یادداشت
درمان بیماریهای کبد و روده با سلولهای بنیادی؛ گامهای نهایی تا ورود به بالین
ماه ژوئیه ۲۰۲۶ با پیشرفتهای قابل توجهی در حوزه درمان بیماریهای گوارشی و کبدی با سلولهای بنیادی همراه بود.
امتیاز:
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، بیماریهای کبدی، رودهای و صفراوی از جمله شایعترین و پرهزینهترین بیماریهای دستگاه گوارش هستند. سیروز کبدی که مرحله پیشرفته آسیب کبدی محسوب میشود، سالانه جان میلیونها نفر را در سراسر جهان میگیرد و تنها درمان قطعی آن، پیوند کبد است که به دلیل کمبود عضو و هزینههای بالا، در دسترس همه بیماران قرار نمیگیرد. بیماریهای التهابی روده مانند کرون و کولیت اولسراتیو نیز با عوارض جدی و کیفیت پایین زندگی همراه هستند و درمانهای موجود اغلب فقط علائم را کنترل میکنند. آسیبهای مجاری صفراوی نیز از جمله چالشبرانگیزترین موارد در جراحی کبد و مجاری صفراوی محسوب میشوند که در موارد مادرزادی یا ناشی از جراحی، میتوانند به نارسایی کبدی منجر شوند. در چنین شرایطی، رویکردهای مبتنی بر سلولهای بنیادی و پزشکی بازساختی، امیدهای تازهای را برای بیماران و پزشکان ایجاد کردهاند.
بیماریهای کبدی
در حوزه بیماریهای کبدی، خبر مهم این ماه، تداوم کارآزمایی بالینی فاز ۳ برای درمان سیروز الکلی کبد با استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی اتولوگ است. این کارآزمایی که با نام Cellgram-LC شناخته میشود، به بررسی ایمنی و اثربخشی تزریق سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از مغز استخوان بیمار از طریق شریان کبدی میپردازد. بیماران شرکتکننده در این مطالعه که در مرحله Child-Pugh B یا C قرار دارند و مبتلا به سیروز الکلی هستند، به مدت ۶۰ ماه پس از دریافت یک دوز سلولهای بنیادی، از نظر بهبود عملکرد کبد و کاهش عوارض بیماری تحت نظر قرار میگیرند. این مطالعه نشاندهنده ورود درمانهای سلولی به مراحل پیشرفته تأیید بالینی برای بیماریهای کبدی محسوب میشود. همچنین گزارش شده که این شرکت درخواست خود را برای آغاز فاز یک این درمان در ایالات متحده به سازمان غذا و داروی آمریکا ارائه کرده است. مطالعات مشابهی نیز در این ماه از نتایج اولیه امیدوارکننده در بیماران مبتلا به سیروز کبدی خبر دادند که نشان میدهد تزریق سلولهای بنیادی مزانشیمی میتواند عملکرد کبد را بهبود بخشیده و کیفیت زندگی بیماران را افزایش دهد.
درمان فیبروز کبدی با رویکردی نوین
در حوزه درمان فیبروز کبدی، رویکردی نوین ارائه شده است که در آن به جای استفاده از خود سلولهای بنیادی، از وزیکولهای آپوپتوتیک مشتق از سلولهای بنیادی مزانشیمی بندناف استفاده میشود. این وزیکولها با حمل مولکولهای ریزتنظیمکننده، به طور مستقیم ژنهای دخیل در ایجاد فیبروز را هدف قرار داده و مسیرهای سیگنالینگ مرتبط با آن را مهار میکنند. در مدلهای حیوانی فیبروز کبدی، تجویز این وزیکولها به طور قابل توجهی فیبروز را کاهش داده و عملکرد کبد را بازگردانده است. تحلیل نمونههای بالینی بیوپسی کبد انسان نیز همبستگی قوی بین هدف مولکولی این وزیکولها و شدت فیبروز را نشان داده است که این رویکرد را از نظر بالینی نیز تأیید میکند. این روش که از مزایای وزیکولهای خارجسلولی بدون نیاز به سلولهای زنده بهره میبرد، میتواند گزینهای ایمنتر و با هزینه کمتر برای درمان فیبروز کبدی در آینده باشد.
شیوه مطالعاتی
در زمینه بازسازی کبد پس از جراحی، تحقیقات دیگری بر روی اثر اگزوزومهای مشتق از سلولهای بنیادی مزانشیمی بندناف بر ترمیم کبد متمرکز شده است. در مدلهای حیوانی که بخش قابل توجهی از کبد آنها برداشته شده است، تیمار با اگزوزومها منجر به حفظ ساختار کبد، کاهش قابل توجه آنزیمهای آسیب کبدی و افزایش نسبت وزن کبد به وزن بدن شده است. همچنین تعداد سلولهای کبدی در حال تقسیم به طور چشمگیری افزایش یافته است. مکانیسم این اثر از طریق تغییر فنوتیپ ماکروفاژهای کبد به سمت نوع ترمیمی و مهار مسیرهای مرگ سلولی شناسایی شده است. این یافتهها نشان میدهد که اگزوزومهای مشتق از سلولهای بنیادی میتوانند به عنوان یک درمان کمکی در جراحیهای بزرگ کبدی برای تسریع روند بازسازی و کاهش عوارض پس از جراحی مورد استفاده قرار گیرند.
