درمان قطعی بیماریهای لاعلاجی که تا دیروز تنها با مرگبارترین روشها کنترل میشدند، امروزه به کمک پیوند خون بندناف میسر شده است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، در دهههای اخیر، پیشرفتهای چشمگیر در حوزه پزشکی بازساختی، بهویژه استفاده از سلولهای بنیادی خون بند ناف، توجه بسیاری از پژوهشگران و پزشکان را به خود جلب کرده است. این سلولها که از خون بند ناف نوزادان پس از تولد جمعآوری میشوند، به دلیل ویژگیهای منحصربهفرد خود، پتانسیل بالایی در درمان بیماریهای مختلف، از جمله آسیبهای نخاعی، بیماریهای خونی و حتی برخی سرطانها دارند.
سلولهای بنیادی خون بندناف چیستند؟
سلولهای بنیادی خون بندناف، سلولهایی با توانایی تمایز به انواع مختلف سلولهای بدن هستند که از خون موجود در بند ناف و جفت پس از زایمان جمعآوری میشوند. این سلولها به دو دسته اصلی تقسیم میشوند: سلولهای بنیادی خونساز (HSCs) و سلولهای بنیادی مزانشیمی (MSCs).
- سلولهای بنیادی خونساز: این سلولها عمدتاً برای بازسازی سلولهای خونی مانند گلبولهای قرمز، گلبولهای سفید و پلاکتها استفاده میشوند و در درمان بیماریهایی مانند لوسمی (سرطان خون) و کمخونی آپلاستیک نقش کلیدی دارند.
- سلولهای بنیادی مزانشیمی: این سلولها توانایی تبدیل به سلولهای بافتهای مختلف مانند استخوان، غضروف و چربی را دارند و به دلیل خواص ضدالتهابی و تنظیمکننده سیستم ایمنی، در درمان بیماریهای التهابی و آسیبهای بافتی مانند آسیب نخاعی مورد توجه قرار گرفتهاند.
بر اساس مقالهای در مجله Stem Cell Research & Therapy، خون بند ناف به دلیل دسترسی آسان، غیرتهاجمی بودن جمعآوری و احتمال پایین رد پیوند، منبعی ارزشمند برای پزشکی بازساختی محسوب میشود.
چرا خون بند ناف مهم است؟
تا چند دهه پیش، بند ناف و جفت پس از زایمان به عنوان ضایعات پزشکی دور ریخته میشدند، اما امروزه مشخص شده که این بافتها حاوی گنجینهای از سلولهای بنیادی هستند. برخلاف سلولهای بنیادی جنینی که با چالشهای اخلاقی همراه هستند، جمعآوری سلولهای بنیادی از خون بند ناف هیچگونه مشکل اخلاقی ندارد، زیرا این فرآیند پس از تولد نوزاد و بدون آسیب به مادر یا نوزاد انجام میشود.
مزایای کلیدی خون بند ناف عبارتند از:
- دسترسی آسان: جمعآوری خون بند ناف در زمان زایمان ساده و ایمن است.
- سازگاری ایمنی: سلولهای بنیادی خون بند ناف نسبت به سلولهای اهدایی از مغز استخوان، احتمال کمتری برای ایجاد واکنش رد پیوند دارند.
- ذخیرهسازی طولانیمدت: این سلولها میتوانند برای سالها در بانکهای خون بند ناف ذخیره شوند و در زمان نیاز برای درمان استفاده شوند.
پیوندهای انجام شده با استفاده از نمونه های بانک سلولهای بنیادی خون بند ناف رویان
خلاصه داستان آوا با خون بندناف
آوا، 21 آبان ماه سال 1392 به دنیا آمد. او یکی دیگر از کودکان بهبود یافته بانک خون بندناف رویان است. در دو ماهگی، پس از تزریق واکسن، ورم در گلویش ظاهر شد و تب شدید داشت. پس از مراجعات مکرر به پزشکان مختلف، آزمایشات نشان داد گلبولهای سفیدش وضعیت طبیعی ندارند و تشخیص اولیه سرطان داده شد.
در بیمارستان بابل بستری شد و سپس به بیمارستان مفید تهران انتقال یافت. پزشکان بیماری او را لوسمی میلومونوسیتیک جوانان (JMML) تشخیص دادند. طحال او بسیار بزرگ شده بود و وضعیت حیاتیاش بحرانی بود.
تنها راه درمان، پیوند مغز استخوان بود اما اهداکننده مناسبی پیدا نشد. پس از چندین جلسه شیمی درمانی بینتیجه، در نهایت دکتر امیرعلی حمیدیه پیوند از خون بندناف را پیشنهاد داد.
یک نمونه مناسب با تطابق ۵/۶ از بانک خون بندناف رویان پیدا شد و در ۱۱ مهر ۱۳۹۳ پیوند انجام گرفت. آوا یک ماه در بیمارستان بستری بود و شش ماه تحت مراقبت مؤسسه محک قرار داشت.
پس از شش ماه، آوا کاملاً بهبود یافت و اکنون دانشآموز کلاس دوم است. خانواده آوا قصد داشتند خون بندناف او را ذخیره کنند اما به دلیل عدم آگاهی از زمان مناسب، این فرصت را از دست دادند. امروز آوا با هوش و بازیگوش، زندگی عادی خود را ادامه میدهد.
