یادداشت چند منبعی
نقش کلیدی ترشحات مشتق از سلولهای بنیادی مزانشیمی خون بندناف در درمان بیماریها
نتایج جدید نشان میدهد که ترشحات سلولهای بنیادی مزانشیمی، یا همان سکرتومها، میتوانند رویکردی نوین و اثربخش برای درمان دو بیماری مرگبار ارائه دهند.
امتیاز:
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، بیماریهایی که سالهاست درمانهای موجود نتوانستهاند پاسخ کافی برای کنترل آنها فراهم کنند. پژوهش اخیر با تمرکز بر ظرفیت ترمیمی و ضدالتهابی سکرتومهای سلولهای بنیادی مزانشیمی، چشمانداز امیدبخشی برای بهبود شرایط نوزادان نارس ارائه کرده است. این یافتهها نشان میدهد که عوامل ترشحی این سلولها، بدون نیاز به تزریق مستقیم خود سلولها، قادرند با کاهش التهاب، بازسازی بافتی و تعدیل ایمنی، وضعیت بیماران را بهبود بخشند. این مطالعه ضمن بررسی مکانیزمهای مولکولی، مدلهای حیوانی، و دادههای پیشبالینی، زمینه را برای طراحی کارآزماییهای بالینی آینده فراهم کرده و گام مهمی در مسیر توسعه درمانهای سلولی غیرتهاجمی برای نوزادان نارس به شمار میرود.
مقدمه
نوزادان نارس به دلیل نارس بودن سیستمهای اندامی، بهویژه ریه و دستگاه گوارش، در معرض بروز بیماریهای پیچیده و تهدیدکننده حیات قرار دارند. دو بیماری مهم در این گروه، دیسپلازی برونکوپولمونری (BPD) و انتروکولیت نکروزان (NEC)، سالانه جان هزاران نوزاد را در جهان تهدید میکنند. اگرچه پیشرفتهای پزشکی مانند ونتیلاسیونهای بهبودیافته یا راهبردهای تغذیهای مناسب توانستهاند بخشی از مشکلات را کاهش دهند، اما هنوز درمان قطعی و مؤثر برای این بیماریها وجود ندارد. همین خلأ درمانی، پژوهشگران را به سوی استفاده از سلولهای بنیادی و فرآوردههای مشتق از آنها سوق داده است. در سالهای اخیر مشخص شده که بخش عمده خواص درمانی سلولهای بنیادی مزانشیمی نه از طریق خود سلولها، بلکه از طریق مولکولهای ترشحی آنها یعنی سکرتومها اعمال میشود. این موضوع بهویژه در درمان بیماران بسیار حساس مانند نوزادان نارس اهمیت دارد، زیرا درمان مبتنی بر سکرتوم کمتر تهاجمی بوده و خطرات کمتری نسبت به تزریق سلول زنده دارد.
تاریخچه پژوهش در حوزه سکرتومها و کاربرد آنها در نوزادان نارس
مطالعه روی اثرات درمانی سلولهای بنیادی مزانشیمی بیش از دو دهه قدمت دارد، اما در سالهای اخیر تمرکز به سمت ترکیبات ترشحی این سلولها هدایت شده است. پژوهشهای اولیه نشان دادند که MSCها توانایی کاهش التهاب شدید ریه، بهبود ترمیم بافت آسیبدیده، و مهار مسیرهای منجر به آسیب سلولی را دارند. در مدلهای حیوانی، تیمار با سکرتومها منجر به افزایش بقا، کاهش آسیبهای ساختاری و بهبود عملکردی در ریه و روده شده است. این یافتهها زمینهساز درک عمیقتری از این موضوع شد که شاید نیازی به تزریق مستقیم سلولها نباشد و استفاده از مولکولهای آزاد شده توسط آنها بتواند اثرات مشابه یا حتی بهتری ایجاد کند. مزیت مهم این روش، کاهش احتمال بروز مشکلاتی مانند رد سلولی، تشکیل تومور، یا مشکلات مربوط به مهاجرت سلولهای زنده است. علاوه بر این، سکرتومها قابلیت استانداردسازی و تولید در مقیاس وسیع را دارند که میتواند مسیر کاربردهای بالینی را هموارتر کند. پژوهشهای اخیر نشان دادهاند که علاوه بر اثرات ضدالتهابی، این ترشحات میتوانند مسیرهای اپیژنتیکی و سیگنالدهی را نیز تعدیل کرده و باعث بازسازی واقعی بافت شوند.
