یادداشت
ارتباط مواد پلاستیکی با التهاب شدید پوستی
تحقیقا اخیر نشان داد که تماس مزمن با مواد پلاستیکی مختلکننده هورمونی باعث کاهش پروتئین Nicastrin و تشدید التهاب در پوست بیماران HS میشود.
امتیاز:
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، محققان در تحلیلی گسترده بر روی بیماری التهابی Hidradenitis Suppurativa که با ایجاد گرههای دردناک، ترشح مزمن و اسکار پوستی شناخته میشود، دریافتهاند که مواد مختلکننده هورمونی موجود در پلاستیک توانایی کاهش پروتئینNicastrin را در سلولهای پوستی دارند و همین تغییر کوچک در سطح سلولی میتواند پاسخ التهابی را به شکل قابل توجهی تشدید کند. این بیماری که اغلب در نواحی چیندار پوست مانند زیربغل و کشاله ران بروز میکند، سالها به عنوان یک اختلال پیچیده با ریشه ژنتیکی و ایمنی شناخته میشد، اما اکنون دادهها نشان میدهند عوامل محیطی نیز نقشی قدرتمند در شعلهور کردن آن دارند. در نمونهبرداریها از بیماران مشخص شد که اگرچه آسیبپذیری ژنتیکی در برخی افراد وجود دارد، اما بسیاری از بیماران فاقد جهشهای شناختهشده هستند و همین موضوع توجه پژوهشگران را به سمت آلایندههای روزمره بهویژه پلاستیک هدایت کرد.
نقش Nicastrin در تغییرات بافتی
بررسی بافتی و سلولی نشان داد سطحNicastrin در فیبروبلاستها کاهش معنیدار دارد، در حالی که کراتینوسیتها کمتر تحتتأثیر قرار گرفتهاند. این پروتئین بخشی از کمپلکسγ-secretase است و کاهش آن باعث اختلال در پردازش مولکولی و افزایش حساسیت سلولها به عوامل التهابی میشود. این مسئله به شکلگیری چرخهای تهاجمی از التهاب منجر میشود که درHS بارها مشاهده شده است. تا پیش از این تصور میشد تنها جهشهای مرتبط با این کمپلکس علت کاهشNicastrin هستند، اما نتایج تازه نشان داد کاهش آن حتی در نبود جهش نیز رخ میدهد و این موضوع احتمال دخالت عامل خارجی را تقویت کرد.
نشانههای حضور افزودنیهای پلاستیکی در پوست
تحلیل طیفسنجی جرمی روی نمونههای پوستی بیماران نشان داد غلظت بیسفنولها، فتالاتها و دیگرp-EDs در نواحی مبتلا بیشتر از پوست افراد سالم است. این یافته گامی مهم در بررسی ارتباط پلاستیک باHS محسوب میشود. سطح شیمیایی کشفشده نهتنها پسماند محیطی، بلکه عاملی فعال در محیط میکروسکوپی بافت پوست بود. پژوهشگران با شبیهسازی قرارگیری سلولی نشان دادند تماس مستقیم با ترکیبات پلاستیکی حتی در غلظتهای نانومولار میتواند سطح Nicastrin را کاهش دهد و مسیر التهابی را فعال کند. این میزان تماس معادل جذب احتمالی ناشی از استفاده روزمره از محصولات پلاستیکی است. در آزمایشها پس از کاهش Nicastrin، سلولها در مواجهه با محرکهای التهابی مانند TNF-αپاسخ شدیدتری نشان دادند. این مدل آزمایشگاهی بسیار شبیه پاسخ بافت در بیماران HS بود. حتی سلولهایی که با روش ژنتیکی Nicastrin در آنها خاموش شده بود، رفتاری مشابه نشان دادند که نشان میدهد کاهش این پروتئین میتواند محرک اصلی التهاب باشد. شباهت الگوهای فسفوریلاسیون و پروتئومیکس بهدستآمده بین سلولهای تحت تماس با ترکیبات پلاستیکی و بافت بیماران HS از جمله نکات کلیدی این مطالعه بود.
