یادداشت
کاهش التهاب مغز و کند کردن پیشرفت بیماری با سلولدرمانی در آلزایمر
دادههای بالینی نشان داده است که استفاده از سلولدرمانی مبتنی بر سلولهای بنیادی مزانشیمی میتواند التهاب مغزی را در بیماران مبتلا به آلزایمر خفیف کاهش دهد.
امتیاز:
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، بیماری آلزایمر همچنان یکی از مهمترین چالشهای پزشکی جهان محسوب میشود و درمانهای موجود عمدتاً قادر به کنترل علائم بیماری هستند. اکنون نتایج جدید یک مطالعه بالینی بر روی سلولدرمانی Laromestrocel، که بر پایه سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از مغز استخوان توسعه یافته است، نشان میدهد این روش میتواند التهاب مزمن مغز را کاهش داده و روند تخریب بافت عصبی را کندتر کند. پژوهشگران همچنین شواهدی از حفظ بهتر حجم مغز و بهبود برخی عملکردهای شناختی در بیماران دریافتکننده این درمان گزارش کردهاند. این نتایج زمینه را برای ورود این فناوری به مطالعات گستردهتر و مراحل پیشرفتهتر کارآزماییهای بالینی فراهم کرده است.
بیماری آلزایمر
آلزایمر شایعترین علت زوال عقل در سالمندان است و میلیونها نفر در سراسر جهان با این بیماری زندگی میکنند. این اختلال پیشرونده عصبی با از دست رفتن تدریجی حافظه، کاهش تواناییهای شناختی و اختلال در انجام فعالیتهای روزمره همراه است. با افزایش امید به زندگی در بسیاری از کشورها، شیوع آلزایمر نیز رو به افزایش است و همین موضوع فشار قابل توجهی بر نظامهای سلامت و خانوادهها وارد کرده است. در دهههای گذشته تلاشهای فراوانی برای یافتن درمانهای مؤثر انجام شده است. بسیاری از راهبردهای درمانی بر حذف پلاکهای آمیلوئیدی یا کنترل تجمع پروتئین تاو متمرکز بودهاند. با این حال، پژوهشهای جدید نشان دادهاند که التهاب مزمن مغز نیز نقش مهمی در پیشرفت بیماری ایفا میکند. به همین دلیل توجه دانشمندان به استفاده از سلولهای بنیادی و توانایی آنها در تنظیم پاسخهای التهابی و حمایت از ترمیم بافت عصبی افزایش یافته است.
تاریخچه
استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی در بیماریهای عصبی طی سالهای اخیر به یکی از حوزههای مهم پزشکی بازساختی تبدیل شده است. این سلولها توانایی ترشح طیف گستردهای از مولکولهای ضدالتهابی و عوامل رشد را دارند و میتوانند محیط آسیبدیده بافت عصبی را به سمت بازسازی و حفظ سلولهای عصبی سوق دهند. مطالعات آزمایشگاهی و حیوانی پیشتر نشان داده بودند که سلولهای مزانشیمی قادرند التهاب مغزی را کاهش دهند، عملکرد سلولهای عصبی را بهبود بخشند و حتی در برخی موارد باعث کاهش رسوبات آسیبزای مغزی شوند. نتایج امیدوارکننده این مطالعات زمینه را برای آغاز کارآزماییهای بالینی انسانی فراهم کرد.
شیوه مطالعه
در این کارآزمایی بالینی، پژوهشگران اثربخشی و ایمنی سلولدرمانی Laromestrocel را در بیماران مبتلا به آلزایمر خفیف مورد بررسی قرار دادند. این محصول از سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از مغز استخوان انسان تهیه شده است. بیماران در گروههای مختلف درمانی قرار گرفتند و دوزهای متفاوتی از سلولها را دریافت کردند. سپس شرکتکنندگان طی چندین ماه تحت ارزیابیهای بالینی، شناختی و تصویربرداری مغزی قرار گرفتند. برای بررسی میزان التهاب مغز از روشهای پیشرفته تصویربرداری تشدید مغناطیسی استفاده شد و تغییرات حجم مغز، عملکرد شناختی و کیفیت زندگی بیماران نیز مورد سنجش قرار گرفت. علاوه بر این، نمونههای خونی بیماران نیز برای بررسی برخی نشانگرهای زیستی مرتبط با التهاب و آسیب عصبی مورد ارزیابی قرار گرفت تا تصویر جامعتری از تأثیر درمان به دست آید.