شیوه مطالعاتی پژوهش اخیر
مطالعه سال ۲۰۲۵ با بهرهگیری از چندین مدل آزمایشگاهی و حیوانی، نقشه جامعی از نقش سکرتومهای MSC در کنترل بیماریهای نوزادان نارس ارائه کرده است. پژوهشگران ابتدا ترشحات سلولهای بنیادی مزانشیمی انسانی را استخراج و خالصسازی کردند و سپس این ترکیبات را روی بافتهای ریه و روده تحت استرس التهابی مورد آزمون قرار دادند. در مرحله بعد، مدلهای حیوانی BPD و NEC با تزریق یا تجویز موضعی سکرتومها درمان شدند. پژوهشگران شاخصهایی مانند کاهش التهاب، بهبود ساختار بافتی، بقای حیوانات، و فعالیت مولکولی در مسیرهای دخیل در التهاب و نکروز را بررسی کردند. دادهها نشان دادند که استفاده از سکرتومها منجر به کاهش سطح سایتوکاینهای مخرب، افزایش بیان فاکتورهای ترمیمی، و کاهش مرگ سلولی در بافتها میشود. مطالعات مولکولی نیز نشان داد که این ترشحات قادر به خاموشسازی مسیرهایی مانند NF-kB هستند که نقشی اساسی در التهاب شدید دارند. در بخش دیگری از مطالعه، پژوهشگران نقش وزیکولهای خارجسلولی موجود در سکرتومها را زیر ذرهبین گذاشتند و دریافتند که این ریزساختارهای زیستی حامل RNAهای تنظیمی و پروتئینهای فعالی هستند که میتوانند مسیرهای آسیبزا را تغییر داده و بازسازی بافت را تقویت کنند.
نتایج پژوهش
نتایج این مطالعه نشان داد که سکرتومهای MSC قادرند شدت التهاب ریه و روده در نوزادان نارس را به میزان قابل توجهی کاهش دهند. در مدل حیوانی BPD، استفاده از سکرتومها موجب افزایش چشمگیر در ساختار آلوئولها، کاهش فیبروز ریه، و بهبود عملکرد تنفسی شد. در مورد NEC، نتایج نشان داد که دیواره روده پس از درمان ثبات بیشتری پیدا کرده، مناطق نکروتیک به طور محسوسی کاهش یافته و از بروز عفونتهای سیستمیک جلوگیری شده است. دادههای مولکولی نشان میدادند که سکرتومها با فعالسازی مسیرهای ترمیمی و مهار سیگنالهای مرگ سلولی نقش کلیدی در بهبود وضعیت بافتها ایفا میکنند. یکی از نکات برجسته مطالعه آن بود که سکرتومها نه تنها اثرات درمانی قابل توجهی نشان دادند، بلکه ایمنی بالایی نیز داشتند و هیچ گونه نشانهای از عوارض جانبی جدی مشاهده نشد. همین موضوع آنها را گزینهای ایدهآل برای استفاده در نوزادان نارس که گروهی بسیار حساس به عوارض دارویی هستند، معرفی میکند.
دستاوردهای پژوهش
این پژوهش چند دستاورد مهم را برجسته میکند. نخست اینکه سکرتومهای MSC میتوانند به عنوان یک درمان غیرسلولی مؤثر برای بیماریهای شدید نوزادان نارس مورد استفاده قرار گیرند. دوم اینکه این پژوهش نشان میدهد مولکولهای ترشحی، از جمله فاکتورهای رشد، وزیکولهای خارجسلولی، و microRNAها نقش تعیینکنندهای در فرآیند ترمیم ایفا میکنند. سوم اینکه امکان تولید انبوه، نگهداری طولانیمدت، و کاهش خطرات ایمونولوژیک، سکرتومها را به گزینهای قابل توسعه برای کاربردهای بالینی آینده تبدیل میکند. این مطالعه همچنین پایهای علمی برای طراحی کارآزماییهای انسانی فراهم کرده و مدل قابل اتکایی برای توسعه درمانهای ایمنتر و کارآمدتر در حوزه نوزادان نارس ارائه داده است.
گامهای بعدی مطالعه
پژوهشگران بر ضرورت انجام کارآزماییهای بالینی فاز ۱ و ۲ تأکید دارند تا اثربخشی و ایمنی این روش در نوزادان مورد ارزیابی دقیق قرار گیرد. آنها همچنین قصد دارند ترکیبات فعال موجود در سکرتومها را جداسازی و دستهبندی کنند تا بتوانند نسخههای استانداردسازیشده و هدفمند درمانی ایجاد کنند. یکی دیگر از مسیرهای پژوهشی آینده، توسعه روشهای دارورسانی بهینه برای این ترشحات است، بهویژه برای کاربرد در بیماریهای ریه و روده. پژوهشگران معتقدند که ترکیب سکرتومها با نانوزیستمواد میتواند آینده درمان نوزادان نارس را متحول کند. همچنین بررسی نحوه تأثیر این ترشحات بر مسیرهای اپیژنتیکی میتواند دریچه جدیدی در فهم مکانیسمهای ترمیمی در این گروه از بیماران بگشاید.
پایان مطالب/.