تاریخ انتشار: یکشنبه 22 شهریور 1405
مصرف پروبیوتیک و پیشرفت بیماری کلیوی مزمن
یادداشت

  مصرف پروبیوتیک و پیشرفت بیماری کلیوی مزمن

تجویز شش‌ماهه لاکتوباسیلوس پلانتاروم در بیماران مبتلا به CKD مراحل ۳ و ۴، به طور معناداری باعث افزایش نرخ فیلتراسیون گلومرولی (eGFR) می‌شود.
امتیاز: Article Rating

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی بنیان، نتایج یک کارآزمایی بالینی تصادفی‌سازی‌شده و دو سوکور که در مرکز نفرولوژی و اورولوژی دانشگاه منصوره مصر انجام شده، نشان می‌دهد که تجویز پروبیوتیک لاکتوباسیلوس پلانتاروم می‌تواند روند پیشرفت بیماری کلیوی مزمن (CKD) را در بیماران با درجات متوسط تا شدید به طور قابل‌توجهی کند سازد. در این مطالعه که بر روی ۷۲ بیمار مبتلا به CKD مراحل ۳ و ۴ (با eGFR بین ۱۵ تا ۵۹ میلی‌لیتر بر دقیقه بر ۱.۷۳ متر مربع) انجام شد، شرکت‌کنندگان به مدت ۶ ماه روزانه یک کپسول حاوی ۱۰¹⁰ واحد تشکیل‌دهنده کلنی از لاکتوباسیلوس پلانتاروم یا دارونمای مشابه دریافت کردند. نتایج نشان داد که در گروه پروبیوتیک، میزان eGFR به طور معناداری افزایش یافت (میانه افزایش ۴.۸۵ میلی‌لیتر بر دقیقه بر ۱.۷۳ متر مربع)، در حالی که در گروه دارونما کاهش معناداری در eGFR مشاهده شد (میانه کاهش ۱.۵- میلی‌لیتر بر دقیقه بر ۱.۷۳ متر مربع). همچنین کراتینین سرم در گروه پروبیوتیک به طور معناداری کاهش و در گروه دارونما افزایش یافت. جالب‌تر اینکه، هیچ‌یک از بیماران در گروه پروبیوتیک پیشرفت بیماری (تعریف شده به عنوان کاهش ۲۵٪ یا بیشتر در eGFR یا دوبرابر شدن کراتینین) را تجربه نکردند، در حالی که ۸.۶٪ از بیماران گروه دارونما دچار پیشرفت شدند. اثرات مفید پروبیوتیک در هر دو مرحلهٔ ۳ و ۴ CKD و در بیماران دیابتی و غیردیابتی به یک اندازه مشاهده شد و میانگین افزایش eGFR در مرحلهٔ ۳ نسبت به مرحلهٔ ۴ به طور معناداری بیشتر بود. نکته قابل توجه اینکه، سطح ایندوکسیل‌سولفات ادراری (یک سم اورمیک مشتق از روده) بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت و هیچ همبستگی بین تغییرات آن و بهبود eGFR یافت نشد، که نشان می‌دهد مکانیسم اثر پروبیوتیک مستقل از کاهش این سم است و احتمالاً از طریق مسیرهای دیگری مانند تعدیل التهاب سیستمیک یا بهبود یکپارچگی سد روده ایفا می‌شود. این یافته‌ها که در مجله Scientific Reports منتشر شده، چشم‌انداز جدیدی را برای استفاده از پروبیوتیک‌ها به عنوان یک مداخله کم‌هزینه و در دسترس در کنار درمان‌های استاندارد برای کند کردن پیشرفت CKD ارائه می‌دهد.

 

 بیماری کلیوی مزمن؛ یک اپیدمی خاموش جهانی
بیماری کلیوی مزمن (CKD) یکی از معضلات بزرگ سلامت عمومی در جهان است که حدود ۱۰٪ از جمعیت جهانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این بیماری با کاهش تدریجی و غیرقابل‌بازگشت عملکرد کلیه مشخص می‌شود و در مراحل پیشرفته، به دیالیز یا پیوند کلیه منجر می‌گردد. CKD نه تنها بار اقتصادی سنگینی بر سیستم‌های سلامت تحمیل می‌کند، بلکه کیفیت زندگی بیماران را به شدت کاهش می‌دهد و با افزایش چشمگیر خطر بیماری‌های قلبی‑عروقی و مرگ و میر همراه است. با وجود شیوع بالا و عواقب جدی، گزینه‌های درمانی مؤثر برای کند کردن پیشرفت بیماری در مراحل میانی (مراحل ۳ و ۴) بسیار محدود است و بیشتر مداخلات موجود بر کنترل فشار خون، قند خون و کاهش پروتئین‌وری متمرکز هستند. در سال‌های اخیر، توجه پژوهشگران به نقش محور روده‑کلیه و پتانسیل تعدیل میکروبیوم روده از طریق پروبیوتیک‌ها به عنوان یک استراتژی جدید و کم‌تهاجم برای کاهش بار سموم اورمیک و کند کردن پیشرفت CKD جلب شده است.

