تاریخ انتشار: شنبه 12 اردیبهشت 1405
بازسازی طناب نخاعی انسان با استفاده از ارگانوئیدهای مهندسی شده
یادداشت

  بازسازی طناب نخاعی انسان با استفاده از ارگانوئیدهای مهندسی شده

محققان برای اولین بار موفق شدند طناب نخاعی انسان را در آزمایشگاه بازسازی کنند.
امتیاز: Article Rating

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، برای اولین بار در جهان، دانشمندان با استفاده از یک ژل مصنوعی ساخته شده از "مولکول‌های رقصان" و آزمایش آن بر روی اندامک (ارگانوئید) طناب نخاعی انسان، موفق به بازسازی بافت عصبی و مهار التهاب پس از آسیب شدند. این دستاورد که در مجله معتبر Nature Biomedical Engineering منتشر شده، گامی بلند برای ورود به کارآزمایی‌های بالینی انسانی در درمان فلج‌های ناشی از آسیب نخاعی به شمار می‌رود. محققان امیدوارند که این فناوری ظرف پنج سال آینده وارد فاز بالینی شده و تحولی اساسی در زندگی میلیون‌ها بیمار مبتلا به ضایعات نخاعی در سراسر جهان ایجاد کند.

حوزه پزشکی بازساختی

این گزارش به تحلیل یکی از پیشگامانه‌ترین تحقیقات سال ۲۰۲۶ در حوزه پزشکی بازساختی می‌پردازد که در تاریخ ۱۵ آوریل ۲۰۲۶ در پایگاه‌های علمی معتبر منتشر شده است. محققان دانشگاه نورث‌وسترن با مهندسی اندامک‌های طناب نخاعی انسان که دارای قابلیت پاسخ ایمنی هستند، برای اولین بار مدل دقیقی از آسیب نخاعی در محیط آزمایشگاه ایجاد کردند. این اندامک‌ها که از سلول‌های بنیادی پرتوان القایی انسانی مشتق شده‌اند، حاوی انواع مختلف سلول‌های عصبی، آستروسیت‌ها و مهمتر از همه سلول‌های میکروگلیا (سلول‌های ایمنی مقیم سیستم عصبی مرکزی) هستند. تیم تحقیقاتی سپس با استفاده از درمانی مبتنی بر نانوالیاف خودآرا که به "مولکول‌های رقصان" معروف است، توانست رشد طناب‌های عصبی را در بافت آسیب‌دیده تحریک کند. نتایج نشان داد که این درمان نه تنها رشد آکسون‌ها را تا بیش از دو برابر افزایش می‌دهد، بلکه با کاهش التهاب و مهار تشکیل "اسکار گلیال"، محیط بازدارنده اطراف آسیب را به محیطی قابل ترمیم تبدیل می‌کند. این اولین گزارش از استفاده از اندامک آسیب‌دیده انسان برای تست یک درمان بازساختی است و نشان می‌دهد که چگونه فناوری اندامک‌ها می‌تواند شکاف بین مطالعات سلولی ساده و کارآزمایی‌های حیوانی را پر کند. یافته‌های این تحقیق نویدبخش ظهور نسل جدیدی از درمان‌های شخصی‌سازی شده برای آسیب‌های نخاعی و سایر بیماری‌های نورودژنراتیو است.

