پیشرفت در درمان بیماری چشمی استارگاردت با سلولهای بنیادی، امید برای بیماران ایجاد کرده است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، بیماری استارگاردت یکی از شایعترین اختلالات ارثی شبکیه چشم است که میتواند منجر به از دست رفتن بینایی شود. در سالهای اخیر، درمان با سلولهای بنیادی به عنوان یک رویکرد نوین، توجه بسیاری از محققان و پزشکان را به خود جلب کرده است. این روش نه تنها میتواند سلولهای آسیبدیده را جایگزین کند، بلکه به درک بهتر بیماری کمک میکند.
بیماری استارگاردت چیست؟
بیماری استارگاردت، که به عنوان دیستروفی ماکولار شروعکننده در نوجوانی نیز شناخته میشود، شایعترین شکل ارثی دیستروفی ماکولار است. این بیماری معمولاً در سنین کودکی یا نوجوانی ظاهر میشود و باعث از دست رفتن تدریجی بینایی مرکزی میگردد. شیوع آن حدود یک در هر ۱۰ هزار نفر است و اغلب به صورت ارثی اتوزومال رکسیو منتقل میشود.
علت اصلی بیماری، جهش در ژن ABCA4 است که در بازوی کوتاه کروموزوم ۱ قرار دارد. این ژن مسئول تولید پروتئینی است که در انتقال مواد زائد از سلولهای گیرنده نور (فتورسپتورها) نقش دارد. وقتی این پروتئین درست کار نکند، مواد زائد مانند لیپوفوسین در سلولهای اپیتلیوم رنگدانه شبکیه (RPE) تجمع میکند و باعث مرگ سلولها میشود. در نتیجه، سلولهای گیرنده نور در ناحیه ماکولا (مرکز شبکیه) آسیب میبینند و بینایی مرکزی کاهش مییابد.
علائم اولیه شامل تاری دید، مشکل در تشخیص رنگها، و لکههای تاریک در مرکز میدان دید است. بیماران اغلب در خواندن، رانندگی یا تشخیص چهرهها مشکل دارند. بیماری دوطرفه است و پیشرفت آن آهسته اما پیوسته است. در موارد شدید، بینایی ممکن است به کمتر از ۲۰/۲۰۰ برسد، که به معنای نابینایی قانونی است. تشخیص با معاینه چشم، تستهای ژنتیکی و تصویربرداری مانند OCT یا فوندوسکپی انجام میشود.
عوامل خطر شامل سابقه خانوادگی است، اما قرار گرفتن در معرض نور شدید یا مصرف زیاد ویتامین A میتواند پیشرفت بیماری را تسریع کند. تاکنون هیچ درمان تاییدشدهای توسط FDA وجود ندارد، اما مدیریت شامل استفاده از عینکهای محافظ UV و ابزارهای کمکی بینایی است.
سلولهای بنیادی: امید جدید برای درمان
سلولهای بنیادی سلولهایی هستند که میتوانند به انواع سلولهای دیگر تبدیل شوند و خود را تکثیر کنند. آنها مانند کارخانهای برای تعمیر بافتهای آسیبدیده عمل میکنند. در چشم، سلولهای بنیادی میتوانند به سلولهای گیرنده نور یا RPE تبدیل شوند که در بیماری استارگاردت آسیب میبینند.
انواع سلولهای بنیادی شامل سلولهای جنینی (ESC)، سلولهای پرتوان القایی (iPSC) و سلولهای مزانشیمی (MSC) است. سلولهای مزانشیمی از مغز استخوان، بافت چربی یا بند ناف گرفته میشوند و به راحتی در آزمایشگاه رشد میکنند. آنها نه تنها جایگزین سلولهای از دست رفته میشوند، بلکه فاکتورهای رشد ترشح میکنند که التهاب را کاهش میدهند و سلولهای باقیمانده را محافظت میکنند.
در درمان چشم، سلولهای بنیادی از طریق تزریق زیرشبکیهای، داخل ویتره یا فوقکوروئیدی وارد میشوند. این روشها میتوانند بینایی را بهبود بخشند، اما چالشهایی مانند رد پیوند یا عوارض جراحی دارند. مطالعات نشان میدهد که سلولهای مزانشیمی به دلیل ایمنی بالا و هزینه کمتر، گزینهای جذاب هستند.
بررسیهای سیستماتیک: شواهد از مطالعات انسانی
بررسیهای سیستماتیک اخیر نشان میدهد که درمان با سلولهای بنیادی برای استارگاردت امیدوارکننده است. در یک بررسی جامع، ۱۳ مطالعه شامل ۹۵ چشم از ۷۸ بیمار انسانی مورد تحلیل قرار گرفت. این مطالعات از سلولهای جنینی انسانی، سلولهای مزانشیمی و سلولهای مغز استخوان استفاده کردهاند.
