پیوند سلولهای بنیادی با وجود چالش در رد پیوند و هزینههای بالا، درمانی امیدبخش برای بیماریهای پیچیدهی در حال پیشرفت است و آینده پزشکی بازساختی را متحول میکند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، پیوند سلولهای بنیادی یکی از جذابترین حوزهها در پزشکی امروزی است که نویدبخش درمان بیماریهای پیچیده و بهبود کیفیت زندگی میلیونها نفر در سراسر جهان است. در سالهای اخیر، تحقیقات گستردهای در این زمینه انجام شده و مقالات علمی متعددی، از جمله سه مقالهای که اخیراً بررسی شدهاند، نشاندهنده پیشرفتهای شگفتانگیز و در عین حال چالشهای پیشروی این فناوری هستند.
پیوند سلولهای بنیادی در درمان میلوفیبروز
میلوفیبروز یک بیماری نادر و جدی از نوع تومورهای خونی است که به دلیل فیبروز مغز استخوان و مشکلات خونی ایجاد میشود. تا سال ۲۰۲۴، تنها روش درمانی قطعی برای این بیماری پیوند سلولهای بنیادی خونساز آلوژنیک (HSCT) شناخته شده است. بر اساس بررسیهای اخیر، تعداد بیمارانی که هر سال این روش درمانی را دریافت میکنند، از ۵۱۵ نفر در سال ۲۰۱۴ به ۷۴۸ نفر در سال ۲۰۱۸ افزایش یافته است. این رشد نشاندهنده ایمنی بیشتر این روش و کاهش مرگومیرهای غیرمرتبط با عود بیماری است.
انتخاب بیمار برای پیوند نیازمند ارزیابی دقیق عملکرد ارگانها مانند قلب، ریه، کبد و کلیه است. برای مثال، بیماران بالای ۶۰ سال که زمانی گزینه مناسبی برای این روش نبودند، اکنون با استفاده از روشهای کمتهاجمیتر مثل شرطبندی با شدت کاهشیافته (RIC) میتوانند این درمان را دریافت کنند. حتی بیمارانی در اواخر دهه ۷۰ زندگی که شرایط جسمانی مناسبی دارند، میتوانند کاندیدای پیوند باشند. با این حال، سن بالا همراه با فیبروز مغز استخوان و التهاب مزمن همچنان چالشهایی جدی ایجاد میکند.
یکی از سیستمهای پیشآگهی مهم، DIPSS است که بر اساس سن، علائم سیستمیک، تعداد گلبولهای سفید و هموگلوبین، بیماران را به دستههای کمخطر، متوسط-۱، متوسط-۲ و پرخطر تقسیم میکند. مطالعات نشان دادهاند که بیماران با دستهبندی متوسط-۲ و پرخطر از پیوند سود بیشتری میبرند. همچنین، جهشهای ژنتیکی خاصی مثل ASXL1 یا SRSF2 میتوانند حتی در بیماران کمخطر، نیاز به پیوند را ضروری کنند. با این حال، عود بیماری و مرگومیر مرتبط با پیوند (TRM) همچنان مشکلاتی هستند که نیاز به نظارت دقیق و مداخلات زودهنگام دارند.
کاربرد سلولهای بنیادی عصبی در آسیب نخاعی
آسیب نخاعی (SCI) یک وضعیت ویرانگر است که سالانه بین ۲۵۰,۰۰۰ تا ۵۰۰,۰۰۰ نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار میدهد. این بیماری میتواند حس، حرکت و عملکرد خودکار بدن را مختل کند و با درد مزمن همراه باشد. تا کنون، روشهای درمانی مثل داروها یا جراحی نتوانستهاند بهطور کامل این آسیبها را ترمیم کنند. اما پیوند سلولهای بنیادی عصبی (NSCs) امید جدیدی ایجاد کرده است.
سلولهای بنیادی عصبی به دلیل توانایی تمایز به نورونها، ترمیم آکسونها و محافظت از اعصاب، در مدلهای حیوانی نتایج مثبتی نشان دادهاند. این سلولها میتوانند التهاب را کاهش داده و محیطی مناسب برای بازسازی شبکه عصبی ایجاد کنند. در آزمایشهای بالینی، پیوند سلولهای بنیادی عصبی در بیماران آسیبدیده نخاعی ایمن بوده و تا حدی حس و حرکت را بهبود بخشیده است. برای مثال، کاهش دوز ژن SOX9 در این سلولها منجر به رشد بهتر آکسونها و بهبود عملکرد حرکتی شده است.
با این حال، این فناوری هنوز در مراحل اولیه است. چالشهایی مثل یکپارچگی ناکامل سلولها با بافت میزبان، خطر التهاب ثانویه و نیاز به تکنیکهای پیشرفتهتر برای تزریق دقیق، از موانع پیشرو هستند. محققان امیدوارند با بهبود روشها، این درمان بتواند بهطور گستردهتر در دسترس قرار گیرد.
