یادداشت
ارتباط التهاب مغز استخوان جمجمه با شدت درد مزمن
افزایش نشانگر التهابی TSPO در مغز استخوان جمجمه با شدت بیشتر درد مزمن و اختلالات همراه آن ارتباط داشته و میتواند نقش تعامل سیستم ایمنی و مغز استخوان جمجمه را در تداوم درد آشکار کند.
امتیاز:
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، درد مزمن معمولاً بهعنوان مشکلی مربوط به اعصاب، مغز، نخاع یا بافت آسیبدیده شناخته میشود، اما یافتههای یک مطالعه جدید نشان میدهد که برای درک کامل این وضعیت شاید لازم باشد نگاه دقیقتری به ساختار آن داشته باشیم. پژوهشگران با استفاده از تصویربرداری ترکیبی PET/MRI نشان دادند که میزان پروتئین ۱۸ کیلودالتونی ترانسلوکاتور یا TSPOدر مغز استخوان جمجمه افراد مبتلا به درد مزمن افزایش پیدا میکند و مقدار این افزایش با شدت درد و برخی علائم همراه آن ارتباط دارد. اهمیت این یافته در آن است که مغز استخوان جمجمه دیگر صرفاً یک محل تولید سلولهای خونی در نظر گرفته نمیشود، بلکه میتواند بخشی فعال از ارتباط میان سیستم ایمنی و دستگاه عصبی باشد. ارتباطی که در شرایطی مانند درد مزمن ممکن است تغییر کند.
TSPO چه چیزی را در جمجمه نشان میدهد
پروتئین TSPO در مطالعات تصویربرداری عصبی بهطور گسترده بهعنوان شاخصی مرتبط با تراکم یا فعالیت سلولهای ایمنی، بهویژه سلولهای میلوئیدی، مورد استفاده قرار گرفته است. در پژوهش جدید، رادیولیگاند CPBR28 به این پروتئین متصل شد تا از طریق PET میزان سیگنال مربوط به TSPO در نواحی مختلف جمجمه قابل اندازهگیری باشد. نکته مهم این است که افزایش سیگنال TSPO بهتنهایی به معنای اثبات التهاب فعال یا شناسایی دقیق نوع سلولهای درگیر نیست. با این حال، از آنجا که TSPO در سلولهای میلوئیدی بیان بالایی دارد، افزایش آن میتواند نشانهای از تغییرات ایمنی و افزایش حضور یا فعالیت سلولهای مرتبط با پاسخ التهابی باشد. پژوهشگران مشاهده کردند که این سیگنال در مغز استخوان جمجمه افراد مبتلا به درد مزمن بهطور گسترده افزایش یافته است و این افزایش در افراد مبتلا به آرتروز زانو عموماً بیشتر از مبتلایان به کمردرد مزمن بود. بنابراین، تصویری که به دست آمده تنها وجود یک تفاوت میان افراد بیمار و سالم نیست بلکه نشان میدهد شدت و الگوی تغییرات ایمنی جمجمه ممکن است با نوع و ویژگیهای بیماری دردناک نیز ارتباط داشته باشد. یکی از بخشهای قابل توجه مطالعه، بررسی دو نوع متفاوت از درد مزمن بود. کمردرد مزمن و آرتروز زانو از نظر محل آسیب، علتهای احتمالی و مکانیسمهای بافتی یکسان نیستند، اما هر دو گروه افزایش سیگنال TSPO در مغز استخوان جمجمه را نشان دادند. هنگامی که دادههای بیماران در قالب یک گروه درد مزمن بررسی شد، میزان بالاتر TSPO با شدت بیشتر درد و اختلال بیشتر ناشی از درد ارتباط داشت. بررسی جداگانه گروههای کمردرد و آرتروز نیز الگوهای مشابهی را نشان داد. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا احتمال میدهد تغییرات مغز استخوان جمجمه فقط بازتاب یک بیماری خاص مانند آرتروز یا یک آسیب موضعی در کمر نباشد، بلکه بخشی از پاسخ گستردهتر بدن به درد طولانیمدت باشد. در همین حال، تفاوت میزان سیگنال میان دو گروه نشان میدهد که منشأ درد همچنان اهمیت دارد و مغز استخوان جمجمه احتمالاً تحت تأثیر مجموعهای از پیامهای ایمنی، عصبی و التهابی قرار میگیرد، نه اینکه در همه انواع درد دقیقاً یک رفتار داشته باشد.
رابطهای فراتر از شدت درد
ارتباط مشاهدهشده تنها به نمره درد محدود نبود. افرادی که سیگنال TSPO بیشتری در مغز استخوان جمجمه داشتند، بهطور کلی سطوح بالاتری از اضطراب و افسردگی و همچنین اختلال بیشتری در عملکرد مرتبط با درد نشان میدادند. بیماران شرکتکننده در مطالعه، در مقایسه با افراد سالم، بهطور متوسط اضطراب، افسردگی، خستگی و اختلال خواب بیشتری داشتند و در شاخصهای عملکرد جسمی و مشارکت در فعالیتهای اجتماعی وضعیت نامطلوبتری گزارش کردند. بررسیهای آماری نشان داد که سیگنال مغز استخوان با برخی از این ویژگیها ارتباط دارد و حتی الگوی مکانی این ارتباطات برای درد، اضطراب و افسردگی کاملاً یکسان نبود.