سلول های بنیادی بندناف آیلین معجزه زندگی برادرش شد
علی سلطانی در اردیبهشت ۱۳۹۳ متولد شد و از ۴ ماهگی با نقص سیستم ایمنی مادرزادی بیماری CGDدست و پنجه نرم میکرد. این بیماری ژنتیکی باعث میشد با کوچکترین عفونتی در بیمارستان بستری شود. پزشکان پیوند سلولهای بنیادی را تنها راه درمان تشخیص دادند، اما نمونه مناسب مغز استخوانی پیدا نشد.
با باردار شدن مجدد مادر، خانواده با تصمیمی سخت روبرو شدند. از آنجا که احتمال انتقال بیماری به جنین جدید ۵۰٪ بود، قصد سقط داشتند، اما پزشکان امید دادند که در صورت سالم بودن نوزاد، میتوان از خون بندناف او برای درمان علی استفاده کرد.
آیلین در مرداد ۱۳۹۷ متولد شد و خوشبختانه کاملاً سالم بود. آزمایشها نشان داد نمونه خون بندناف او با علی کاملاً مطابقت دارد. در مهر ۱۳۹۸، پیوند موفقیتآمیز سلولهای بنیادی در مرکز طبی کودکان انجام شد.
پس از پیوند، علی به تدریج بهبود یافت و اکنون در کلاس اول مشغول تحصیل است. او که دیگر نیازی به مصرف دارو ندارد، از علاقهمندان به درس و مدرسه است و آرزوی پلیس شدن دارد. علی خواهرش آیلین را بسیار دوست دارد و برای او آرزوی معلم شدن میکند. این داستان، نمونهای از نقش حیاتی ذخیرهسازی خون بندناف در نجات جان انسانهاست.
خلاصه داستان درمان آلا با سلولهای بنیادی خواهرش
آلا، کودک متولد خرداد ۱۳۹۶، در سهسال و دهماهگی با تشخیص سرطان خون (ALL) مواجه شد. خانوادهای که پیش از این تنها از طریق رسانهها با سرطان آشنا بودند، ناگهان خود را درگیر این بیماری یافتند.
پس از یک سال شیمیدرمانی، پزشکان تأکید کردند که پیوند سلولهای بنیادی ضروری است. با این حال، جستوجو در بانکهای جهانی سلولهای بنیادی (از جمله انگلیس و ترکیه) نتیجهای نداشت. در اوج ناامیدی، همزمان با بیماری آلا، مادر متوجه بارداری مجدد شد.
خانواده که قصد داشتن فرزند دیگری را نداشتند، این اتفاق را هدیه الهی دانستند. سارا در دی ۱۴۰۰ متولد شد و آزمایشهای تطابق ژنتیکی (HLA) تنها ۲۰ روز پس از تولد، تطابق کامل او با آلا را تأیید کرد. این در حالی بود که احتمال چنین تطابقی بین خواهران تنها ۲۵٪ است.
پزشکان همواره بر ذخیرهسازی خون بندناف سارا تأکید داشتند. نمونه با همکاری نمایندگی یزد بانک خون بندناف رویان جمعآوری و پردازش شد. دکتر امیرعلی حمیدیه، پزشک معالج آلا، پیوند را در اردیبهشت ۱۴۰۱ انجام داد و آلا تنها ۲۰ روز پس از پیوند مرخص شد.
دکتر مرتضی ضرابی، مدیرعامل بانک خون بندناف رویان، بر اهمیت زنجیره هماهنگ جمعآوری، پردازش و ذخیرهسازی نمونهها با کیفیت بالا تأکید کرد. امروز آلا، کودک باهوش ششسالهای که پیش از مدرسه خواندن و نوشتن میداند، سلامتی خود را مدیون سلولهای بنیادی خون بندناف خواهرش است. این داستان، نمونهای از معجزه پزشکی بازساختی و اهمیت ذخیرهسازی خون بندناف است.
خلاصه داستان درمان مجتبی با خون بندناف
مجتبی عابدی متولد مهر ۱۳۸۴، سه ماه پس از تولد با تشخیص تالاسمی ماژور مواجه شد. خانواده برای درمان به تهران آمدند و پزشکان پیوند سلولهای بنیادی را ضروری دانستند، اما هیچ نمونه مطابقی در خانواده یا بانک عمومی یافت نشد.
در سال ۱۳۸۶ با تولد نخستین دختر خانواده، نمونه خون بندناف او ذخیره شد، اما با مجتبی تطابق نداشت. این نمونه به بانک عمومی اهدا شد. یازده سال پس از جستوجو، در سال ۱۳۹۵ با تولد طهورا، خواهر دوم مجتبی، نمونه خون بندناف او ذخیره و آزمایشها تطابق کامل ژنتیکی (۱۰/۱۰) را با مجتبی تأیید کردند.
پیوند در اسفند ۱۳۹۵ با موفقیت انجام شد و سلولها بهطور کامل در بدن مجتبی پذیرفته شدند. او که پیش از پیوند بهطور منظم نیاز به تزریق خون داشت و در برابر عفونتها بسیار آسیبپذیر بود، اکنون در سلامت کامل به سر میبرد.
مجتبی که اکنون دانشآموز کلاس دهم رشته علوم تجربی است، نهتناه از نظر درسی با همکلاسیهایش همقدم است، بلکه از هوش بالایی برخوردار است و علاقهمند به ادامه تحصیل در رشتههای پزشکی است. زندگی او پس از پیوند بهطور کامل به حالت عادی بازگشته است. این داستان، نمونهای دیگر از نقش حیاتی ذخیرهسازی خون بندناف در درمان بیماریهای صعبالعلاج است.
پایان مطلب./