یادداشت
IVF مدرن با انتقال یک جنینی به موفقیت بالاتری دست مییابد
مطالعات اخیر نشان میدهد IVF مدرن با انتقال یک جنین میتواند ضمن کاهش چشمگیر بارداریهای چندقلویی، به نرخ بالای تولد پس از چند چرخه درمان منجر شود.
امتیاز:
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، درمان ناباروری با لقاح آزمایشگاهی یا IVF طی سالهای اخیر تغییر قابلتوجهی کرده است. تغییراتی که تنها به بهبود نرخ بارداری در یک چرخه محدود نمیشوند، بلکه احتمال تولد زنده پس از چند چرخه درمان را نیز افزایش دادهاند. یافتههای یک مطالعه بزرگ نشان میدهد استفاده گسترده از انتقال انتخابی یک جنین، همراه با کشت جنین تا مرحله بلاستوسیست، انجماد سریع جنینها و پروتکلهای بهینه انتقال جنین منجمد، میتواند به نرخ بالایی از تولد زنده تجمعی منجر شود. پژوهشگران گزارش دادند که نرخ تولد زنده تجمعی در تحلیل اصلی و بدون اصلاح برای خروج بیماران از مطالعه ۵۸.۷ درصد بود، در حالی که در تحلیل بهینه که موارد دارای پیگیری ناقص را نیز با روش آماری مناسب در نظر میگرفت، این رقم به ۶۸.۲ درصد رسید. نکته مهم این بود که ۹۵.۳ درصد انتقالهای جنینی با انتقال تنها یک جنین انجام شده بود و نرخ تولدهای چندقلویی به ۲.۹ درصد محدود ماند.
سه چرخه درمان، تصویری متفاوت از موفقیت IVF ارائه میدهد
یکی از نکات مهم این پژوهش، تمرکز برنرخ تولد زنده تجمعی است. شاخصی که برخلاف نرخ موفقیت یک انتقال منفرد، تمام فرصتهای ایجادشده از یک روند درمانی را در نظر میگیرد. در IVF ممکن است یک برداشت تخمک به ایجاد چند جنین منجر شود و همه این جنینها لزوماً در همان چرخه به رحم منتقل نشوند. بخشی از آنها میتوانند پس از انجماد در چرخههای بعدی مورد استفاده قرار گیرند. بنابراین ارزیابی نتیجه تنها بر اساس نخستین انتقال میتواند تصویر ناقصی از احتمال نهایی تولد زنده ارائه کند. در مطالعه جدید، زنان تا سه چرخه برداشت تخمک و انتقال جنین یا تا زمانی که تولد زنده رخ دهد، پیگیری شدند. میانگین سن زنان شرکتکننده ۳۶.۲ سال بود و حدود یکچهارم آنها در یک یا چند چرخه از آزمایش ژنتیکی پیش از لانهگزینی برای بررسی آنیوپلوئیدی یا PGT-A استفاده کرده بودند. چنین طراحیای اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان میدهد موفقیت IVF مدرن را باید در چارچوب مجموعهای از فناوریها و تصمیمهای درمانی دید، نه صرفاً تعداد جنینهایی که در یک نوبت به رحم منتقل میشوند.
چرا انتقال یک جنین دیگر به معنای کاهش شانس موفقیت نیست
سالها این تصور وجود داشت که انتقال دو یا حتی تعداد بیشتری جنین میتواند احتمال موفقیت IVF را افزایش دهد، زیرا در صورت عدم لانهگزینی یک جنین، امکان موفقیت جنین دیگر وجود خواهد داشت. اما این رویکرد همزمان احتمال بارداری دوقلویی و چندقلویی را بالا میبرد و بارداری چندقلویی خود با افزایش خطر زایمان زودرس، وزن کم هنگام تولد و سایر عوارض مادر و نوزاد همراه است. مطالعات جدیدتر نشان دادهاند که انتقال انتخابی یک جنین، هنگامی که در کنار انتخاب مناسب جنین و امکان استفاده از جنینهای باقیمانده در انتقالهای بعدی قرار گیرد، الزاماً به کاهش شانس تولد زنده منجر نمیشود. در یک مطالعه بزرگ روی بیش از ۴۹ هزار بیمار، نرخ تولد زنده تجمعی در راهبرد انتقال انتخابی یک جنین حدود ۷۴ درصد گزارش شد، در حالی که این رقم در راهبرد انتقال دو جنین ۵۷ درصد بود. این یافته نشان داد که ارزیابی موفقیت باید به کل مسیر درمان توجه کند، نه اینکه صرفاً نتیجه نخستین انتقال را مقایسه کند.
نقش بلاستوسیست و فناوریهای انجماد در تغییر نتایج
یکی از عوامل مهم در تحول IVF مدرن، افزایش استفاده از کشت جنین تا مرحله بلاستوسیست و سپس انتقال جنینهای انتخابشده است. در روشهای قدیمیتر، بسیاری از جنینها در مراحل ابتدایی رشد به رحم منتقل میشدند و امکان ارزیابی رشد آنها تا روز پنجم وجود نداشت. امروزه آزمایشگاههای جنینشناسی میتوانند جنینها را برای چند روز بیشتر در شرایط کنترلشده نگهداری کنند و جنینهایی را که توانایی رشد مناسبتری نشان میدهند، برای انتقال انتخاب کنند. در کنار این تغییر، روش vitrification یا انجماد شیشهای نیز امکان نگهداری جنینها را با کارایی بسیار بالاتر فراهم کرده است. یک مطالعه بزرگ که روند نتایج IVF را در طول زمان بررسی کرده بود، نشان داد نرخ تولد زنده تجمعی به ازای هر برداشت تخمک در دوره مورد بررسی از ۲۷ درصد به ۳۶.۳ درصد افزایش یافته است و در زنانی که دستکم یک انتقال جنین داشتند، این رقم از ۳۰ درصد به ۴۳.۳ درصد رسیده بود. افزایش استفاده از انتقال تکجنینی، کشت بلاستوسیست و انتقال جنینهای منجمد از تغییرات مهم همراه با این روند بودند.