پیشرفتها و چالشها در پزشکی بازساختی
پزشکی بازساختی با استفاده از سلولهای بنیادی تلاش میکند بافتها و اندامهای آسیبدیده را بازسازی کند. انواع مختلفی از سلولها مثل سلولهای جنینی (ESCs)، سلولهای چندتوان القایی (iPSCs) و سلولهای مزانشیمی (MSCs) در این زمینه نقش دارند. سلولهای جنینی که برای اولین بار در سال ۱۹۹۸ جدا شدند، میتوانند به بیش از ۲۰۰ نوع سلول مختلف تمایز یابند و در درمان بیماریهایی مثل دژنراسیون ماکولا و آسیب نخاعی کاربرد دارند.
سلولهای چندتوان القایی که از سلولهای بالغ ساخته میشوند، به دلیل عدم نیاز به جنین و انعطافپذیری بالا، گزینهای اخلاقیتر هستند. این سلولها در بازسازی غضروف، کبد و حتی درمان دیابت نوع ۲ آزمایش شدهاند. همچنین، سلولهای مزانشیمی که از بافت چربی یا مغز استخوان گرفته میشوند، به دلیل خواص ضدالتهابی و ترمیمی، در درمان بیماریهای خودایمنی مثل مولتیپل اسکلروزیس استفاده میشوند.
با این حال، چالشهای بزرگی پیش روی این فناوری وجود دارد. رد پیوند توسط سیستم ایمنی، نیاز به داروی سرکوبکننده ایمنی، و هزینه بالای تولید و نگهداری سلولها از جمله این مشکلات هستند. همچنین، اطمینان از بقا و تمایز صحیح سلولها در بدن بیمار نیازمند تحقیقات بیشتری است. مهندسی بافت و استفاده از اسکلتهای مصنوعی میتواند این مشکلات را کاهش دهد، اما همچنان بهینهسازی این روشها زمانبر است.
چالشهای مشترک در پیوند سلولهای بنیادی
با وجود پیشرفتها، پیوند سلولهای بنیادی با چالشهای مشترکی مواجه است که در همه این حوزهها دیده میشود. یکی از اصلیترین مشکلات، خطر عود بیماری یا رد پیوند است. در میلوفیبروز، نظارت بر جهشهای ژنتیکی و مداخله زودهنگام ضروری است. در آسیب نخاعی، یکپارچگی سلولها با بافت آسیبدیده و جلوگیری از التهاب ثانویه چالشبرانگیز است. در پزشکی بازساختی، تطابق ژنتیکی و بقا طولانیمدت سلولها نیاز به حل دارد.
سن بیماران نیز عامل مهمی است. افراد مسنتر به دلیل ضعف ارگانها و بیماریهای همراه، پاسخ کمتری به درمان نشان میدهند. علاوه بر این، التهاب مزمن و فیبروز در بافتها میتواند اثربخشی پیوند را کاهش دهد. هزینههای بالا و دسترسی محدود به این فناوری نیز باعث شده که تنها گروه محدودی از بیماران بتوانند از آن بهرهمند شوند.
راهحلها و آینده امیدوارکننده
محققان در سراسر جهان در حال کار بر روی راهحلهایی برای غلبه بر این چالشها هستند. استفاده از روشهای شرطبندی با شدت کمتر، بهبود تکنیکهای ژنتیکی برای تطابق بهتر سلولها، و توسعه داروهای جدید برای کاهش رد پیوند از جمله این تلاشهاست. همچنین، فناوریهای مهندسی بافت مثل چاپ سهبعدی میتواند به ساخت اندامهای مصنوعی کمک کند که نیاز به پیوند را کاهش دهد.
آینده پیوند سلولهای بنیادی روشن به نظر میرسد. با پیشرفت در تکنیکهای سلولی و افزایش آگاهی عمومی، این روش میتواند به یک درمان استاندارد برای بیماریهای صعبالعلاج تبدیل شود. آموزش بیماران و جامعه پزشکی، همراه با سرمایهگذاری در تحقیقات، کلید موفقیت این حوزه خواهد بود.
نتیجهگیری
پیوند سلولهای بنیادی دریچهای به سوی آیندهای امیدوارکننده در پزشکی بازساختی و درمان بیماریهای پیچیده مثل میلوفیبروز و آسیب نخاعی است. با وجود چالشهایی مثل رد پیوند، هزینهها و نیاز به تکنیکهای پیشرفته، پیشرفتهای اخیر نشاندهنده پتانسیل عظیم این فناوری است. با تلاش مداوم محققان و حمایت جامعه، این روش میتواند زندگی میلیونها نفر را متحول کند و امید را به قلب بیماران بازگرداند.
پایان مطلب./