یادداشت
نخستین ژن درمانی تاریخ برای ناشنوایی ارثی تأیید شد
سازمان غذا و داروی آمریکا برای نخستین بار در تاریخ، یک داروی ژن درمانی را برای درمان نوعی از ناشنوایی ارثی عمیق تأیید کرد.
امتیاز:
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، در اقدامی بیسابقه که توجه جامعه جهانی پزشکی را به خود جلب کرد، سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) در تاریخ ۲۳ آوریل ۲۰۲۶، مجوز رسمی خود را برای داروی انقلابی "اوتارمنی" (Otarmeni™) صادر کرد. این دارو که توسط شرکت زیستفناوری ریجنرون (Regeneron) ساخته شده، نخستین ژن درمانی مؤثر برای بازگرداندن شنوایی در کودکان مبتلا به ناشنوایی ناشی از نقص در ژن OTOF است. نتایج کارآزمایی بالینی نشان داده که این روش درمانی توانسته است شنوایی را در بیش از سهچهارم شرکتکنندگان به میزان قابل توجهی بهبود بخشد و در برخی موارد، آن را به سطحی نرمال و نزدیک به افراد سالم برساند.
بیماری ناشنوایی
ناشنوایی یکی از شایعترین اختلالات حسی در جهان است که میلیونها نفر را در سراسر کره خاکی تحت تأثیر قرار میدهد. از میان علل مختلف ناشنوایی، عوامل ژنتیکی سهم قابل توجهی را به خود اختصاص میدهند. تا پیش از این، گزینههای درمانی موجود برای افراد مبتلا به ناشنوایی عمیق عمدتاً شامل وسایل کمک شنوایی قدرتمند و کاشت حلزون بود. کاشت حلزون اگرچه یک فناوری موفق و نجاتبخش محسوب میشود، اما یک ابزار الکترونیکی خارجی است که صدای پردازششده را جایگزین فرآیند طبیعی و پیچیده شنوایی میکند. بنابراین، همیشه رویای دستیابی به درمانی وجود داشته است که بتواند ریشه مشکل را در سطح مولکولی هدف قرار داده و مکانیسم طبیعی شنوایی را بازسازی کند.
تاریخچه
روند تحقیقات برای یافتن راهی برای جبران نقص ژنتیکی سالها به طول انجامید. چالش اصلی در این مسیر، اندازه بزرگ ژن OTOF بود که درون وکتورهای ویروسی استاندارد و کوچک آدنو-اسیوسیت (AAV) که معمولاً در ژن درمانی استفاده میشوند، جا نمیگرفت. محققان برای غلبه بر این مانع، راهکاری هوشمندانه ارائه دادند: آنها ژن را به دو نیم تقسیم کرده و هر نیمه را در یک ویروس AAV جداگانه بستهبندی کردند. پس از تزریق این دو ویروس به درون حلزون گوش، سلولهای هدف دو تکه ژن را دریافت کرده و آنها را دوباره به یک ژن کامل و عملکردی متصل میکنند. این رویکرد که "استراتژی دو وکتوری" نام دارد، زمینهساز توسعه داروی DB-OTO (نام علمی اوتارمنی) شد. پیش از این، محققان سالها با مدلهای حیوانی کار میکردند و موفق شده بودند در موشها و سپس در میمونها، ایمنی و کارایی اولیه این روش را اثبات کنند. این پشتکار طولانی سرانجام به نقطهای رسید که نخستین کارآزمایی انسانی مجوز گرفت.
شیوه مطالعاتی
کارآزمایی بالینی با نام CHORD به صورت یک مطالعه بازچشمی (open-label) روی ۲۰ کودک و نوجوان ۱۰ ماهه تا ۱۶ ساله انجام شد. معیار ورود به مطالعه، میانگین آستانه شنوایی بیشتر از ۹۰ دسیبل بود که به معنای ناتوانی در شنیدن صدای ماشین چمنزنی است. به شرکتکنندگان یک دوز تکی از وکتور ویروسی مستقیماً از طریق یک تزریق در حین یک عمل جراحی داخل حلزونی تجویز شد. این عمل جراحی ظریف، هدف اصلی خود که رساندن ژن سالم به سلولهای مویی است را با دقت بالایی انجام میداد. بیمارانی که سابقه کاشت حلزون در گوش هدف داشتند، از مطالعه خارج شدند. گروههای دوز مختلفی در نظر گرفته شد تا هم دوز بهینه و هم ایمنی در گستره سنی متفاوت ارزیابی شود. پیگیری بیماران به مدت ۴۸ هفته ادامه یافت و در فواصل زمانی منظم، تستهای شنوایی رفتاری و عینی از آنها به عمل آمد.
