یادداشت
بقای یکساله سلولهای بنیادی پیوندی در بیماران رتینیت پیگمنتوزا
نتایج یک کارآزمایی بالینی فاز 1/2a نشان میدهد سلولهای پیشساز عصبی انسانی پیوندشده به شبکیه بیماران مبتلا به رتینیت پیگمنتوزا دستکم یک سال در محل پیوند زنده ماندهاند.
امتیاز:
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، رتینیت پیگمنتوزا یکی از شایعترین بیماریهای ارثی تحلیلبرنده شبکیه است که بهتدریج باعث کاهش دید و در نهایت نابینایی میشود. با وجود پیشرفتهای قابل توجه در حوزه ژندرمانی، تنوع بسیار زیاد جهشهای ژنتیکی مسئول این بیماری موجب شده است که بسیاری از بیماران همچنان فاقد گزینه درمانی مؤثر باشند. در همین راستا، پژوهشگران در یک مطالعه بالینی از سلولهای پیشساز عصبی انسانی برای درمان بیماران مبتلا به رتینیت پیگمنتوزا استفاده کردند. نتایج نشان داد این سلولها پس از تزریق زیرشبکیهای حداقل یک سال در محل پیوند باقی ماندهاند و عوارض جانبی قابل توجهی ایجاد نکردهاند. این دستاورد نخستین شواهد انسانی از بقای طولانیمدت چنین سلولهایی در چشم بیماران را فراهم کرده و راه را برای مطالعات گستردهتر با هدف حفظ یا بهبود بینایی هموار میکند.
بیماریهای تحلیلبرنده شبکیه
بیماریهای تحلیلبرنده شبکیه از مهمترین علل نابینایی غیرقابل برگشت در جهان به شمار میروند. در میان این بیماریها، رتینیت پیگمنتوزا جایگاه ویژهای دارد؛ زیرا نهتنها شیوع قابل توجهی دارد بلکه طیف وسیعی از جهشهای ژنتیکی میتوانند در ایجاد آن نقش داشته باشند. بیماران معمولاً ابتدا دچار کاهش دید در شب میشوند و سپس میدان بینایی آنها بهتدریج محدود شده و در مراحل پیشرفته، افت شدید بینایی مرکزی را تجربه میکنند. در سالهای اخیر، ژندرمانی بهعنوان یکی از امیدبخشترین راهکارهای درمانی برای بیماریهای ارثی شبکیه مطرح شده است. با این حال، تعداد بسیار زیاد ژنهای درگیر در رتینیت پیگمنتوزا باعث شده است توسعه درمانهای اختصاصی برای هر جهش، زمانبر و پرهزینه باشد. به همین دلیل، پژوهشگران به دنبال راهبردهایی هستند که بتوانند بدون وابستگی به نوع جهش ژنتیکی، برای طیف وسیعی از بیماران قابل استفاده باشند. سلولدرمانی یکی از این راهبردهای نوین است. برخلاف ژندرمانی که یک نقص ژنتیکی مشخص را هدف قرار میدهد، سلولدرمانی میتواند با ایجاد محیطی حمایتی در شبکیه، ترشح فاکتورهای رشد و کاهش التهاب، از سلولهای بینایی باقیمانده محافظت کند. همین ویژگی سبب شده است که محققان توجه ویژهای به استفاده از سلولهای بنیادی و سلولهای پیشساز عصبی در درمان بیماریهای تحلیلبرنده شبکیه داشته باشند.
