تاریخ انتشار: ﺳﻪشنبه 02 تیر 1405
نتایج فاز سوم کارآزمایی بالینی سلول درمانی دیستروفی عضلانی دوشن
یادداشت

  نتایج فاز سوم کارآزمایی بالینی سلول درمانی دیستروفی عضلانی دوشن

داروی سلولی درامیوسل (Deramiocel) قادر است برای اولین بار پیشرفت بیماری دیستروفی عضلانی دوشن را در عملکرد اندام فوقانی به طور معناداری متوقف و حتی بهبود بخشد.
امتیاز: Article Rating

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، نتایج نهایی کارآزمایی فاز ۳ داروی سلولی درامیوسل (CAP-1002) که توسط شرکت Capricor Therapeutics بر روی 106 بیمار مبتلا به دیستروفی عضلانی دوشن تحت درمان با تزریق وریدی درامیوسل یا دارونما انجام شده است، نشان داد که این درمان سلولی که از سلول‌های قلبی مشتق شده و از طریق اگزوزوم‌ها عمل می‌کند، توانسته است به هدف اولیه مطالعه (بهبود عملکرد اندام فوقانی) دست یابد و همچنین عملکرد قلب را در مقایسه با سیر طبیعی بیماری بهبود بخشد. سازمان غذا و داروی آمریکا هم‌اکنون در حال بررسی درخواست مجوز این دارو است و تصمیم نهایی تا ۲۲ اوت ۲۰۲۶ اعلام خواهد شد.

دیستروفی عضلانی دوشن (DMD)

دیستروفی عضلانی دوشن (DMD) یک بیماری ژنتیکی وابسته به کروموزوم X و به شدت پیشرونده است که عمدتاً پسران را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این بیماری ناشی از فقدان پروتئین دیستروفین است که نقش حیاتی در حفظ یکپارچگی ساختار سلول‌های عضلانی ایفا می‌کند. بدون این پروتئین، عضلات اسکلتی و قلبی به تدریج تحلیل رفته و با بافت فیبروتیک و چربی جایگزین می‌شوند. بیماران معمولاً در دهه دوم زندگی توانایی راه رفتن را از دست می‌دهند و کاردیومیوپاتی ناشی از بیماری، شایع‌ترین علت مرگ در این افراد است. با وجود پیشرفت‌های قابل توجه در مراقبت‌های تنفسی و قلبی، گزینه‌های درمانی مؤثر برای توقف یا معکوس کردن روند تخریب عضلانی بسیار محدود بوده است. در سال‌های اخیر، رویکردهای درمانی متعددی از جمله ژن‌درمانی و استروئیدهای ضدالتهابی مورد بررسی قرار گرفته‌اند، اما هیچ یک نتوانسته اند به طور همزمان عضلات اسکلتی و قلبی را هدف قرار دهند. در این میان، سلول‌درمانی با استفاده از سلول‌های مشتق از قلب (Cardiosphere-Derived Cells) به دلیل توانایی منحصر به فرد در تعدیل التهاب و کاهش فیبروز، به عنوان یک گزینه تحول‌آفرین مطرح شده است.

تاریخچه و زمینه پژوهش

سلول‌های مشتق از قلب برای اولین بار توسط محققان بیمارستان کودکان لس آنجلس شناسایی و جداسازی شدند. این سلول‌ها که جمعیتی نادر از سلول‌های استرومایی موجود در قلب هستند، برخلاف سلول‌های بنیادی مزانشیمی معمولی، پتانسیل بالایی در ترمیم بافت عضلانی و مهار پاسخ‌های التهابی مخرب نشان داده‌اند. پیش‌نیاز بالینی این رویکرد در مدل‌های حیوانی دیستروفی عضلانی، کاهش التهاب، کاهش فیبروز و بهبود عملکرد قلب را به اثبات رساند. کارآزمایی فاز ۲ با نام HOPE-2 که نتایج آن در مجله لنست منتشر شد، اولین گام مهم در اثبات ایمنی و کارایی اولیه این سلول‌ها در بیماران دوشن بود. در آن مطالعه، بیماران غیرراه‌رونده که درمان با درامیوسل را دریافت کرده بودند، کاهش محسوسی در سرعت پیشرفت بیماری نشان دادند. با این حال، سازمان غذا و داروی آمریکا در ژوئیه ۲۰۲۵ با صدور نامه پاسخ کامل (Complete Response Letter)، اعلام کرد که شواهد کافی برای اثربخشی "قابل توجه" وجود ندارد و به داده‌های فاز ۳ قوی‌تری نیاز است. این چالش، شرکت Capricor را بر آن داشت تا کارآزمایی HOPE-3 را با حجم نمونه بالاتر و طراحی دقیق‌تر به انجام برساند.