جمجمه؛ یک مسیر ارتباطی میان ایمنی و مغز
پژوهشهای تجربی نشان دادهاند که سلولهای میلوئیدی موجود در مغز استخوان جمجمه و مهرهها میتوانند بهعنوان یک ذخیره ایمنی برای پردههای مغزی و بخشهایی از دستگاه عصبی مرکزی عمل کنند. در شرایط بیماری، این مسیر ممکن است فعالتر شود و ارتباط میان مغز و سیستم ایمنی را تغییر دهد. به همین دلیل، افزایش TSPO در مطالعه جدید میتواند نشانهای از فعالیت همین محور ارتباطی باشد، هرچند برای اثبات مسیر دقیق و جهت حرکت سلولها به مطالعات بیشتری نیاز است.
شواهد قبلی از میگرن تا بیماریهای عصبی
این نخستین بار نیست که نشانههای تغییرات التهابی در مغز استخوان جمجمه دیده میشود. در یک مطالعه تصویربرداری پیشین، افراد مبتلا به میگرن همراه با اورای بینایی افزایش سیگنال TSPO را در بافتهای مجاور مننژ و استخوان جمجمه، بهویژه در بخش پسسری، نشان دادند. میزان این سیگنال در همان ناحیه با تعداد حملات اورای بینایی نیز ارتباط داشت. چنین یافتهای این احتمال را مطرح کرد که پیامهای التهابی میان مغز، مننژ و مغز استخوان جمجمه در اختلالات عصبی بتوانند در دو جهت حرکت کنند. مطالعات دیگری نیز نشان دادهاند که مغز استخوان جمجمه از نظر مولکولی با مغز استخوان سایر استخوانها یکسان نیست و الگوهای اختصاصی از پروتئینها، سلولهای ایمنی و مسیرهای مولکولی را در خود دارد. تصویربرداری TSPO در بیماریهایی مانند آلزایمر، سکته مغزی و اماس نیز الگوهای متفاوتی از فعالیت در بخشهای مختلف جمجمه نشان داده است. این مجموعه شواهد، مغز استخوان جمجمه را از یک بافت کمتوجه به یک جزء بالقوه مهم در شبکه ایمنی ـ عصبی تبدیل کرده است.
چرا مغز استخوان جمجمه میتواند در درد نقش داشته باشد
یکی از توضیحهای احتمالی این است که درد مزمن تنها نتیجه تحریک مداوم مسیرهای عصبی نباشد، بلکه با تغییرات پایدار در تعامل سیستم عصبی و سیستم ایمنی همراه شود. در این مدل، سیگنالهای حاصل از بافت آسیبدیده یا سیستم عصبی میتوانند از طریق مایعات، عروق و کانالهای ارتباطی به محیط مغز استخوان جمجمه برسند و سلولهای ایمنی این ناحیه را تحت تأثیر قرار دهند. در طرف مقابل، سلولهای فعالشده در مغز استخوان میتوانند پیامهای التهابی یا خود سلولهای میلوئیدی را به سمت مننژ و بافتهای عصبی هدایت کنند. چنین چرخهای از ارتباط دوطرفه، در صورت تداوم، میتواند به حفظ یک وضعیت حساس و آماده برای تولید یا تشدید درد کمک کند. البته این مدل هنوز یک فرضیه مکانیکی است و مطالعه جدید بهتنهایی نمیتواند تعیین کند که افزایش فعالیت ایمنی در مغز استخوان علت درد است یا پیامد آن. این تمایز بسیار مهم است، زیرا ممکن است درد مزمن ابتدا مسیرهای ایمنی جمجمه را فعال کند، یا برعکس، تغییرات ایمنی ایجادشده در این ناحیه در تداوم علائم نقش داشته باشند. برای اینکه یافتههای تصویربرداری تنها به یک شاخص PET محدود نماند، پژوهشگران نمونههای مغز استخوان جمجمه انسانی پس از مرگ را نیز بررسی کردند. در این بررسی مقدماتی، در نمونه فردی که سابقه درد مزمن و علائم شدید داشت، تراکم سلولهای دارای TSPO بیشتر از نمونه فردی بدون سابقه درد مزمن گزارش شد. این نتیجه از الگوی مشاهدهشده در تصویربرداری حمایت میکند، اما به دلیل تعداد بسیار محدود نمونههای بافتی، نمیتوان آن را بهعنوان اثبات قطعی یک مکانیسم عمومی در همه بیماران تلقی کرد. با این حال، کنار هم قرار گرفتن PET/MRI و بررسی بافتی اهمیت روششناختی دارد، زیرا تصویربرداری میتواند تغییرات را در افراد زنده و در مقیاس گسترده نشان دهد، در حالی که بررسی بافتی امکان مشاهده مستقیمتر سلولهای مرتبط با TSPO را فراهم میکند. با وجود جذابیت این یافتهها، TSPO را نباید در شرایط فعلی بهعنوان یک آزمایش تشخیصی قطعی برای درد مزمن در نظر گرفت. TSPO در انواع مختلف سلولها و بافتهای مرتبط با پاسخ ایمنی بیان میشود و افزایش سیگنال آن الزاماً به معنای وجود یک نوع خاص از التهاب یا فعالیت یک مسیر مولکولی مشخص نیست. از سوی دیگر، مطالعه حاضر ارتباط میان TSPO و شدت علائم را نشان میدهد، اما طراحی آن برای اثبات رابطه علت و معلولی کافی نیست. همچنین تفاوتهای میان افراد، نوع درد، سن، وضعیت ایمنی و عوامل دیگری که بر سیگنالPET اثر میگذارند، باید در پژوهشهای آینده با دقت بیشتری بررسی شوند.
پایان مطلب./