آسیب نخاعی

آسیب نخاعی بدون شک یکی از ویران‌کننده‌ترین و پرهزینه‌ترین شرایط پزشکی است که انسان با آن مواجه است. هر ساله در سراسر جهان، بین ۲۵۰ تا ۵۰۰ هزار نفر دچار آسیب نخاعی می‌شوند که اکثریت قریب به اتفاق آن‌ها منجر به درجاتی از فلج دائمی، از دست دادن حس و اختلال در عملکرد اندام‌های داخلی می‌گردد. این آسیب نه تنها کیفیت زندگی فرد و خانواده‌اش را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه بار اقتصادی سنگینی بر سیستم‌های بهداشتی و درمانی جوامع تحمیل می‌کند. تا به امروز، هیچ درمان مؤثری برای ترمیم کامل آسیب نخاعی وجود ندارد و رویکردهای موجود عمدتاً به توانبخشی، مدیریت عوارض و تطبیق بیمار با شرایط جدید محدود می‌شود. یکی از موانع اصلی در درمان این عارضه، تشکیل "اسکار گلیال" (بافت زخمی) در محل آسیب است. این اسکار که عمدتاً توسط سلول‌های آستروسیت و فیبروبلاست تشکیل می‌شود، دو نقش مخرب ایفا می‌کند: اولاً به عنوان یک سد فیزیکی، مانع از اتصال مجدد انتهای قطع‌شده آکسون‌ها می‌گردد و ثانیاً با ترشح مولکول‌های مهاری مانند پروتئوگلیکان‌های سولفات کوندرویتین (CSPGs)، یک سد شیمیایی ایجاد می‌کند که رشد آکسون‌های جدید را غیرممکن می‌سازد. علاوه بر این، عدم تطابق نتایج به دست آمده از مدل‌های حیوانی با آنچه در بدن انسان رخ می‌دهد، فرآیند توسعه دارو را با مشکل مواجه کرده است. به عبارت دیگر، بسیاری از درمان‌هایی که در موش‌ها و سایر حیوانات آزمایشگاهی نتایج امیدوارکننده‌ای نشان داده‌اند، در کارآزمایی‌های انسانی با شکست مواجه شده‌اند. این شکاف عمدتاً به دلیل تفاوت‌های فاحش در ساختار، اندازه، پیچیدگی و به ویژه سیستم ایمنی بین سیستم عصبی جوندگان و انسان است. در چنین شرایطی، ظهور فناوری اندامک‌ها (ارگانوئیدها) که ساختارهای سه‌بعدی مینیاتوری و خودسازمانده شبیه به بافت‌های واقعی انسانی هستند، این امکان را فراهم کرده که درمان‌های جدید در محیطی نزدیک به بدن انسان مورد آزمایش قرار گیرند. اندامک‌ها که از سلول‌های بنیادی پرتوان انسانی مشتق می‌شوند، می‌توانند معماری بافتی، تنوع سلولی و حتی برخی از عملکردهای فیزیولوژیک بافت اصلی را بازتولید کنند و به این ترتیب پلتفرمی قدرتمند برای غربالگری داروها، مطالعه بیماری و توسعه درمان‌های بازساختی فراهم می‌آورند.

تاریخچه

تحقیقات بر روی استفاده از سلول‌های بنیادی و اندامک‌ها برای درمان آسیب نخاعی حدود یک دهه است که با سرعت فزاینده‌ای در حال پیشرفت است. در سال‌های اولیه، تمرکز محققان عمدتاً بر روی پیوند مستقیم سلول‌های بنیادی به محل آسیب در مدل‌های حیوانی بود. نتایج اولیه امیدوارکننده بود اما مشکلاتی مانند تشکیل تومور، مهاجرت سلول‌ها به نواحی غیرهدف و پاسخ‌های ایمنی ناخواسته، این رویکرد را با چالش مواجه کرد. به تدریج، محققان دریافتند که به جای کاشت سلول‌های زنده، شاید بتوان با ایجاد یک داربست هوشمند و زیست‌فعال، محیط محل آسیب را به گونه‌ای تغییر داد که خود سلول‌های بدن برای ترمیم تحریک شوند. در این میان، کارهای ساموئل استاپ و همکارانش در دانشگاه نورث‌وسترن از حدود سال ۲۰۱۸ بر روی نانوالیاف پپتیدی خودآرا متمرکز شد. آن‌ها دریافتند که پپتیدهای کوتاه با توالی‌های خاصی، قابلیت خودآرایی در آب را دارند و می‌توانند نانوالیافی با خواص مکانیکی قابل تنظیم تشکیل دهند. با افزودن توالی‌های سیگنال‌دهنده به این پپتیدها، می‌توان داربست‌هایی ساخت که مستقیماً بر رفتار سلول‌ها تأثیر می‌گذارند. نقطه عطف این تحقیقات در سال ۲۰۲۱ رخ داد، زمانی که آن‌ها نشان دادند که افزایش "حرکت مولکولی" در این نانوالیاف به طور قابل توجهی قابلیت آن‌ها را در تحریک بازسازی بافت افزایش می‌دهد. این یافته منجر به خلق مفهوم "مولکول‌های رقصان" شد. در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، تیم استاپ با ترکیب این فناوری با پیشرفت‌های اخیر در زمینه تمایز سلول‌های بنیادی به اندامک‌های طناب نخاعی، موفق به ساخت مدل‌های سه‌بعدی پیچیده‌ای شدند که حاوی انواع مختلف سلول‌های عصبی و به ویژه سلول‌های ایمنی میکروگلیا بودند. این پیشرفت، کلید اصلی مطالعه حاضر است، زیرا برای اولین بار امکان بررسی همزمان اثر درمان بر بازسازی عصبی و التهاب در یک مدل انسانی را فراهم کرد.