تاریخچه
تحقیقات مربوط به استفاده از سلولهای بنیادی در بیماریهای شبکیه بیش از دو دهه قدمت دارد. در ابتدا مطالعات بر روی مدلهای حیوانی متمرکز بود و پژوهشگران تلاش میکردند نشان دهند سلولهای پیوندی میتوانند در محیط شبکیه زنده بمانند و عملکرد سلولهای آسیبدیده را حمایت کنند. نتایج اولیه در موشها و سایر مدلهای حیوانی نشان داد سلولهای پیشساز عصبی قادرند با ترشح مولکولهای محافظتکننده عصبی، روند تخریب گیرندههای نوری را کند کنند. این یافتهها زمینه را برای انتقال فناوری به مطالعات انسانی فراهم کرد. در سالهای بعد، چندین کارآزمایی بالینی در نقاط مختلف جهان آغاز شد که از انواع مختلف سلولها از جمله سلولهای بنیادی مزانشیمی، سلولهای پیشساز شبکیه و سلولهای مشتق از سلولهای بنیادی پرتوان القایی استفاده میکردند. اگرچه بسیاری از این مطالعات در مراحل اولیه قرار داشتند، اما نتایج آنها نشان داد که پیوند سلول به شبکیه از نظر فنی امکانپذیر است و میتواند با سطح قابل قبولی از ایمنی انجام شود. مطالعه اخیر که در سال ۲۰۲۶ گزارش شد، ادامه همین مسیر پژوهشی محسوب میشود و اهمیت آن در این است که برای نخستین بار بقای طولانیمدت سلولهای پیشساز عصبی انسانی در بیماران مبتلا به رتینیت پیگمنتوزا را بهطور مستقیم نشان داده است.
شیوه مطالعاتی
این پژوهش در قالب یک کارآزمایی بالینی فاز 1/2a طراحی شد و هدف اصلی آن ارزیابی ایمنی و امکانپذیری پیوند سلولهای پیشساز عصبی انسانی بود. در این مطالعه ۱۳ بیمار مبتلا به رتینیت پیگمنتوزا شرکت کردند. سلول مورد استفاده با نام CNS10-NPC شناخته میشود و از سلولهای پیشساز عصبی انسانی مشتق شده است. بیماران تنها یک بار تحت تزریق زیرشبکیهای قرار گرفتند. دو دوز مختلف شامل ۳۰۰ هزار و یک میلیون سلول برای ارزیابی ایمنی مورد استفاده قرار گرفت. پس از انجام پیوند، بیماران به مدت دوازده ماه تحت پیگیری منظم قرار گرفتند. در طول این مدت، ارزیابیهای بالینی، سنجش حدت بینایی و تصویربرداریهای تخصصی شبکیه انجام شد. یکی از مهمترین ابزارهای مورد استفاده در این مطالعه تصویربرداری توموگرافی انسجام نوری یا OCT بود که امکان مشاهده دقیق ساختارهای شبکیه و بررسی بقای سلولهای پیوندی را فراهم میکرد. پژوهشگران علاوه بر ارزیابی بقای سلولها، بروز عوارض جانبی احتمالی، تغییرات ساختاری شبکیه و وضعیت بینایی بیماران را نیز مورد بررسی قرار دادند. در پایان دوره یکساله، شرکتکنندگان وارد برنامه پیگیری بلندمدت شدند تا آثار درازمدت درمان نیز ارزیابی شود.
نتایج
مهمترین یافته این مطالعه، اثبات بقای سلولهای پیوندی در شبکیه بیماران برای مدت حداقل یک سال بود. تصاویر بهدستآمده از شبکیه نشان داد سلولهای تزریقشده همچنان در فضای زیرشبکیهای حضور دارند و از محل پیوند حذف نشدهاند. از نظر ایمنی نیز نتایج امیدوارکننده بود. حدت بینایی بیماران در طول مطالعه به طور کلی پایدار باقی ماند و هیچ نشانهای از بروز عوارض شدید مرتبط با سلولدرمانی مشاهده نشد. برخی عوارض محدود شامل تشکیل غشاهای اپیرتینال و یک مورد باقی ماندن حباب زیرشبکیهای گزارش شد، اما پژوهشگران این عوارض را قابل مدیریت ارزیابی کردند. نکته مهم دیگر آن بود که هدف اصلی این مطالعه اثبات بهبود بینایی نبود، زیرا رتینیت پیگمنتوزا بیماریای با روند پیشرفت آهسته است و انتظار نمیرفت طی تنها یک سال تغییرات چشمگیری در عملکرد بینایی مشاهده شود. در عوض، تمرکز اصلی بر اثبات ایمنی و بقای سلولها قرار داشت؛ هدفی که با موفقیت محقق شد. همچنین نتایج با دادههای پیشبالینی همخوانی داشت. مطالعات حیوانی پیشین نشان داده بودند که این سلولها میتوانند از طریق کاهش التهاب و ترشح فاکتورهای رشد از سلولهای گیرنده نور محافظت کنند. اکنون بقای موفق سلولها در انسان، امکان بررسی این اثرات حفاظتی را در مطالعات آینده فراهم کرده است.