شیوه مطالعاتی و روش‌های نوین

کارآزمایی فاز ۳ HOPE-3 یک مطالعه چندمرکزی، تصادفی‌شده، دوسوکور و کنترل‌شده با دارونما بود که بر روی ۱۰۶ بیمار مبتلا به دیستروفی عضلانی دوشن انجام شد. بیماران در دو گروه راه‌رونده و غیرراه‌رونده به طور مساوی به دو گروه دریافت‌کننده درامیوسل و دارونما تقسیم شدند. دوز مورد استفاده در این مطالعه، ۱۵۰ میلیون سلول به ازای هر تزریق بود که به صورت وریدی و هر سه ماه یکبار (چهار بار در سال) تجویز می‌شد. درامیوسل خود از سلول‌های قلبی اهداکنندگان انسانی که به دلایل فنی قابل پیوند نبوده‌اند، استخراج و کشت می‌شود. مکانیسم اثر این سلول‌ها به طور خلاصه از طریق ترشح اگزوزوم‌ها (وزیکول‌های نانومتری) عمل می‌کند. این اگزوزوم‌ها به سمت ماکروفاژهای التهابی نوع M1 رفته و آن‌ها را به فنوتیپ ضدالتهامی و ترمیم‌کننده نوع M2تبدیل می‌کنند. همچنین این سلول‌ها با کاهش بیان کلاژن نوع ۱ و ۳، مستقیماً از تشکیل بافت اسکار (فیبروز) در عضله قلب و اسکلتی جلوگیری می‌کنند.

هدف اولیه مطالعه

هدف اولیه مطالعه (Primary Endpoint) بهبود در مقیاس عملکرد اندام فوقانی (PUL v2.0) پس از ۱۲ ماه بود. اهداف ثانویه شامل کسر جهشی بطن چپ (LVEF) که نشانگر عملکرد پمپ قلب است، و ارزیابی ویدئویی دوشن (DVA) که توانایی انجام کارهای روزمره مانند غذا خوردن و مسواک زدن را می‌سنجد، بودند.

نتایج کلیدی

 

نتایج ارائه شده در کنفرانس AAN 2026 نشان داد که درامیوسل با موفقیت به هدف اولیه مطالعه دست یافته است. بیمارانی که این داروی سلولی را دریافت کردند، بهبود آماری و بالینی معناداری در مقیاس PUL در مقایسه با گروه دارونما نشان دادند. به گفته محققان حاضر در این مطالعه، "هیچ درمان دیگری تاکنون نتوانسته بود چنین تفاوت معنادار بالینی را در عملکرد اندام فوقانی بیماران دوشن ایجاد کند". در بخش قلب، نتایج به همان اندازه چشمگیر بود. آنالیز MRI قلب نشان داد که در بیماران تحت درمان با درامیوسل، تعداد سگمان‌های فیبروتیک قلب (که با روش LGE اندازه‌گیری می‌شود) در مقایسه با گروه دارونما کاهش یافته است. به عبارت دیگر، این سلول‌ها توانستند روند تبدیل عضله قلب به بافت اسکار را کند کنند. کسر جهشی بطن چپ نیز در مقایسه با سیر طبیعی بیماری (داده‌های تاریخی) بهبود یافت. در یک معیار ترکیبی که عملکرد عضلانی، عملکرد قلب و شدت بیماری را ارزیابی می‌کرد، مزیت کلی درمان به نفع درامیوسل بود. ارزیابی ویدئویی دوشن نیز نشان داد که بیماران تحت درمان توانایی بیشتری در انجام کارهای روزمره مانند غذا خوردن مستقل و نگهداشتن اشیا حفظ کرده‌اند. داده‌های ایمنی نیز نشان داد که پروفایل ایمنی درامیوسل مطلوب است و عوارض جانبی جدی مرتبط با دارو مشاهده نشده است.