شیوه مطالعاتی

این مطالعه که در زمره پیشرفته‌ترین تحقیقات میان‌رشته‌ای در مرز بیومواد، زیست‌شناسی سلول‌های بنیادی و مهندسی بافت قرار می‌گیرد، طی دو سال و نیم و با هزینه‌ای بالغ بر ۱۲ میلیون دلار انجام شده است. فرآیند این مطالعه را می‌توان در سه گام اصلی خلاصه کرد: گام اول، مهندسی اندامک‌های طناب نخاعی انسان: محققان با استفاده از سلول‌های بنیادی پرتوان القایی انسانی، فرآیند تمایز گام به گام را طی ۲۴ هفته به انجام رساندند. آن‌ها با افزودن کاکتلی از مولکول‌های سیگنال‌دهنده (شامل عوامل رشد و تنظیم‌کننده‌های مسیر Wnt و TGF-beta)، توانستند سلول‌های بنیادی را ابتدا به سلول‌های پیش‌ساز عصبی، سپس به نورون‌های حرکتی و حسی، آستروسیت‌ها و مهمتر از همه به میکروگلیا (سلول‌های ایمنی ساکن سیستم عصبی مرکزی) تبدیل کنند. این کار از آن جهت حائز اهمیت است که میکروگلیا نقش محوری در پاسخ التهابی به آسیب ایفا می‌کنند و حضور آن‌ها در اندامک، مدل را به وضعیت واقعی بدن انسان بسیار نزدیک می‌کند. در پایان دوره تمایز، اندامک‌های حاصله ساختاری سه‌بعدی به قطر حدود ۳-۲ میلی‌متر داشتند و از نظر معماری سلولی و بیان ژنها، شباهت قابل توجهی به طناب نخاعی جنین انسان در سه‌ماهه دوم بارداری نشان می‌دادند.

گام دوم

گام دوم، ایجاد آسیب و اعمال درمان: برای شبیه‌سازی شرایط واقعی آسیب نخاعی، محققان دو روش متفاوت را به کار گرفتند. در روش اول، اندامک‌ها با تیغ جراحی فوق‌العاده نازک به طور کامل قطع شدند تا یک آسیب کامل (از نوع transection) ایجاد شود. در روش دوم، یک ضربه مکانیکی ناگهانی با استفاده از یک وزنه کوچک و تحت شرایط کنترل شده به اندامک وارد شد تا یک آسیب کوفتگی (Contusion) شبیه‌سازی گردد که نوع غالب آسیب در تصادفات رانندگی و سقوط از ارتفاع است. بلافاصله پس از ایجاد آسیب، محل ضایعه با هیدروژل حاوی "مولکول‌های رقصان" تیمار شد. این هیدروژل از پپتیدهایی با توالی IKVAV PA2 ساخته شده بود که توانایی خودآرایی در محل تزریق و تشکیل نانوالیافی با تحرک داخلی بالا را داشت. استفاده از پپتید IKVAV (یک توالی اسید آمینه موجود در لامینین که به عنوان چسب طبیعی برای سلول‌های عصبی عمل می‌کند) مزیت دوچندان داشت: هم به عنوان پیام‌رسان زیستی و هم به عنوان واحد سازنده داربست عمل می‌کرد.

گام سوم

ارزیابی نتایج: به مدت ۲۱ روز پس از درمان، محققان به طور مداوم اندامک‌ها را از نظر رشد آکسون‌ها (با استفاده از میکروسکوپ فلورسانس و رنگ‌آمیزی اختصاصی مارکرهای عصبی)، سطح التهاب (با اندازه‌گیری سایتوکاین‌های التهابی و بیان ژن‌های مرتبط) و میزان تشکیل اسکار (با رنگ‌آمیزی مارکرهای آستروسیت و پروتئوگلیکان‌های بازدارنده) مورد ارزیابی قرار دادند. همچنین برای درک عمیق‌تر مکانیسم اثر، برخی از نمونه‌ها تحت آنالیز توالی‌یابی آرانای تک‌سلولی قرار گرفتند تا تغییرات بیان ژن در هر نوع سلول به طور جداگانه مورد بررسی قرار گیرد.

