یادداشت چند منبعی
استفاده از سلولهای بنیادی خون بند ناف در بهبود آسیبهای عصبی و اختلالات مغزی نوزادان
نتایج آخرین تحقیقات نشان میدهد سلولهای بنیادی خون بندناف میتوانند درمانهای عصبی آینده را متحول کنند.
امتیاز:
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، در ژانویه ۲۰۲۶، پژوهشهای علمی تازهای در حوزه پزشکی بازساختی منتشر شدهاند که بر پتانسیل درمانی سلولهای بنیادی خون بند ناف در بهبود آسیبهای عصبی و اختلالات مغزی نوزادان و قابلیت بالینی آنها تمرکز دارند. این مطالعات که در سطح جهانی انجام شدهاند نشان میدهند که استفاده از سلولهای مشتق از خون بندناف میتواند روند پیشرفت درمانهای عصبی را تغییر دهد و امید تازهای برای بیماریهایی ارائه دهد که تاکنون درمان قطعی نداشتهاند.
خون بندناف
خون بندناف بهعنوان یکی از منابع سلولهای بنیادی در سالهای اخیر توجه زیادی در پزشکی بازساختی به خود جلب کرده است. این سلولها که پس از تولد در دسترساند، دارای توانایی بازسازی بافتها، خصوصاً بافت عصبی، هستند و در آزمایشهای پیشبالینی و مطالعات پایه نشان دادهاند که میتوانند التهاب عصبی را کاهش دهند، سلولهای عصبی را تقویت کنند و عملکرد حرکتی را بهبود بخشند. جدیدترین دادهها نشان میدهند که این روش درمانی میتواند در آسیبهای مغزی نوزادان و شرایط مشابه نقش مؤثری داشته باشد و مسیر تحقیق برای کاربردهای بالینی گستردهتر را هموار کند.
مقدمه
بیماریها و آسیبهای عصبی، بهویژه زمانی که در دورههای اولیه زندگی مانند آسیب مغزی نوزادان نارس رخ میدهند، میتوانند پیامدهای طولانیمدت و جدی بر رشد و عملکرد سیستم عصبی داشته باشند. درمانهای فعلی عمدتاً حمایتی هستند و توان بازسازی بافت نورونی را ندارند. با این حال، یافتههای جدید در حوزه سلولهای بنیادی نشان میدهد که سلولهای مشتق از خون بند ناف میتوانند بهعنوان یک راهبرد درمانی نوآورانه برای کاهش آسیب و بهبود عملکرد عصبی مطرح شوند. این سلولها به دلیل ماهیت نابالغ ایمنی، دسترسی آسان و توان ترشح فاکتورهای محافظ عصبی، مورد توجه ویژه محققان قرار گرفتهاند.
تاریخچه
استفاده از خون بند ناف بهعنوان منبع سلولهای بنیادی ابتدا در درمان بیماریهای خونی، سرطانهای سیستم خونساز و نقصهای ایمنی مورد استفاده قرار گرفت. نخستین پیوند موفق خون بند ناف در دهه ۱۹۸۰ انجام شد و بهتدریج جایگاه این منبع سلولی در پزشکی تثبیت شد. با پیشرفت علوم اعصاب و درک بهتر مکانیسمهای آسیب عصبی، پژوهشگران به بررسی نقش بالقوه سلولهای خون بند ناف در محافظت و بازسازی بافت عصبی روی آوردند. مطالعات پیشبالینی در دو دهه گذشته نشان دادند که این سلولها قادرند با کاهش التهاب، مهار مرگ سلولی و حمایت از بازسازی عصبی، اثرات مثبتی در مدلهای آسیب مغزی ایجاد کنند.
شیوه مطالعاتی
مطالعات منتشرشده در ژانویه ۲۰۲۶ عمدتاً از رویکردهای مرور نظاممند، متاآنالیز مطالعات پیشبالینی و تحلیل دادههای کارآزماییهای اولیه انسانی استفاده کردهاند. در این پژوهشها، سلولهای بنیادی مشتق از خون بند ناف به روشهای مختلفی مانند تزریق داخل وریدی یا تزریق موضعی به مدلهای حیوانی آسیب مغزی منتقل شدهاند. سپس شاخصهایی مانند وسعت آسیب بافتی، میزان التهاب، بقای نورونها، میلیناسیون و عملکرد حرکتی مورد بررسی قرار گرفته است. در برخی مطالعات انسانی نیز ایمنی و امکانپذیری استفاده از این سلولها در نوزادان ارزیابی شده است.
نتایج
نتایج این مجموعه مطالعات نشان میدهد که سلولهای بنیادی خون بند ناف در مدلهای پیشبالینی موجب کاهش معنیدار التهاب عصبی، کاهش حجم ناحیه آسیبدیده و بهبود عملکرد حرکتی شدهاند. همچنین افزایش بقای نورونها و سلولهای پشتیبان عصبی در نواحی آسیبدیده گزارش شده است. در مطالعات اولیه انسانی، تزریق این سلولها ایمن گزارش شده و عارضه جدی مرتبط با درمان مشاهده نشده است، هرچند اثربخشی بالینی نیازمند بررسیهای گستردهتر و طولانیمدت است.
دستاورد
مهمترین دستاورد این مطالعات، تقویت شواهد علمی در حمایت از نقش درمانی سلولهای بنیادی خون بند ناف در آسیبهای عصبی است. این یافتهها نشان میدهد که خون بند ناف صرفاً یک منبع جایگزین برای پیوندهای خونی نیست، بلکه میتواند بهعنوان یک ابزار درمانی فعال در پزشکی بازساختی و نورولوژی مورد استفاده قرار گیرد. این تحول دیدگاه، جایگاه بند ناف را از یک بافت دورریز به یک منبع زیستی با ارزش درمانی ارتقا داده است.
گام بعدی مطالعه
گام بعدی در این مسیر، طراحی و اجرای کارآزماییهای بالینی تصادفیشده در مقیاس بزرگ است تا اثربخشی واقعی این درمانها در انسان مشخص شود. همچنین تعیین دوز بهینه سلولی، زمان مناسب مداخله، روش انتقال سلول و شناسایی بیماران هدف از جمله چالشهای پیشرو هستند. همزمان، توسعه زیرساختهای بانک خون بند ناف و استانداردسازی فرآیندهای جداسازی و نگهداری سلولها نقش کلیدی در گسترش این درمانها خواهد داشت.
پایان مطلب/.