تاریخ انتشار: پنجشنبه 16 بهمن 1404
 سلول‌های بنیادی عصبی در آستانه تحول درمان بیماری‌های عصبی و دردهای مزمن
یادداشت چند منبعی

  سلول‌های بنیادی عصبی در آستانه تحول درمان بیماری‌های عصبی و دردهای مزمن

محققان از ظرفیت ذاتی سلول‌های بنیادی عصبی برای جایگزینی سلول‌های از دست‌رفته، تعدیل التهاب عصبی و بازسازی شبکه‌های عصبی آسیب‌دیده استفاده می‌کنند.
امتیاز: Article Rating

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، پیشرفت‌های اخیر در تحقیقات سلول‌های بنیادی عصبی نشان می‌دهد که درمان بسیاری از بیماری‌های عصبی و اختلالات درد مزمن، که تاکنون عمدتاً با درمان‌های تسکینی مدیریت می‌شدند، ممکن است در آینده با رویکردهای بازساختی و ترمیمی هدف قرار گیرند. گروه‌های تحقیقاتی در سراسر جهان در حال توسعه روش‌هایی هستند که از ظرفیت ذاتی سلول‌های بنیادی عصبی برای جایگزینی سلول‌های از دست‌رفته، تعدیل التهاب عصبی و بازسازی شبکه‌های عصبی آسیب‌دیده استفاده می‌کنند.

تحقیقات سلول‌های بنیادی عصبی

تحقیقات سلول‌های بنیادی عصبی در سال‌های اخیر وارد مرحله‌ای تازه شده است که تمرکز آن از مطالعات صرفاً آزمایشگاهی به کاربردهای بالینی بالقوه معطوف شده است. این سلول‌ها به دلیل توانایی تمایز به نورون‌ها و سلول‌های گلیال، گزینه‌ای امیدوارکننده برای درمان بیماری‌هایی مانند پارکینسون، آلزایمر، ام‌اس، آسیب‌های نخاعی و دردهای مزمن نوروپاتیک محسوب می‌شوند. گزارش‌های منتشرشده در ژانویه ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که پژوهشگران علاوه بر جایگزینی سلولی، به نقش تنظیمی سلول‌های بنیادی عصبی در کاهش التهاب، ترمیم مدارهای عصبی و بهبود عملکرد عصبی توجه ویژه‌ای دارند. این رویکردها می‌توانند زمینه‌ساز نسل جدیدی از درمان‌های بیماری‌های عصبی باشند.

مقدمه
بیماری‌های عصبی از جمله پیچیده‌ترین و پرهزینه‌ترین چالش‌های نظام سلامت جهانی به شمار می‌روند. بسیاری از این بیماری‌ها، به‌ویژه اختلالات تحلیل‌برنده عصبی و دردهای مزمن، درمان قطعی ندارند و مداخلات موجود تنها علائم را کاهش می‌دهند. در چنین شرایطی، پزشکی بازساختی و به‌ویژه سلول‌های بنیادی عصبی، به عنوان یک مسیر نویدبخش برای بازگرداندن عملکرد از دست‌رفته سیستم عصبی مطرح شده‌اند. گزارش‌های علمی اخیر نشان می‌دهد که این حوزه به‌تدریج در حال عبور از مرحله فرضیه‌پردازی به سمت شواهد تجربی و بالینی است.

تاریخچه
ایده استفاده از سلول‌های بنیادی عصبی برای درمان بیماری‌های عصبی به دهه‌های پایانی قرن بیستم بازمی‌گردد، زمانی که برای نخستین بار وجود سلول‌های پیش‌ساز عصبی در مغز پستانداران بالغ اثبات شد. این کشف دیدگاه کلاسیک مبنی بر ناتوانی مغز در بازسازی خود را به چالش کشید. در سال‌های بعد، استخراج و کشت سلول‌های بنیادی عصبی از منابع جنینی، بالغ و سپس از سلول‌های بنیادی پرتوان القایی، امکان مطالعات گسترده‌تری را فراهم کرد. با این حال، نگرانی‌هایی مانند کنترل تمایز، یکپارچگی عملکردی سلول‌های پیوندی و خطرات ایمنی، باعث شد که پیشرفت بالینی این حوزه با احتیاط همراه باشد.

