یادداشت چند منبعی
پیشگامی ژاپن در درمان پارکینسون: تایید اولین درمان سلول بنیادی iPSC جهان
ژاپن اولین مجوز تولید و فروش جهان را برای یک درمان مبتنی بر سلولهای بنیادی پرتوان القایی (iPSC) جهت درمان بیماری پارکینسون صادر کرده است.
امتیاز:
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، در یک پیشرفت تاریخی برای پزشکی بازساختی، ژاپن اولین مجوز تولید و فروش جهان را برای یک درمان مبتنی بر سلولهای بنیادی پرتوان القایی (iPSC) جهت درمان بیماری پارکینسون صادر کرده است. این دستاورد که با همکاری شرکت سومیتومو فارما و دکتر جون تاکاهاشی از دانشگاه کیوتو حاصل شده، گامی فراتر از مدیریت علائم برداشته و با کاشت سلولهای تولیدکننده دوپامین در مغز بیماران، به دنبال بازگرداندن عملکرد از دست رفته است.
درباره مطالعه
در اوایل مارس ۲۰۲۶، وزارت بهداشت ژاپن به طور مشروط و زماندار، درمانی به نام Amchepry (با نام غیراختراعی راگونپروسِل) را برای بیماران پارکینسون پیشرفته که به درمانهای موجود پاسخ کافی نمیدهند، تایید کرد. این درمان شامل کاشت سلولهای پیش ساز عصبی دوپامینرگی است که از سلولهای iPSC اهداکنندگان سالم مشتق شدهاند. تایید این روش که بر اساس نتایج یک کارآزمایی بالینی فاز ۱/۲ بر روی هفت بیمار انجام شد که جزئیات آن در مقالهای در مجله Nature در آوریل ۲۰۲۵ منتشر گردیده است ، نقطه عطفی در درمان بیماریهای نورودژنراتیو محسوب میشود و نویدبخش رویکردی جدید برای بازسازی بافتهای از دست رفته مغز است، هرچند که اثربخشی قطعی آن در مطالعات وسیعتر پس از عرضه به بازار تایید شود.
بیماری پارکینسون
بیماری پارکینسون، دومین بیماری شایع نورودژنراتیو پس از آلزایمر، با از بین رفتن تدریجی نورونهای تولیدکننده دوپامین در ناحیه ماده سیاه مغز مشخص میشود. این فرآیند منجر به بروز علائم حرکتی کلاسیکی مانند لرزش، سفتی عضلات و کندی حرکت میگردد. تخمین زده میشود که حدود ۱۰ میلیون نفر در سراسر جهان با این بیماری زندگی میکنند. در حالی که درمانهای موجود عمدتاً بر جایگزینی دوپامین از دست رفته از طریق داروهایی مانند لوودوپا متمرکز هستند، این روشها پیشرفت بیماری را متوقف یا کند نمیکنند و با گذشت زمان، عوارض جانبی قابل توجهی مانند دیسکینزی (حرکات غیرارادی) ایجاد میکنند. پزشکی بازساختی با هدف رفع ریشهای مشکل، یعنی جایگزینی خود سلولهای از دست رفته، به عنوان امیدوارکنندهترین رویکرد برای ایجاد یک تحول اساسی در درمان این بیماری مطرح شده است. ژاپن با سابقه طولانی در پژوهشهای سلولهای بنیادی، از جمله جایزه نوبل پروفسور شینیا یاماناکا در سال ۲۰۱۲ برای کشف سلولهای iPSC، همواره در خط مقدم این تلاشها بوده است و اکنون با تایید Amchepry، این پژوهشها را به یک محصول تجاری و بالینی تبدیل کرده است. گزارشی از Nature Biotechnology در تاریخ ۱۰ آوریل ۲۰۲۶ به تحلیل این رویداد پرداخته است.