نتایج

نتایج به دست آمده از این مطالعه بسیار درخشان و از بسیاری جهات فراتر از انتظارات اولیه بود. مهم‌ترین یافته‌های این تحقیق عبارتند از: رشد چشمگیر و سریع آکسون‌ها: درمان با "مولکول‌های رقصان" (نسخه پویا با تحرک مولکولی بالا) باعث رشد نوریت‌ها (جوانه‌های عصبی) با سرعت متوسط ۵.۰۱ میکرومتر بر ساعت شد. این سرعت بیش از دو برابر نمونه‌هایی بود که با نسخه کم‌تحرک همان پپتید درمان شده بودند (۲.۴۴ میکرومتر بر ساعت). به عبارت دیگر، در فاصله ۲۱ روزه پس از درمان، آکسون‌های رشد کرده در گروه "رقصان" به طول بیش از ۲.۵ میلی‌متر رسیدند، در حالی که این رقم در گروه کم‌تحرک حدود ۱.۲ میلی‌متر بود. از آنجا که قطر اندامک‌ها حدود ۳-۲ میلی‌متر است، درمان با مولکول‌های رقصان عملاً توانست "شکاف" ایجاد شده در اثر آسیب عرضی را به طور کامل پوشش دهد و اتصال بین دو قطعه جدا شده را بازگرداند. حذف همزمان سد فیزیکی و شیمیایی اسکار: این درمان هوشمندانه در دو جبهه اسکار را منهدم کرد. از یک سو، تشکیل فیزیکی اسکار گلیال را کاهش داد. آنالیز کمی نشان داد که مساحت اشغال شده توسط اسکار در گروه "رقصان" حدود ۶۰ درصد کمتر از گروه کنترل بدون درمان بود. از سوی دیگر و حتی مهمتر از آن، درمان منجر به کاهش چشمگیر پروتئوگلیکان‌های سولفات کوندرویتین (CSPGs) شد. این مولکول‌ها که به عنوان سدی شیمیایی مانع رشد آکسون می‌شوند، در گروه "رقصان" به کمتر از ۴۰ درصد سطح گروه کنترل رسیدند. به این ترتیب، هم مانع فیزیکی برداشته شد و هم "زمین مین" شیمیایی که جلوی حرکت آکسون‌ها را می‌گرفت، خنثی گردید.

کاهش شگفت‌انگیز التهاب

کاهش شگفت‌انگیز التهاب: آنالیز توالی‌یابی آرانای و اندازه‌گیری پروتئین‌های التهابی حاکی از آن بود که مولکول‌های رقصان توانسته‌اند سلول‌های میکروگلیا را از حالت "تهاجمی و التهابی" به حالت "محافظتی و ترمیمی" تغییر دهند. بیان ژن‌های کلیدی پیش‌التهابی مانند فاکتور نکروز توموری آلفا (TNF-alpha) و اینترلوکین ۱ بتا (IL-1beta)، در سلول‌های میکروگلیای اندامک‌های درمان‌شده به ترتیب ۷۵ و ۶۸ درصد کاهش یافت. در مقابل، بیان ژن‌های مرتبط با فاگوسیتوز (پاکسازی زباله‌های سلولی) و ترشح فاکتورهای رشد عصبی افزایش قابل توجهی نشان داد. این تغییر فنوتیپ میکروگلیا از M1 (التهابی) به M2 (ترمیمی) یکی از مکانیسم‌های اصلی اثر درمانی شناسایی شده در این مطالعه است.