راهکار نوینی برای افزایش کارایی سلولدرمانی
در حوزه بیماریهای التهابی روده، راهکار نوینی برای افزایش کارایی سلولدرمانی ارائه شده است که در آن از پیشتیمار سلولهای بنیادی مزانشیمی با ترکیبات طبیعی مانند بربرین، ماده مؤثره زرشک، استفاده میشود. این پیشتیمار به طور قابل توجهی توانایی سلولها را برای مهاجرت به بافت روده ملتهب و کاهش التهاب افزایش میدهد. در مدلهای حیوانی مبتلا به کولیت، سلولهای پیشتیمار شده توانستند علائم بیماری را به طور چشمگیری بهبود بخشند و باعث کاهش سیتوکینهای التهابی و افزایش سیتوکینهای ضدالتهابی شوند. بررسی مکانیسم این اثر نشان داده است که بربرین با فعالسازی مسیرهای سیگنالینگ خاص، باعث افزایش بیان گیرندههای مهاجرتی روی سلولهای بنیادی شده و حرکت آنها را به سمت بافت ملتهب تسهیل مینماید. این رویکرد ساده و کمهزینه میتواند راهبردی عملی برای بهبود نتایج سلولدرمانی در بیماران مبتلا به بیماریهای التهابی روده باشد.
دستاوردهای کسب شده
در حوزه بیماریهای مجاری صفراوی، پیشرفتهای چشمگیری در زمینه استفاده از ارگانوئیدهای مشتق از سلولهای بنیادی درخت صفراوی گزارش شده است. در این رویکرد نوین، محققان با استفاده از سیستمهای کشت سهبعدی اختصاصی، سلولهای بنیادی درخت صفراوی را به طور چشمگیری تکثیر کرده و سپس با استفاده از فاکتورهای رشد مشخص، آنها را به ارگانوئیدهای کلانژیوسیتی تمایز دادند. این ارگانوئیدها که بیان بالایی از نشانگرهای سلولهای بالغ مجاری صفراوی را نشان میدادند، از نظر عملکردی نیز توانایی حمل و نقل مواد و تنظیم پیامرسانهای سلولی را داشتند که با سلولهای طبیعی مجاری صفراوی مطابقت داشت. برای بررسی کارایی این رویکرد در محیط زنده، محققان ارگانوئیدها را بر روی مدلهای حیوانی با آسیب مجاری صفراوی پیوند زدند. نتایج نشان داد که ارگانوئیدهای پیوندی در بدن به سلولهای بالغ مجاری صفراوی تمایز یافته و مجاری صفراوی آسیبدیده را ترمیم میکنند. نکته جالب در این مطالعه، شناسایی اسیدهای صفراوی خاص به عنوان نشانگرهای حساس برای ارزیابی میزان ترمیم مجاری صفراوی است که میتواند برای پایش بالینی این درمان در آینده مورد استفاده قرار گیرد. این دستاورد میتواند راهگشای درمان بیماریهای نادر و جدی مجاری صفراوی مانند آترزی مجاری صفراوی مادرزادی و آسیبهای ناشی از جراحی باشد که امروزه گزینههای درمانی محدودی دارند.
گامهای بعدی این پژوهشها
با وجود این پیشرفتهای چشمگیر، مسیر تبدیل این یافتههای آزمایشگاهی به درمانهای بالینی قابل دسترس همچنان با چالشهایی روبروست. بقای سلولهای پیوندی در محیط التهابی کبد و روده، خطر پسزدگی ایمنی، هزینههای بالای تولید سلولها با کیفیت بالینی و نیاز به مطالعات طولانیمدت برای تأیید ایمنی، از جمله موانعی هستند که باید در گامهای بعدی این پژوهشها مورد توجه قرار گیرند. همچنین استانداردسازی پروتکلهای تولید سلولهای بنیادی و ارگانوئیدها برای کاربردهای بالینی، و توسعه روشهای غیرتهاجمی برای پایش نتایج درمان، از اولویتهای تحقیقاتی آینده محسوب میشوند. با توجه به سرعت پیشرفت در این حوزه و ورود کارآزماییهای بالینی به مراحل پیشرفته، به نظر میرسد سلولدرمانی بیماریهای گوارشی و کبدی در سالهای آینده به یکی از گزینههای اصلی درمانی تبدیل شود و افقهای تازهای را برای بیمارانی که امروز با بیماریهای صعبالعلاج دست و پنجه نرم میکنند، روشن سازد.
پایان مطالب/.