دستاوردها و مزایا نسبت به روش‌های سنتی

دستاورد اصلی این مطالعه، ارائه اولین درمانی است که می‌تواند به طور همزمان عضلات اسکلتی و قلب را در بیماران دوشن هدف قرار دهد. داروهای استروئیدی سنتی (مانند پردنیزون) اگرچه التهاب را کاهش می‌دهند، اما عوارض جانبی سیستمیک سنگینی دارند و عمدتاً بر عضلات اسکلتی تأثیر می‌گذارند. ژن‌درمانی‌ها نیز با چالش تولید آنتی‌بادی علیه وکتورهای ویروسی و محدودیت در رسیدن به عضله قلب مواجه هستند. مزیت بزرگ درامیوسل در بیماران غیرراه‌رونده است. اکثر کارآزمایی‌های بالینی بر روی بیمارانی متمرکز هستند که هنوز توانایی راه رفتن دارند، اما درامیوسل ثابت کرده است که حتی در مراحل پیشرفته بیماری که بیمار ویلچرنشین است نیز می‌تواند به حفظ عملکرد اندام فوقانی و کیفیت زندگی کمک کند. از دست دادن توانایی تغذیه مستقل و فعالیت‌های روزمره، یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌های روانی این بیماران و خانواده‌هایشان است. علاوه بر این، مکانیسم اثر مبتنی بر اگزوزوم به این معنی است که این سلول‌ها نیازی به ادغام در بافت میزبان ندارند و از این رو خطر تومورزایی یا رد ایمنی شدید در آنها پایین است. تزریق وریدی ساده نیز یک مزیت عملی نسبت به روش‌های تهاجمی تزریق داخل عضلانی یا نخاعی دارد.

گام بعدی مطالعات

 

افق پیش روی درامیوسل بسیار روشن است. سازمان غذا و داروی آمریکا پس از بررسی داده‌های جدید فاز ۳، نامه پاسخ کامل قبلی را لغو کرده و روند بررسی درخواست مجوز (BLA) را از سر گرفته است. تاریخ نهایی تصمیم‌گیری (PDUFA) برای ۲۲ آگوست ۲۰۲۶ تعیین شده است. در صورت تأیید، انتظار می‌رود که درامیوسل به عنوان اولین درمان سلولی برای کاردیومیوپاتی ناشی از دوشن و همچنین با برچسب عملکرد عضلات اسکلتی وارد بازار شود. علاوه بر این، شرکت Capricor در حال برنامه‌ریزی برای مطالعات تکمیلی جهت بهینه‌سازی رژیم دوزینگ و بررسی اثرات طولانی‌مدت در بازوی توسعه‌یافته مطالعه HOPE-2 است. همچنین همکاری با شرکت Nippon Shinyaku برای تجاری‌سازی جهانی این دارو در حال انجام است. چالش پیش رو، اطمینان از دسترسی عادلانه به این درمان و پوشش بیمه‌ای هزینه‌های آن است، اما موفقیت در فاز ۳ این دارو را به یکی از امیدوارکننده‌ترین گزینه‌های بیماران دوشن در دهه اخیر تبدیل کرده است.

پایان مطالب/.

 

ثبت امتیاز
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر جدید

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

کلیدواژه
کلیدواژه
دسته‌بندی اخبار
دسته‌بندی اخبار
Skip Navigation Links.