کاهش دوقلوزایی
اهمیت یافتههای جدید فقط در بالا رفتن احتمال تولد زنده خلاصه نمیشود. کاهش بارداریهای چندقلویی یکی از اهداف اصلی تحول درمان ناباروری بوده است، زیرا بارداری دوقلویی یا چندقلویی میتواند برای مادر و نوزاد خطر بیشتری نسبت به بارداری تکقلویی داشته باشد. در مطالعه جدید، با وجود استفاده از انتقال تکجنینی در بیش از ۹۵ درصد انتقالها، نرخ تولد چندقلویی تنها ۲.۹ درصد بود. این رقم در مقایسه با دورههایی که انتقال چند جنین بسیار رایجتر بود، نشاندهنده تغییر مهمی در رویکرد درمانی است. بررسیهای قدیمیتر نیز نشان داده بودند که حرکت تدریجی به سمت انتقال یک جنین میتواند نرخ تولد دوقلویی را کاهش دهد، در حالی که همچنان امکان دستیابی به نرخ قابلقبولی از تولد زنده تجمعی وجود دارد. در یکی از مطالعات پیشین، نرخ تولد زنده تجمعی پس از سه چرخه ۵۱ درصد گزارش شده بود و با ادامه درمان تا شش چرخه افزایش پیدا میکرد؛ موضوعی که اهمیت دنبال کردن نتیجه درمان در چند چرخه را برجسته میکند. یافتههای جدید در واقع برداشت رایج از موفقیتIVF را تغییر میدهند. اگر نتیجه درمان فقط بر اساس اولین انتقال جنین سنجیده شود، ممکن است مزیت استفاده از یک جنین در هر انتقال بهدرستی دیده نشود. در مقابل، زمانی که تمام جنینهای حاصل از یک برداشت تخمک، انتقالهای تازه و منجمد و احتمال تولد زنده در چند چرخه در کنار یکدیگر بررسی شوند، تصویر کاملتری شکل میگیرد. فناوریهای جدید آزمایشگاه جنینشناسی به پزشکان اجازه دادهاند که به جای افزایش تعداد جنینهای منتقلشده، بر کیفیت انتخاب جنین و استفاده مؤثر از جنینهای باقیمانده تمرکز کنند. این تغییر رویکرد همچنین میتواند به کاهش فشار برای انتقال چند جنین در یک نوبت کمک کند؛ روشی که در گذشته تا حدی برای جبران محدودیتهای فناوری و احتمال پایینتر لانهگزینی استفاده میشد.
سن بیمار همچنان عامل تعیینکننده
با وجود نتایج امیدوارکننده، ارقام گزارششده نباید بهعنوان احتمال موفقیت یکسان برای تمام زنان در نظر گرفته شوند. مطالعه جدید یک جمعیت واقعی از مراکز درمان ناباروری را بررسی کرده، اما میانگین سنی شرکتکنندگان حدود ۳۶ سال بوده و وضعیت ذخیره تخمدانی، تعداد تخمکهای بهدستآمده، کیفیت جنینها، استفاده ازPGT-A و سابقه ناباروری در افراد متفاوت بوده است. سن، تعداد و کیفیت تخمکها و جنینهای قابل انتقال و علت ناباروری همچنان از عوامل مهم در نتیجه IVF هستند. به همین دلیل، نرخ ۶۸.۲ درصدی گزارششده، یک شاخص جمعیتی برای این گروه و این الگوی درمانی است، نه تضمینی برای یک بیمار مشخص. حتی در مطالعهای که عوامل مؤثر بر نتیجه انتقال تکجنینی را بررسی کرده بود، تعداد جنینهای با کیفیت بالا با احتمال بالاتر تولد زنده تجمعی ارتباط داشت؛ مسئلهای که نشان میدهد انتقال یک جنین زمانی بیشترین ظرفیت خود را نشان میدهد که انتخاب جنین نیز بر پایه کیفیت مناسب انجام شود.
نتیجه گیری
نتایج این پژوهش و مطالعات همراستا نشان میدهند که IVF در حال حرکت به سوی رویکردی است که در آن یک جنین مناسب در هر انتقال میتواند جایگزین منطقیتری برای انتقال همزمان چند جنین باشد، بهویژه زمانی که بیمار امکان استفاده از جنینهای باقیمانده در چرخههای بعدی را دارد. نرخ ۹۵.۳ درصدی انتقال تکجنینی در مطالعه جدید و نرخ پایین ۲.۹ درصدی تولد چندقلویی، در کنار نرخ ۶۸.۲ درصدی تولد زنده تجمعی در تحلیل بهینه، تصویری از ظرفیت درمانهای مدرن ارائه میکند که با نتایج تاریخی تفاوت محسوسی دارد. با این حال، تصمیم درباره تعداد جنین قابل انتقال باید همچنان بر اساس سن، وضعیت پزشکی، کیفیت جنین، سابقه درمان و شرایط هر بیمار گرفته شود. پیام اصلی این شواهد آن است که افزایش تعداد جنینهای منتقلشده الزاماً معادل افزایش موفقیت نیست. در بسیاری از موارد، کیفیت فرایند انتخاب و امکان استفاده از جنینهای باقیمانده در چند مرحله میتواند مسیر رسیدن به تولد زنده را ایمنتر و مؤثرتر کند.
پایان مطلب./