شیوه مطالعاتی

مطالعات اخیر سلول‌های بنیادی عصبی از رویکردهای متنوعی بهره می‌برند. در مدل‌های حیوانی، این سلول‌ها به نواحی آسیب‌دیده مغز یا نخاع پیوند داده می‌شوند تا توانایی آن‌ها در تمایز، مهاجرت و ادغام با شبکه‌های عصبی بررسی شود. علاوه بر پیوند مستقیم، برخی مطالعات از محیط‌های کشت سه‌بعدی و ارگانوئیدهای عصبی برای شبیه‌سازی شرایط بیماری استفاده می‌کنند. در حوزه درد مزمن، تمرکز پژوهشگران بر نقش تعدیل‌کننده سلول‌های بنیادی عصبی بر التهاب عصبی و حساس‌سازی نورونی است. نتایج نشان می‌دهد که این سلول‌ها می‌توانند از طریق ترشح فاکتورهای نوروتروفیک و ضدالتهابی، شدت درد را کاهش دهند، حتی بدون جایگزینی مستقیم نورون‌های از دست‌رفته. همچنین در برخی کارآزمایی‌های اولیه انسانی، ایمنی تزریق سلول‌های بنیادی عصبی یا سلول‌های مشتق‌شده از آن‌ها مورد ارزیابی قرار گرفته و داده‌های اولیه امیدوارکننده گزارش شده است.

نتایج
نتایج مطالعات پیش‌بالینی نشان می‌دهد که سلول‌های بنیادی عصبی قادرند بقای نورون‌های باقی‌مانده را افزایش دهند، تشکیل مدارهای عصبی جدید را تسهیل کنند و در برخی مدل‌ها به بهبود عملکرد حرکتی یا حسی منجر شوند. در مدل‌های درد مزمن، کاهش رفتارهای مرتبط با درد و بهبود کیفیت حرکت حیوانات گزارش شده است.
در مطالعات انسانی محدود، تزریق این سلول‌ها عموماً ایمن گزارش شده و عوارض شدید کوتاه‌مدت مشاهده نشده است، هرچند پژوهشگران تأکید دارند که برای ارزیابی اثربخشی واقعی و ایمنی بلندمدت، داده‌های بیشتری مورد نیاز است. این نتایج نشان می‌دهد که سلول‌های بنیادی عصبی نه تنها به عنوان جایگزین سلولی، بلکه به عنوان تنظیم‌کننده محیط عصبی نقش‌آفرینی می‌کنند.

دستاورد
دستاورد اصلی این موج از تحقیقات، تغییر نگاه به درمان بیماری‌های عصبی است. به‌جای تمرکز صرف بر مهار علائم، رویکردهای مبتنی بر سلول‌های بنیادی عصبی به دنبال ترمیم و بازسازی هستند. این دیدگاه می‌تواند مسیر توسعه درمان‌های ترکیبی را هموار کند؛ درمان‌هایی که سلول‌درمانی را با دارودرمانی، مهندسی بافت و تحریک عصبی ترکیب می‌کنند. همچنین، توجه به درد مزمن به عنوان یک هدف درمانی مستقل، اهمیت اجتماعی و بالینی این تحقیقات را دوچندان کرده است.

گام بعدی مطالعه

گام‌های آینده شامل طراحی کارآزمایی‌های بالینی بزرگ‌تر، استانداردسازی منابع سلولی و بهبود روش‌های تحویل سلول‌ها به سیستم عصبی است. پژوهشگران همچنین بر شناسایی دقیق‌تر مکانیسم‌های مولکولی اثر سلول‌های بنیادی عصبی تمرکز دارند تا بتوانند اثربخشی درمان‌ها را افزایش و خطرات بالقوه را کاهش دهند. انتظار می‌رود در سال‌های پیش رو، نتایج این تحقیقات مسیر جدیدی برای درمان بیماری‌های عصبی و دردهای مزمن باز کند و پزشکی بازساختی را به یکی از ارکان اصلی نورولوژی آینده تبدیل نماید.

پایان مطالب/.

 

ثبت امتیاز
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر جدید

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

کلیدواژه
کلیدواژه
دسته‌بندی اخبار
دسته‌بندی اخبار
Skip Navigation Links.