دستاورد
اهمیت اصلی این مطالعه در آن است که یکی از بزرگترین موانع سلولدرمانی شبکیه را پشت سر گذاشته است. برای سالها این پرسش مطرح بود که آیا سلولهای پیوندشده میتوانند در محیط پیچیده چشم انسان برای مدت طولانی زنده بمانند یا خیر. اکنون شواهد بالینی نشان میدهد پاسخ این پرسش مثبت است. دستاورد دیگر مطالعه، تأیید عملی بودن یک رویکرد مستقل از جهش ژنتیکی است. در حالی که بسیاری از روشهای نوین تنها برای گروه محدودی از بیماران قابل استفاده هستند، سلولدرمانی مبتنی بر سلولهای پیشساز عصبی میتواند برای طیف گستردهای از مبتلایان به رتینیت پیگمنتوزا کاربرد داشته باشد. این یافته همچنین مسیر توسعه نسل جدیدی از درمانهای بازساختی شبکیه را هموار میکند. بقای موفق سلولها نشان میدهد که در آینده میتوان از سلولهای مهندسیشدهتر، سلولهای مشتق از iPSC و حتی ترکیب سلولدرمانی با ژندرمانی برای دستیابی به نتایج بهتر استفاده کرد. از دیدگاه پزشکی بازساختی، این مطالعه یکی از مهمترین شواهد بالینی سال ۲۰۲۶ در حوزه بیماریهای چشمی محسوب میشود و میتواند بهعنوان نقطه شروعی برای ورود درمانهای سلولی شبکیه به مراحل پیشرفتهتر توسعه بالینی تلقی شود.
گام بعدی مطالعه
پس از اثبات بقای یکساله سلولهای پیوندی، مرحله بعدی پژوهش بر ارزیابی اثربخشی درمان متمرکز خواهد بود. پژوهشگران قصد دارند بیماران را برای مدت طولانیتری تحت پیگیری قرار دهند تا مشخص شود آیا حضور مداوم سلولها میتواند روند تخریب شبکیه را کند کرده و از کاهش بینایی جلوگیری کند یا خیر. همچنین توسعه نسخههای جدیدی از سلولهای پیشساز عصبی مشتق از سلولهای بنیادی پرتوان القایی در دستور کار قرار دارد. این رویکرد میتواند امکان تولید انبوه سلولها، کاهش محدودیتهای تأمین منبع سلولی و افزایش دسترسی بیماران به درمان را فراهم کند. کارآزماییهای آینده احتمالاً با تعداد بیشتری از بیماران و در چندین مرکز درمانی انجام خواهند شد. این مطالعات علاوه بر بررسی ایمنی، بر سنجش شاخصهای عملکردی بینایی، کیفیت زندگی بیماران و پایداری اثرات درمان تمرکز خواهند داشت. اگر نتایج مطالعات بلندمدت نیز مثبت باشد، سلولدرمانی مبتنی بر سلولهای پیشساز عصبی میتواند به یکی از نخستین درمانهای بازساختی مؤثر برای رتینیت پیگمنتوزا تبدیل شود؛ بیماریای که تاکنون گزینههای درمانی محدودی برای آن وجود داشته است و میلیونها نفر در سراسر جهان را تحت تأثیر قرار داده است.
پایان مطالب/.