی بهتر بافت ریه کمک کنند. دوم، یک کارآزمایی بالینی فاز یک روی نوزادان بسیار نارس انجام شد که در آن از سلولهای خون بند ناف خود نوزاد برای تزریق استفاده شد. این مطالعه کوچک اما مهم، با هدف بررسی ایمنی انجام شد و اثربخشی تنها بهصورت مقدماتی مورد بررسی قرار گرفت. سوم، چندین مطالعه حیوانی و آزمایشگاهی منتشر شده در سال ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، به بررسی اثر اگزوزومها و ترشحات سلولهای بند ناف بر بافتهای آسیبدیده پرداختند و نشان دادند که فرآوردههای غیرسلولی نیز میتوانند نقش مهمی در کاهش آسیبهای ناشی از نارس بودن داشته باشند.
نتایج
نتایج حاصل از مطالعات نشان داده است که خون بند ناف میتواند اثرات مثبتی بر برخی جنبههای سلامت نوزادان نارس داشته باشد. مرور علمی ۲۰۲۵ نشان داد که این منبع سلولی قادر است فرآیندهای التهابی را که در ایجاد اختلالات ریه، مغز و روده نقش دارند، کاهش دهد. در مدلهای حیوانی، استفاده از سلولهای بند ناف به بهبود سرعت ترمیم بافتهای آسیبدیده، کاهش شدت التهاب و افزایش فاکتورهای بازسازی بافت کمک کرده است. این یافتهها نشاندهنده ظرفیت درمانی قابل توجهی هستند. در کارآزمایی بالینی انجامشده، میزان بروز عوارض جانبی جدی مرتبط با تزریق خون بند ناف گزارش نشد و این موضوع نشان میدهد که این روش درمانی دست کم از نظر ایمنی در مراحل اولیه قابل اعتماد است. اگرچه در این مطالعه تفاوت معناداری در شاخصهای رشد عصبی یا تصویربرداری MRI بین دو گروه مشاهده نشد، اما پژوهشگران تأکید کردند که هدف اصلی این کارآزمایی ایمنی بوده است و برای ارزیابی اثرات درمانی واقعی، کارآزماییهای بزرگتر ضروری است.
همچنین مطالعات جدید درباره اگزوزومهای مشتق از سلولهای مزانشیمی نشان دادهاند که این ذرات ریز میتوانند در کاهش آسیبهای ریه و پیشگیری از التهاب شدید نقش داشته باشند. این یافتهها مسیر جدیدی از درمانهای بدون پیوند سلول (cell-free therapy) را مطرح کرده که میتواند در آینده بهعنوان رویکردی کمخطرتر در نوزادان مورد استفاده قرار گیرد.
دستاورد
دستاورد مهم این مجموعه مطالعات آن است که اکنون تصویری روشنتر از ایمنی و پتانسیل درمانی خون بند ناف در دسترس است. پژوهشگران معتقدند که با توجه به در دسترس بودن بانکهای خون بند ناف در بسیاری از کشورها، این روش میتواند در آینده به بخشی از پروتکلهای درمانی نوزادان نارس تبدیل شود، به شرط آنکه مطالعات بزرگتر انجام شود. افزون بر این، حرکت به سمت درمانهای غیرسلولی مانند اگزوزومها میتواند افق تازهای در پزشکی نوزادان باز کند، زیرا این نوع درمانها خطرات ایمنی کمتری دارند و قابلیت استانداردسازی بیشتری دارند.
گام بعدی مطالعه
پژوهشگران در گزارشهای سال ۲۰۲۵ تاکید کردهاند که گامهای آینده باید شامل کارآزماییهای بالینی بزرگتر، بررسی دوزهای مختلف سلولها، ارزیابی اثربخشی در گروههای مختلف نوزادان نارس و مطالعه طولانیمدت پیامدهای عصبی و رشدی باشد. همچنین لازم است فرآوردههای استانداردشدهتری از خون بند ناف و ترشحات سلولی آن تولید شود تا امکان مقایسه نتایج مطالعات فراهم گردد. دانشمندان امیدوارند که با همکاری چندین مرکز تحقیقاتی و بالینی، طی سالهای آینده بتوانند شواهد کافی برای تبدیل این روش تجربی به یک درمان روتین فراهم کنند.
پایان مطالب/.