دستاوردها

این تحقیق از چند جهت یک دستاورد بزرگ و تحولی عظیم در حوزه پزشکی بازساختی محسوب می‌شود: توسعه اولین پلتفرم آزمایشگاهی پیشرفته و انسانی برای مطالعه آسیب نخاعی: محققان برای اولین بار در جهان، یک اندامک طناب نخاعی انسانی حاوی میکروگلیا ساختند که واکنش‌های التهابی پس از آسیب را دقیقاً مانند بدن انسان شبیه‌سازی می‌کند. این مدل پیچیده و منحصربه‌فرد، شکاف دیرینه بین آزمایش‌های ساده روی سلول‌ها در ظرف پتری و آزمایش‌های پرهزینه و اغلب غیرقابل تعمیم بر روی حیوانات را پر می‌کند. با این پلتفرم، محققان می‌توانند صدها دارو و درمان بالقوه را در شرایطی نزدیک به بدن انسان غربالگری کنند و پیش از ورود به کارآزمایی‌های بالینی، بهترین گزینه‌ها را انتخاب نمایند. اثبات مکانیسم جدید و ناب "رقص مولکولی در مقیاس نانو": این مطالعه برای اولین بار نشان داد که تحرک و پویایی فیزیکی مولکول‌ها در مقیاس نانو (که به آن "رقص" گفته می‌شود) می‌تواند مستقیماً بر رفتار سلول‌ها و فرآیندهای بازسازی بافت تأثیر بگذارد. این یک پارادایم کاملاً جدید در طراحی بیومواد است. پیش از این، بیشتر تمرکز بر روی ترکیب شیمیایی و ساختار ایستا بود، اما این تحقیق نشان داد که دینامیک مولکولی یک پارامتر کلیدی و شاید حتی مهمتر از ترکیب شیمیایی است. نشان دادن نقش فعال سیستم ایمنی ذاتی در بازسازی عصبی: بر خلاف تصور سنتی که میکروگلیا را عمدتاً یک عامل مخرب و ایجادکننده التهاب مزمن پس از آسیب می‌دانست، این تحقیق نشان داد که با تعدیل مناسب می‌توان این سلول‌ها را به سمت یک فنوتیپ ترمیمی و بازسازی‌کننده سوق داد. این یافته درها را به روی استراتژی‌های درمانی جدیدی می‌گشاید که به جای سرکوب کامل سیستم ایمنی (که عوارض جانبی شدیدی دارد)، سعی در بازبرنامه‌ریزی و هدایت آن به مسیر درست دارند.

گام بعدی مطالعه

علیرغم نتایج بسیار امیدوارکننده و تحسین‌برانگیز، این فناوری هنوز در مرحله تحقیقات پایه و پیش‌بالینی قرار دارد و فاصله قابل توجهی تا تبدیل شدن به یک داروی قابل عرضه به بازار و تزریق به بیماران انسانی وجود دارد. تیم تحقیقاتی به رهبری ساموئل استاپ، با پشتیبانی مالی بنیاد ملی علوم آمریکا و مؤسسه ملی سلامت، هم‌اکنون مشغول مذاکره با سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) برای تعیین مسیر نظارتی و آغاز کارآزمایی‌های بالینی فاز ۱ انسانی در درمان آسیب حاد نخاعی (در فاصله ۷۲-۴۸ ساعت پس از حادثه) هستند. برنامه این است که تا پایان سال ۲۰۲۷ مستندات لازم برای دریافت مجوز شروع فاز ۱ را فراهم کنند. به موازات آن، محققان در حال توسعه نسخه پیشرفته‌تری از این درمان برای آسیب‌های مزمن نخاعی هستند (آسیب‌هایی که ماه‌ها یا سال‌ها از وقوع آن گذشته و اسکار بالغ و حفره در محل ضایعه تشکیل شده است). این نسخه که قرار است به صورت تزریق مکرر و با ترکیب متفاوتی از پپتیدها انجام شود، هم‌اکنون در مدل‌های حیوانی (با انتظار دو ماهه پس از آسیب برای تشکیل حفره و اسکار بالغ) در حال آزمایش است و امید می‌رود نتایج اولیه آن تا اوایل سال ۲۰۲۷ گزارش شود. چالش‌های پیش رو شامل اطمینان از ایمنی طولانی‌مدت (عدم تشکیل تومور یا پاسخ ایمنی سیستمی)، مقیاس‌پذیری تولید نانوالیاف با کیفیت یکسان و همچنین اثبات کارایی در مدل‌های بزرگ‌تر حیوانی (مانند خوک یا نخستی‌ها) پیش از ورود به انسان است. با این حال، با توجه به پلتفرم قدرتمند اندامک انسانی که در این تحقیق توسعه یافته، انتظار می‌رود بسیاری از این چالش‌ها زودتر از موعد معمول و با هزینه کمتر برطرف شوند و این فناوری ظرف پنج تا هفت سال آینده وارد فاز بالینی انسانی شود.

پایان مطالب/.

ثبت امتیاز
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر جدید

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

کلیدواژه
کلیدواژه
دسته‌بندی اخبار
دسته‌بندی اخبار
Skip Navigation Links.