سلولهای بنیادی برای درمان پارکینسون
ایده استفاده از سلولهای بنیادی برای درمان پارکینسون ریشه در تلاشهای اولیه برای پیوند سلولهای جنینی دارد. با این حال، چالشهای اخلاقی و فنی مرتبط با سلولهای جنینی، محققان را به سمت منابع جایگزین سوق داد. کشف سلولهای iPSC توسط پروفسور یاماناکا، تحولی بنیادین ایجاد کرد، زیرا این سلولها را میتوان از سلولهای بزرگسال مانند سلولهای خونی یا پوستی بازبرنامهریزی کرد و به انواع سلولهای بدن از جمله نورونهای دوپامینساز تبدیل نمود، بدون اینکه نیاز به استفاده از رویان باشد. گروه تحقیقاتی دکتر جون تاکاهاشی در مرکز تحقیقات و کاربرد سلولهای iPS (CiRA) دانشگاه کیوتو، سالها بر روی بهینهسازی این فرآیند متمرکز بودند. مطالعات پیشبالینی موفقیتآمیز بر روی مدلهای حیوانی (مانند میمون) که در آنها علائم پارکینسون به طور قابل توجهی بهبود یافت و هیچ نشانهای از تشکیل تومور مشاهده نشد، در مجله Science Translational Medicine در فوریه ۲۰۲۶ به تفصیل منتشر شده است.این نتایج راه را برای اولین کارآزمایی بالینی انسانی در این زمینه هموار ساخت. سرانجام در سال ۲۰۱۸، این تیم اولین پیوند سلولهای iPSC را به مغز یک بیمار پارکینسونی انجام دادند، که آغازی بر یک دوره هفت ساله پژوهش بالینی فشرده بود.
شیوه مطالعاتی
مبنای اصلی تایید این درمان، نتایج یک کارآزمایی بالینی فاز ۱/۲ به رهبری محققان دانشگاه کیوتو بوده است که نتایج آن در آوریل ۲۰۲۵ در مجله معتبر نیچر منتشر شد. این مطالعه که یک مطالعه "آغازگر توسط محقق" (Investigator-initiated trial) بود، با هدف ارزیابی اولیه ایمنی و اثربخشی بالقوه این روش انجام شد. در این کارآزمایی، هفت بیمار مبتلا به پارکینسون پیشرفته در رده سنی ۵۰ تا ۶۹ سال شرکت کردند. سلولهای iPSC مشتق شده از اهداکنندگان سالم، ابتدا در آزمایشگاه به سلولهای پیشساز عصبی دوپامینساز تمایز داده شدند. سپس در یک عمل جراحی دقیق، مقادیر ۵ یا ۱۰ میلیون سلول به هر طرف از ناحیه پوتامن (Putamen) مغز بیماران که در کنترل حرکات نقش دارد، تزریق گردید. پس از پیوند، بیماران به مدت دو سال تحت نظارت دقیق قرار گرفتند تا از نظر ایمنی و هرگونه عارضه جانبی، از جمله تشکیل تومور یا دیسکینزی ناشی از پیوند (graft-induced dyskinesia) ارزیابی شوند.
نتایج
نتایج این کارآزمایی بالینی نویدبخش بود و مبنای تایید مشروط قرار گرفت. از نظر ایمنی، در هیچ یک از هفت بیمار در طول دو سال پیگیری، عوارض جانبی جدی، شواهدی از تشکیل تومور، یا بروز دیسکینزی ناتوانکننده مرتبط با پیوند مشاهده نشد. تصویربرداری PET با موفقیت نشان داد که سلولهای پیوندی در مغز بیماران زنده ماندهاند و شروع به تولید دوپامین کردهاند. میزان تولید دوپامین در ناحیه پیوند در دو سال اول پس از جراحی به طور پیوسته افزایش یافت که یک شواهد عینی قوی از عملکرد موفقیتآمیز سلولها است. از نظر اثربخشی بالینی، چهار بیمار از هفت بیمار بهبود قابل توجهی در علائم حرکتی خود نشان دادند. به عنوان مثال، برخی بیماران که برای راه رفتن به کمک نیاز داشتند، پس از درمان توانستند به طور مستقل زندگی کنند. با این حال، بهبودی در همه بیماران دیده نشد و دکتر تاکاهاشی خاطرنشان کرد که بیماران در مراحل بسیار پیشرفته ممکن است کاندیدای مناسبی برای این نوع پیوند نباشند. در مجموع، این نتایج نشان داد که سلولهای پیوندی ایمن و عملکردی هستند و میتوانند منجر به بهبود بالینی در طیف قابل توجهی از بیماران شوند.