نتایج
یافتههای این مطالعه که به طور همزمان در مجله پزشکی نیوانگلند منتشر شد، بسیار فراتر از انتظارات اولیه بود. بیست و چهار هفته پس از تزریق، ۸۰ درصد از شرکتکنندگان (۱۶ نفر از ۲۰ نفر) به معیار اولیه موفقیت مطالعه دست یافتند: یعنی میانگین آستانه شنوایی آنها در تست ادیومتری خالص (Pure Tone Audiometry) به ۷۰ دسیبل یا بهتر رسید. همچنین ۷۰ درصد از شرکتکنندگان (۱۴ نفر) پاسخ شنوایی عینی را در تست پاسخ ساقه مغز (ABR) نشان دادند که اثبات میکرد سیگنال عصبی به مغز رسیده است. این میزان از شنوایی به طور معمول با استانداردهای بالینی به گونهای است که دیگر نیازی به کاشت حلزون نیست و فرد میتواند از شنوایی طبیعی آکوستیک بهرهمند شود. از همه مهمتر، در پیگیری ۴۸ هفته، ۴۲ درصد از بیمارانی که در این مرحله ارزیابی شدند (۵ نفر از ۱۲ نفر) به شنوایی عادی و همتراز با افراد سالم (۲۵ دسیبل یا کمتر) دست یافتند که توانایی شنیدن نجوا را نیز شامل میشود. والدین این کودکان گزارش دادند که برای اولین بار فرزندشان بدون کاشت حلزون به صدای بسته شدن در یا صدای ریزش آب پاسخ میدهد.
دستاورد
مهمترین دستاورد این خبر، فراتر رفتن از آمار و ارقام بود. این نخستین باری در تاریخ پزشکی است که یک نهاد نظارتی قدرتمندی مانند FDA، یک ژن درمانی را برای درمان هر نوع ناشنوایی ارثی تأیید میکند. این اقدام فصل جدیدی را در پزشکی بازساختی و درمان اختلالات حسی گشود و اعتبار رویکرد دو وکتوری را برای غلبه بر محدودیت ظرفیت ژنی ویروسهای AAV به اثبات رساند. ایمنی درمان نیز در محدوده قابل قبول ارزیابی شد، به طوری که عوارض جانبی ثبتشده در جریان درمان، هیچکدام منجر به خروج بیمار از مطالعه نشد و عمدتاً خفیف یا قابل کنترل مانند التهاب موقت محل تزریق بودند. یک نکته برجسته دیگر، اعلام شرکت سازنده مبنی بر ارائه رایگان این دارو برای تمام بیماران واجد شرایط در ایالات متحده است که تا پیش از این در تاریخ ژن درمانی کمسابقه بوده است. این موفقیت، نقطه اوج سالها پژوهش بنیادین در زمینه ژنتیک گوش و مهندسی ویروسهای نوترکیب بود.
گام بعدی مطالعه
با وجود این پیروزی بزرگ، مسیر پیش رو همچنان طولانی است. گام بعدی محققان، گسترش این رویکرد به سایر انواع شایعتر ناشنوایی ژنتیکی و ناشنواییهای اکتسابی است. از آنجا که اوتارمنی تنها برای یک جهش ژنی بسیار نادر (ناشنوایی نوع OTOF) طراحی شده، چالش اصلی حال حاضر، طراحی و ساخت وکتورهای ژنی مشابه برای دهها ژن دیگری است که در ایجاد ناشنوایی نقش دارند. همچنین، مطالعه CHORD وارد فاز تأییدی گستردهتر خود خواهد شد تا دادههای بلندمدتتری در مورد ماندگاری و پایداری اثر درمانی و عوارض احتمالی دیرهنگام جمعآوری کند. به این فاز، فاز ۳ کارآزمایی بالینی میگویند که شامل صدها بیمار در مراکز بینالمللی متعدد خواهد بود. در سطح جهانی، انتظار میرود با تسهیل مسیرهای نظارتی، شاهد هجوم کارآزماییهای بالینی مشابهی برای اهداف ژنی دیگر مانند ژنهای GJB2، MYO15A، و TMPRSS3 باشیم. هدف نهایی، تبدیل ژن درمانی به یک گزینه درمانی استاندارد و در دسترس برای بیماران مبتلا به ناشنواییهای ژنتیکی پیش از آنکه سیر طبیعی بیماری، تغییرات جبرانناپذیری در مسیرهای عصبی ایجاد کند، است. پژوهشگران همچنین در حال بررسی امکان استفاده از روشهای مشابه برای بازسازی خسارتهای ناشی از آلودگی صوتی و افزایش سن هستند.
پایان مطالب/.