الگوی پروتئینی مشابه HS پس از تماس با پلاستیک
تحلیل تغییرات پروتئینی پس از تماس باp-EDs نشان داد بسیاری از مسیرهای مرتبط با التهاب، ترمیم زخم و استرس اکسیداتیو افزایش فعالیت دارند. این شباهت ساختاری میان پوست بیمار و پوست در معرض پلاستیک شواهدی قوی برای نقش محیطی آلایندههای پلاستیکی ایجاد میکند. شباهت نهتنها در پروتئینهای التهابی بلکه در مسیرهای سیگنالدهی مشاهده شد. با وجود اینکه همه بیمارانHS افزایش سطحp-EDs ندارند، میزان بالاتر این مواد در بافت بیماران منطبق با فرضیه دخالت پلاستیک در شدت بیماری است. مواردHS غیرارثی بخش قابل توجهی از بیماران را تشکیل میدهند و برای سالها منشأ آن ناشناخته بود. یافتههای جدید مطرح میکنند که تجمع مواد پلاستیکی در پوست افراد میتواند جایگزینی برای نقص ژنتیکی باشد و مسیری مشابه از نظر التهابی ایجاد کند. تماس مداوم با بستهبندیهای غذایی، لوازم آرایشی، ظروف نگهداری و آلودگی میکروپلاستیکهای هوا منابع احتمالی ورود این ترکیبات به بدن هستند. این مسیر محیطی میتواند توضیح دهد چرا ضایعات پوستی در برخی افراد با وجود نبود سابقه خانوادگی ایجاد میشود. مطالعات مشابه گزارش کردهاند که میکروپلاستیکها قادرند تولید سایتوکاینهایی مانند IL-1β و IL-6 را در پوست افزایش دهند. این مواد علاوهبر اختلال هورمونی، موجب تحریک مسیرهای اکسیداتیو و اختلال سد پوستی میشوند. در شرایطی که پوست آسیبپذیر است یا تماس مزمن و طولانیمدت رخ میدهد، احتمال نفوذ به بافتهای عمقیتر بیشتر خواهد شد. این روند میتواند آغازگر التهاب مزمن و تدریجی باشد. در یک تحلیل بزرگ دیگر نیز مشخص شد سطح بالاتر EDCها در بدن با افزایش CRP و IL-6 مرتبط است. این مولکولها از شاخصهای سیستمیک التهاب محسوب میشوند و در بیماران HS نیز شدت آنها بالا گزارش شده است. این همبستگی میان دادههای وریدی و بافتی، فرضیه ارتباط پلاستیک و التهاب پوستی را منسجمتر میکند. اگر کاهشNicastrin حساسیت فیبروبلاست را بالا ببرد، وجود مقدار کمی محرک کافی است تا پاسخ ایمنی گسترده شکل گیرد.
نقش رژیم غذایی و محصولات بستهبندیشده
مواد غذایی بستهبندیشده منبعی مهم برای ورود فتالاتها و بیسفنولها به بدن هستند. حرارت دادن ظروف پلاستیکی و تماس طولانی با چربی روند آزادسازی آنها را افزایش میدهد. اگر فردی سالها به طور ممتد در معرض این مواد باشد، امکان تجمع تدریجی در بافتهای نرم وجود دارد. همین روند برای افرادی که از محصولات آرایشی و پوستی با بستهبندی پلاستیکی استفاده مداوم دارند نیز مطرح است. با وجود اینکه اثبات دقیق میزان جذب هنوز دشوار است، یافتههای جدید نشان میدهند حتی مقادیر ناچیز میتواند در طولانیمدت چشمگیر باشد.
مقایسه خطر ژنتیکی و محیطی در بروز بیماری
در موارد ژنتیکی، نقص در کمپلکسγ-secretase بهطور مستقیم باعث کاهشNicastrin میشود، اما در نمونههای اسپرادیک این راه از طریق مواد محیطی فعال میشود. این دو مسیر متفاوت اما همراستا میتوانند الگوی مشابه بیماری ایجاد کنند. این شباهت رفتاری باعث شده پژوهشگران بر این باور باشند کهHS نهفقط حاصل ژنتیک بلکه محصول مشترک ژنتیک و محیط است. اختلاف در شدت بیماری میان افراد مختلف نیز میتواند به میزان تماس با پلاستیک یا توانایی بدن در دفع این ترکیبات مربوط باشد.
نقش فیبروبلاستها در التهاب پوستی طولانیمدت
یافتهها تأکید میکنند فیبروبلاستها بهعنوان سلولهای کلیدی بافت در ایجاد التهاب پایدار نقش دارند. کاهشNicastrin این سلولها را در وضعیت آمادهباش نگه میدارد و پاسخ اغراقآمیز به کوچکترین محرک ایجاد میشود. همین وضعیت در پوست بیماران HS باعث عودهای مکرر، ترشح مزمن و ایجاد سینوسهای پوستی میشود. این الگو توضیح میدهد چرا حتی با درمانهای دارویی، التهاب در بسیاری از بیماران مجدد رخ میدهد.
فرضیه تماس مزمن و تجمع تدریجی در بافت
آلایندههای پلاستیکی معمولاً پایدارند و سرعت حذف آنها از بافت پایین است. در نتیجه تماس کم اما مداوم میتواند بهمرور سطح تجمع در پوست را بالا ببرد. اگر این تجمع به آستانه خاصی برسد، پاسخ التهابی ظاهر میشود. چنین مدلی در سایر بیماریهای محیطی نیز مطرح شده است. با این حال اندازهگیری دقیق زمان و مقدار تماس لازم هنوز نیازمند پژوهش گسترده است. منابع علمی دیگر نیز اشاره کردهاند که میکروپلاستیکها میتوانند سرعت پیری سلولی را افزایش دهند و ژنهای مرتبط با استرس اکسیداتیو را فعال کنند. این روند بهویژه در پوست افراد دارای آسیب مزمن میتواند شدت بیشتری داشته باشد. ارتباط میان این تغییرات وHS هنوز مستقیم ثابت نشده، اما اشتراکات در مسیرهای التهابی احتمال نقش مشترک را پررنگتر میکند.
پایان مطلب./