نتایج
تحلیل دادههای بهدستآمده نشان داد که بیماران دریافتکننده سلولدرمانی نسبت به گروه کنترل افزایش کمتری در شاخصهای التهاب مغزی داشتند. این اثر بهویژه در بخشهایی از مغز که معمولاً در مراحل اولیه آلزایمر دچار آسیب میشوند، بیشتر مشاهده شد. پژوهشگران همچنین گزارش کردند که کاهش التهاب مغزی با حفظ بهتر حجم برخی نواحی مغز ارتباط داشته است. در بسیاری از بیماران دریافتکننده درمان، روند کوچکشدن بافت مغزی نسبت به افراد گروه کنترل کندتر بود. از آنجا که تحلیل رفتن حجم مغز یکی از ویژگیهای اصلی پیشرفت آلزایمر محسوب میشود، این یافته از اهمیت ویژهای برخوردار است. در ارزیابیهای شناختی نیز برخی بیماران دریافتکننده سلولدرمانی عملکرد بهتری نسبت به گروه کنترل نشان دادند. هرچند این مطالعه برای اثبات قطعی اثربخشی درمان طراحی نشده بود، اما نتایج مشاهدهشده نشان میدهد که سلولدرمانی میتواند بر روند بیماری تأثیر مثبت داشته باشد. از نظر ایمنی نیز درمان نتایج مطلوبی داشت و عارضه جدی غیرمنتظرهای در ارتباط با تزریق سلولها گزارش نشد. همین موضوع یکی از مهمترین دستاوردهای این مرحله از مطالعه به شمار میرود.
دستاوردهای مطالعه
مهمترین دستاورد این پژوهش، ارائه شواهد بالینی از توانایی سلولهای بنیادی مزانشیمی در کاهش التهاب عصبی در بیماران مبتلا به آلزایمر است. در سالهای اخیر التهاب مزمن مغز به عنوان یکی از عوامل کلیدی پیشرفت بیماری شناخته شده و کنترل آن میتواند نقش مهمی در کند کردن روند تخریب عصبی داشته باشد. نتایج این مطالعه همچنین نشان داد که سلولدرمانی ممکن است علاوه بر اثرات ضدالتهابی، در حفظ ساختار مغز و حمایت از عملکرد شناختی نیز نقش داشته باشد. چنین یافتههایی میتواند مسیر توسعه درمانهای ترکیبی و نوین را در بیماری آلزایمر هموار کند. از سوی دیگر، تأیید ایمنی درمان در این مرحله اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بسیاری از فناوریهای جدید پزشکی برای ورود به مراحل پیشرفته کارآزمایی بالینی ابتدا باید ایمنی قابل قبول خود را اثبات کنند.
گام بعدی مطالعه
پژوهشگران معتقدند برای تأیید قطعی اثربخشی این روش درمانی، انجام مطالعات بزرگتر با تعداد بیشتری از بیماران ضروری است. به همین منظور برنامهریزی برای اجرای کارآزماییهای بالینی گستردهتر در حال انجام است. در مراحل بعدی، محققان تلاش خواهند کرد مشخص کنند کدام بیماران بیشترین پاسخ را به درمان نشان میدهند و آیا ترکیب سلولدرمانی با سایر روشهای درمانی میتواند نتایج بهتری ایجاد کند یا خیر. همچنین بررسی اثرات طولانیمدت درمان و دوام پاسخ درمانی از دیگر اهداف مطالعات آینده خواهد بود. اگر نتایج مطالعات بعدی نیز موفقیتآمیز باشد، سلولدرمانی مبتنی بر سلولهای بنیادی مزانشیمی میتواند به یکی از گزینههای درمانی نوین برای بیماران مبتلا به آلزایمر تبدیل شود و افق تازهای در مبارزه با این بیماری پیچیده و رو به گسترش بگشاید.
پایان مطالب/.