 

 محور روده‑کلیه؛ هدفی جدید برای مداخله درمانی
در بیماران مبتلا به CKD، تجمع سموم اورمیک در خون باعث اختلال در هموستاز روده می‌شود و منجر به دیس‌بیوزیس (عدم تعادل میکروبی) می‌گردد. در این وضعیت، باکتری‌های مفید کاهش و گونه‌های پروتئولیتیک (تجزیه‌کننده پروتئین) افزایش می‌یابند که با تخمیر اسیدهای آمینه آروماتیک در روده بزرگ، سمومی مانند ایندوکسیل‌سولفات (IS) و پاراکرسیل‌سولفات (p-CS) تولید می‌کنند. این سموم که به پروتئین‌های پلاسما متصل می‌شوند، به سختی توسط دیالیز حذف می‌شوند و با القای استرس اکسیداتیو، التهاب و فیبروز لوله‌های کلیوی، به تشدید آسیب کلیوی کمک می‌کنند. مطالعات متعدد نشان داده‌اند که افزایش سطح ایندوکسیل‌سولفات با کاهش سریع‌تر eGFR و افزایش نشانگرهای التهابی در بیماران CKD مرتبط است. بنابراین، کاهش این سموم از طریق تعدیل میکروبیوم روده، به عنوان یک هدف درمانی منطقی مطرح شده است. با این حال، شواهد بالینی موجود در این زمینه عمدتاً بر روی بیماران با نارسایی پیشرفته کلیه یا تحت دیالیز متمرکز بوده و جمعیت بیماران با مراحل متوسط (۳ و ۴) که هنوز عملکرد کلیوی قابل‌توجهی دارند و می‌توانند بیشترین بهره را از مداخلات بیماری‌زا ببرند، کمتر مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

 

 طراحی مطالعه و جمعیت مورد بررسی
پژوهشگران مصری به سرپرستی دکتر سامر الشحات صالح از مرکز نفرولوژی و اورولوژی دانشگاه منصوره، یک کارآزمایی بالینی تصادفی‌سازی‌شده، دو سوکور و کنترل‌شده با دارونما طراحی کردند تا اثر تجویز شش‌ماهه لاکتوباسیلوس پلانتاروم را بر عملکرد کلیه و سطح ایندوکسیل‌سولفات ادراری در بیماران مبتلا به CKD مراحل ۳ و ۴ بررسی کنند. این مطالعه که در بازه زمانی مه تا نوامبر ۲۰۲۵ انجام شد، با تأیید کمیته اخلاق پژوهش دانشکده پزشکی منصوره و ثبت در ClinicalTrials.gov (شماره NCT06863194) همراه بود. از میان ۱۲۰ فرد واجد شرایط اولیه، ۴۸ نفر به دلایل مختلف (از جمله مصرف آنتی‌بیوتیک یا پروبیوتیک در چهار هفته گذشته، بدخیمی فعال، بیماری خودایمنی و بارداری) کنار گذاشته شدند و در نهایت ۷۲ بیمار (۳۷ نفر در گروه پروبیوتیک و ۳۵ نفر در گروه دارونما) وارد مطالعه شدند. نکته قابل توجه اینکه، هیچ‌یک از شرکت‌کنندگان در طول ۶ ماه مطالعه از مطالعه خارج نشدند و نرخ پایبندی به درمان ۱۰۰٪ بود که نشان از طراحی قوی و مراقبت عالی در این مرکز دارد.

 