نتایج نشان داد که در ۳۸ چشم، بینایی به طور قابل توجهی بهبود یافت. عوارض شامل خونریزی زیرشبکیهای، جداشدگی شبکیه و افزایش فشار چشم بود، اما هیچ توموری گزارش نشد. تزریق فوقکوروئیدی ایمنترین روش به نظر میرسد و بهبود بینایی در ۶۰ درصد موارد در ۶ ماه اول مشاهده شد.
در متاآنالیز دیگری با ۲۱ مطالعه و ۴۹۶ چشم، بهبود بینایی در بیماران استارگاردت در ۶ و ۱۲ ماه پایدار بود کاهش ۰.۱۴ تا ۰.۱۷.
این بررسیها تاکید میکنند که درمان سلول بنیادی میتواند بینایی را حفظ یا بهبود بخشد، اما مطالعات بزرگتر برای تایید ایمنی بلندمدت نیاز است. کیفیت شواهد پایین است، زیرا بیشتر مطالعات غیرتصادفی و با نمونه کوچک هستند.
مدلهای in vitro: نقش سلولهای مزانشیمی
مدلهای آزمایشگاهی (in vitro) برای درک بیماری استارگاردت حیاتی هستند. این مدلها سلولهای انسانی را شبیهسازی میکنند و برای تست داروها استفاده میشوند. سلولهای مزانشیمی (MSC) به دلیل دسترسی آسان و تمایز سریع، گزینهای عالی هستند.
سلولهای مزانشیمی میتوانند به سلولهای RPE یا گیرنده نور تبدیل شوند. روشها شامل کشت در محیطهای القایی با فاکتورهای رشد مانند FGF یا کوکتل NDI شامل Noggin، Dkk-1 و IGF1است. در مطالعات، سلولهای مزانشیمی مغز استخوان به سلولهای RPE با قابلیت فاگوسیتوز تبدیل شدند.
مدلهای in vitro با سلولهای مزانشیمی ارزانتر و سریعتر از سلولهای پرتوان القایی هستند و برای غربالگری داروهای بزرگ مناسباند. برای مثال، سلولهای مزانشیمی تمایزیافته از بافت چربی به سلولهای گیرنده نور تبدیل شدند و بیان ژنهای مانند RHO نشان دادند. این مدلها جهشهای ژنتیکی مانند ABCA4 را شبیهسازی میکنند و به تست درمانهای ژنتیکی کمک میکنند.
با این حال، روشهای تمایز نیاز به بهینهسازی دارند تا مدلها واقعیتر شوند. ترکیب با فناوریهای سهبعدی مانند ارگانوئیدها میتواند دقت را افزایش دهد.
پیشرفتهای اخیر و آزمایشهای بالینی
در سال ۲۰۲۵، پیشرفتهای چشمگیری در درمان استارگاردت با سلولهای بنیادی گزارش شده است. آزمایشهای بالینی فاز ۱/۲ نشان میدهد که تزریق سلولهای گیرنده نور مشتق از سلولهای جنینی بینایی را در بیماران پیشرفته بهبود میبخشد. یک شرکت دارویی، درمان ژنتیکی SB-007 را برای جهشهای ABCA4 معرفی کرد که پروتئینهای معیوب را ترمیم میکند.
درمان اپتوژنتیک، مانند MCO-010، بینایی را در بیماران استارگاردت افزایش داد و تا ۱۵ حرف در نمودار چشم بهبود نشان داد. شش شرکت دیگر درمانهایی برای کند کردن از دست رفتن بینایی توسعه میدهند، از جمله مهارکنندههای مکمل و تعدیلکنندههای چرخه بینایی.
آزمایش OCU410ST در فاز ۲/۳ شروع شد و نتایج اولیه امیدوارکننده است. مدلهای in vitro با سلولهای مزانشیمی برای تست این درمانها استفاده میشود و نشان میدهد که سلولهای مزانشیمی میتوانند التهاب را کاهش دهند و سلولها را محافظت کنند.
در مدلهای حیوانی، سلولهای مزانشیمی از بافت دندان یا بند ناف به سلولهای شبکیه تبدیل شدند و عملکرد بینایی را بهبود بخشیدند. این پیشرفتها نشان میدهد که ترکیب سلولهای بنیادی با ژندرمانی میتواند درمانهای شخصیسازیشده ایجاد کند.
چالشها و آینده
با وجود پیشرفتها، چالشهایی مانند ایمنی بلندمدت، هزینه بالا و نیاز به مطالعات بزرگتر وجود دارد. عوارض احتمالی شامل عفونت یا رشد غیرکنترلشده سلولها است. همچنین، مدلهای in vitro کامل نیستند و نیاز به بهبود دارند تا بیماری را دقیقتر شبیهسازی کنند.
آینده روشن است: با فناوریهای جدید مانند CRISPR برای ویرایش ژنها و ارگانوئیدهای سهبعدی، درمانهای موثرتری در راه است. هدف نهایی، جلوگیری از پیشرفت بیماری و بازگرداندن بینایی است. بیماران باید با پزشکان مشورت کنند و در آزمایشهای بالینی شرکت کنند تا به پیشرفت کمک کنند.
پایان مطلب./