دستاورد
مهمترین دستاورد این رویداد، تبدیل یک مفهوم علمی و پژوهشی به یک محصول تجاری قابل عرضه به بیماران است. ژاپن با این تصمیم، به اولین کشوری تبدیل شد که درمان مبتنی بر سلولهای iPSC را مجوز میدهد و عملاً انقلابی در نحوه نگاه به درمان بیماریهای مزمن و تخریبکننده عصبی ایجاد میکند. این موفقیت حاصل یک اکوسیستم منحصر به فرد از همکاری میان دانشگاه (کیوتو)، صنعت (سومیتومو فارما) و نهادهای نظارتی (وزارت بهداشت ژاپن) است. چارچوب قانونی حاکم بر این فرآیند، یعنی مسیرهای نظارتی ویژه ژاپن برای پزشکی بازساختی، در مقالهای در مجله Cell Stem Cell در مارس ۲۰۲۶ به طور کامل تشریح شده است. (این دستاورد نشان میدهد که فناوری پیچیده سلولهای بنیادی دیگر تنها در محدوده آزمایشگاه نیست و میتواند به یک گزینه درمانی واقعی برای بیماران تبدیل شود. همچنین، برنامهریزی برای تولید در تاسیسات "SMaRT" در اوساکا، که اولین مرکز تولید در مقیاس تجاری برای محصولات iPSC آلوژنیک است، یک دستاورد مهندسی بزرگ محسوب میشود.
گام بعدی مطالعه:
با وجود این پیشرفت تاریخی، مسیر تا تبدیل Amchepry به یک درمان استاندارد و در دسترس همگانی همچنان هموار نیست. اولین و مهمترین گام، تکمیل مطالعات پس از عرضه به بازار است. تاییدیه صادر شده به صورت "مشروط و زماندار" است، به این معنی که شرکت سومیتومو فارما موظف است ظرف مدت هفت سال، با انجام مطالعات بالینی بر روی جمعیت بزرگتری از بیماران و جمعآوری دادههای قطعی، اثربخشی و ایمنی طولانیمدت این درمان را به طور کامل اثبات کند. در غیر این صورت، مجوز تولید و فروش آن لغو خواهد شد. دومین چالش بزرگ، هزینه و دسترسی به این درمان است. فرآیند پیچیده و گرانقیمت تولید سلولهای iPSC و جراحی مغز، قطعاً قیمت تمام شده بالایی را رقم خواهد زد. پیشبینی میشود فروش این دارو در دهه ۲۰۳۰ از مرز ۱۰۰ میلیارد ین عبور کند. نحوه قیمتگذاری، پوشش بیمه و نهایتاً دسترسی بیماران در ژاپن و سایر کشورها به این فناوری، یکی از مهمترین موضوعاتی است که باید در ماهها و سالهای آینده مشخص شود. در سطح بینالمللی، این موفقیت میتواند سرعت تحقیقات مشابه در سراسر جهان را افزایش دهد. در ایالات متحده نیز کارآزماییهای بالینی مشابهی با استفاده از همین محصول (با نام DSP-1083) توسط سومیتومو فارما آمریکا در حال انجام است. همچنین، رویکردهای شخصیسازی شدهای که در آنها از سلولهای خود بیمار استفاده میشود، توسط شرکتهایی مانند Aspen Neuroscience در دست بررسی است. بنابراین، گام بعدی محققان، علاوه بر تکمیل مطالعات تاییدی، تمرکز بر بهینهسازی روشها، کاهش هزینهها و شناسایی دقیقترین معیارهای انتخاب بیماران (مانند مرحله بیماری و پاسخ به لوودوپا) است تا این درمان انقلابی به بیشترین تعداد ممکن از بیماران برسد.
پایان مطالب/.