 نتایج اولیه؛ بهبود چشمگیر eGFR در گروه پروبیوتیک
پس از ۶ ماه مداخله، نتایج به‌طرز چشمگیری به نفع گروه پروبیوتیک بود. در گروه پروبیوتیک، میانهٔ eGFR از ۳۰.۸ به ۳۶.۱ میلی‌لیتر بر دقیقه بر ۱.۷۳ متر مربع افزایش یافت که نشان‌دهندهٔ بهبود قابل‌توجهی است، در حالی که در گروه دارونما، eGFR از ۳۱.۷ به ۲۹.۰ کاهش پیدا کرد. به عبارت دیگر، در حالی که گروه پروبیوتیک به طور متوسط ۴.۸۵ واحد افزایش در eGFR داشت، گروه دارونما ۱.۵- واحد کاهش را تجربه کرد و این تفاوت بین دو گروه از نظر آماری بسیار معنادار بود (p < 0.001). همچنین، کراتینین سرم در گروه پروبیوتیک به طور معناداری کاهش یافت (میانه کاهش ۰.۳ میلی‌گرم در دسی‌لیتر) و در گروه دارونما افزایش یافت (میانه افزایش ۰.۱ میلی‌گرم در دسی‌لیتر). علاوه بر این، هیچ‌یک از بیماران در گروه پروبیوتیک (۰٪) دچار پیشرفت بیماری نشدند، در حالی که ۸.۶٪ از بیماران در گروه دارونما (۳ نفر) کاهش ۲۵٪ یا بیشتر در eGFR یا دوبرابر شدن کراتینین را تجربه کردند. البته این تفاوت به دلیل تعداد کم رویدادها، از نظر آماری به سطح معناداری نرسید (p = 0.11)، اما از نظر بالینی بسیار قابل توجه است.

 

 اثرات مستقل از کاهش ایندوکسیل‌سولفات؛ کشفی غافل‌گیرانه
یکی از یافته‌های جالب و تا حدودی غافل‌گیرنده این مطالعه، عدم مشاهدهٔ کاهش معنادار در سطح ایندوکسیل‌سولفات ادراری در گروه پروبیوتیک بود. هرچند در گروه پروبیوتیک کاهش عددی در سطح این سم (از ۷۷.۶ به ۶۴.۴ نانوگرم بر میلی‌لیتر) و در گروه دارونما افزایش عددی (از ۹۰.۶ به ۱۰۸.۵ نانوگرم بر میلی‌لیتر) مشاهده شد، اما این تفاوت‌ها به سطح معناداری آماری نرسیدند (p = 0.15). مهم‌تر اینکه، هیچ همبستگی معناداری بین تغییرات ایندوکسیل‌سولفات و تغییرات eGFR در هیچ‌یک از گروه‌ها یافت نشد. این یافته نشان می‌دهد که مکانیسم اثر محافظتی لاکتوباسیلوس پلانتاروم بر عملکرد کلیه، صرفاً از طریق کاهش سموم اورمیک مشتق از روده نیست و احتمالاً مسیرهای دیگری مانند کاهش التهاب سیستمیک، بهبود یکپارچگی سد اپیتلیال روده، تعدیل پاسخ‌های ایمنی یا تولید متابولیت‌های مفید (مانند اسیدهای چرب کوتاه‌زنجیر) در این اثر نقش دارند. این کشف، درک ما را از نحوهٔ تأثیر پروبیوتیک‌ها بر CKD عمیق‌تر کرده و راه را برای پژوهش‌های بیشتر در این زمینه هموار می‌سازد.

 

 تحلیل‌های زیرگروهی؛ اثر در همه بیماران، اما قوی‌تر در مرحلهٔ ۳
پژوهشگران برای اطمینان از اینکه اثر پروبیوتیک در زیرگروه‌های مختلف بیماران یکسان است یا خیر، تحلیل‌های زیرگروهی را بر اساس مرحلهٔ CKD (۳ یا ۴)، وجود یا عدم وجود دیابت و جنسیت انجام دادند. نتایج نشان داد که اثر درمانی پروبیوتیک در هر دو مرحلهٔ ۳ و ۴ و در هر دو گروه دیابتی و غیردیابتی به طور معناداری مثبت بوده است. با این حال، میزان افزایش eGFR در بیماران مرحلهٔ ۳ به طور معناداری بیشتر از بیماران مرحلهٔ ۴ بود (p = 0.02)، که نشان می‌دهد مداخله در مراحل اولیه‌تر بیماری ممکن است سودمندتر باشد. همچنین اثر درمانی در هر دو جنس مرد و زن مشاهده شد، هرچند به دلیل تعداد کم زنان در مطالعه (تنها ۱۳ نفر)، تحلیل جنسیتی ماهیت اکتشافی دارد و نیاز به مطالعات بزرگ‌تر برای تأیید دارد. نکته مهم، عدم وجود تداخل معنادار بین دیابت و اثر درمانی بود، به این معنی که پروبیوتیک فارغ از اینکه بیمار دیابتی باشد یا نه، به یک اندازه مفید است.

 

 اعتبار علمی و نقاط قوت روش‌شناختی
این مطالعه از نقاط قوت متعددی برخوردار است که به اعتبار یافته‌های آن می‌افزاید. طراحی تصادفی‌سازی‌شده، دو سوکور و کنترل‌شده با دارونما، استاندارد طلایی کارآزمایی‌های بالینی محسوب می‌شود و سوگیری‌های احتمالی را به حداقل می‌رساند. حجم نمونه بر اساس محاسبات آماری دقیق تعیین شد و از توان آماری کافی (۸۰٪) برای تشخیص اثرات مورد انتظار برخوردار بود. نرخ پایبندی ۱۰۰٪ و عدم وجود ریزش در طول مطالعه، نشان از کیفیت بالای اجرای طرح دارد. همچنین، استفاده از تحلیل ANCOVA با تعدیل برای eGFR پایه و سایر متغیرهای مخدوش‌کننده، دقت آماری را افزایش داده است. انتشار این مطالعه در مجله Scientific Reports (از انتشارات معتبر Nature Portfolio) نیز نشان‌دهندهٔ تأیید کیفیت علمی توسط جامعهٔ بین‌المللی است. با این حال، نویسندگان به برخی محدودیت‌ها مانند عدم اندازه‌گیری سیستاتین C (به دلیل کمبود بودجه)، فقدان پرسشنامهٔ بسامد غذایی برای ارزیابی دقیق رژیم غذایی و تعداد کم زنان در مطالعه اشاره کرده‌اند.

 

 پیامدهای بالینی و جایگاه پروبیوتیک در درمان CKD
با توجه به اینکه CKD یک بیماری پیشرونده و اغلب بدون علامت در مراحل اولیه است، یافتن مداخلاتی که بتوانند با هزینه‌ای اندک و عوارضی محدود، روند کاهش عملکرد کلیه را کند کنند، از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. تجویز پروبیوتیک‌ها به عنوان یک رویکرد کم‌هزینه، در دسترس و با عوارض جانبی ناچیز، می‌تواند به راحتی در کنار درمان‌های استاندارد مانند مهارکننده‌های آنزیم مبدل آنژیوتانسین (ACEI) یا مسدودکننده‌های گیرنده آنژیوتانسین (ARB) تجویز شود. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که حتی در بیماران با CKD متوسط تا شدید (مراحل ۳ و ۴)، پروبیوتیک درمانی می‌تواند باعث تثبیت یا حتی بهبود عملکرد کلیه شود. این یافته به ویژه برای بیمارانی که به دلایل مختلف کاندیدای مناسبی برای سایر درمان‌های تهاجمی نیستند، امیدوارکننده است. البته نویسندگان تأکید دارند که این نتایج نیازمند تأیید در مطالعات بزرگ‌تر و با دوره‌های پیگیری طولانی‌تر است و در حال حاضر نمی‌توان پروبیوتیک را به عنوان جایگزین درمان‌های استاندارد توصیه کرد، بلکه باید به عنوان یک مداخلهٔ مکمل در نظر گرفته شود.

 

جمع‌بندی و چشم‌انداز آینده
مطالعهٔ حاضر، شواهد قانع‌کننده‌ای را برای اثربخشی لاکتوباسیلوس پلانتاروم در کند کردن پیشرفت بیماری کلیوی مزمن ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که تعدیل میکروبیوم روده از طریق پروبیوتیک‌ها می‌تواند یک استراتژی درمانی مؤثر و ایمن در مدیریت CKD باشد. نکتهٔ قابل توجه، استقلال این اثر از کاهش سم ایندوکسیل‌سولفات است که بیانگر وجود مکانیسم‌های پیچیده‌تر و چندوجهی‌تری در پس این اثر محافظتی می‌باشد و نیاز به پژوهش‌های بیشتر در سطح مولکولی و سلولی دارد. با توجه به شیوع بالای CKD و بار عظیم اقتصادی و انسانی آن، حتی گام‌های کوچک در جهت یافتن درمان‌های جدید می‌توانند تأثیر بزرگی بر سلامت عمومی داشته باشند. اگر یافته‌های این مطالعه در کارآزمایی‌های بزرگ‌تر و با جمعیت‌های متنوع‌تر تأیید شود، ممکن است در آینده‌ای نزدیک، تجویز پروبیوتیک به عنوان بخشی از پروتکل استاندارد مراقبت از بیماران مبتلا به CKD مراحل ۳ و ۴ در سراسر جهان توصیه گردد. این پژوهش نه تنها افق جدیدی را در درمان CKD گشوده، بلکه بار دیگر اهمیت محور روده‑کلیه را در سلامت انسان به اثبات رسانده است.

پایان مطلب/.

 

 

ثبت امتیاز
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر جدید

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

کلیدواژه
کلیدواژه
دسته‌بندی اخبار
دسته‌بندی اخبار
Skip Navigation Links.