سازمان غذا و داروی آمریکا در سال ۲۰۲۵ شاهد تحولی بیسابقه در حوزه سلول درمانی و ژن درمانی بود.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، در سال ۲۰۲۵، FDA هشت درمان پیشرفته در حوزه سلول و ژن درمانی را تایید کرد که هر کدام برای بیماران مبتلا به بیماریهای نادر و صعبالعلاج امیدی تازه به ارمغان آوردند. از میان این تاییدیهها، Encelto اولین درمان برای تلانژکتازی ماکولار، Zevaskyn اولین درمان ژنی اصلاحشده برای اپیدرمولیز بولوزا، و AMT-130 که تعیین درمان پیشرفته را برای بیماری هانتینگتون دریافت کرد، برجستهترین موارد بودند. در مقابل، شرکت فایزر به دلیل عدم تقاضای بازار، درمان ژنی Beqvez برای هموفیلی B را از بازار خارج کرد که نشاندهنده چالشهای تجاریسازی در این حوزه است. از اولین درمان تایید شده برای بیماری نادر چشمی گرفته تا ژن درمانیهای پیشرفته برای بیماری هانتینگتون، این سال نقطه عطفی در تاریخ پزشکی بازساختی محسوب میشود. با وجود موفقیتهای چشمگیر، چالشهای تجاریسازی همچنان سایه سنگینی بر این فناوریها انداخته است.
پزشکی بازساختی و ژن درمانی
پزشکی بازساختی و ژن درمانی دیگر از قلمرو خیال علمی خارج شده و به واقعیتی ملموس در زندگی بیماران تبدیل شده است. سال ۲۰۲۵ با تایید چندین درمان نوآورانه توسط سازمان غذا و داروی آمریکا، ثابت کرد که علم پزشکی توانسته است به لایههای ژنتیکی بیماریها نفوذ کند و درمانهایی ارائه دهد که تا چند سال پیش غیرممکن به نظر میرسیدند. این تحولات نه تنها برای بیماران مبتلا به بیماریهای نادر بلکه برای کل جامعه پزشکی اهمیت استراتژیک دارند.
تاریخچه:
ژن درمانی مفهومی است که ریشه در دهه ۱۹۹۰ دارد اما تا سالهای اخیر نتوانسته بود به موفقیتهای بالینی قابل توجهی دست یابد. اولین تلاشها با شکستهایی همراه بود که بیشتر به دلیل مشکلات ایمنی و عدم کارایی مناسب بود. با پیشرفت فناوری وکتورهای ویروسی مانند آدنواسوشیتد ویروسها و توسعه سیستمهای تحویل ژن پیشرفته، دهه ۲۰۲۰ شاهد انفجاری از تاییدیههای FDA در این حوزه بود. سال ۲۰۲۵ ادامه این روند صعودی است که نشان میدهد صنعت دارو توانسته چالشهای فنی را پشت سر بگذارد و به مرحله بلوغ برسد.
سلول درمانی نیز مسیری مشابه طی کرده است. از زمان تایید اولین درمانهای CAR-T در سال ۲۰۱۷ برای سرطان خون، این حوزه رشد چشمگیری داشته و امروز شامل طیف گستردهای از درمانهای آلوژنیک و اتولوگ برای بیماریهای مختلف شده است.
شیوه مطالعاتی:
مطالعات بالینی که منجر به تاییدیههای سال ۲۰۲۵ شدند، اکثرا بر پایه کارآزماییهای فاز سوم با طراحیهای کنترلشده تصادفی بودند. برای بیماریهای بسیار نادر که جمعآوری تعداد کافی بیمار دشوار است، FDA انعطاف بیشتری نشان داد و استفاده از کوهورتهای کنترل خارجی و دادههای تاریخ طبیعی را پذیرفت. این رویکرد به ویژه در مورد AMT-130 برای بیماری هانتینگتون اعمال شد که با مقایسه بیماران درمانشده با یک کوهورت کنترل خارجی توسعه یافته توسط CHDI Foundation، توانست نشان دهد که پیشرفت بیماری را تا ۸۰ درصد کاهش میدهد. در مطالعات مربوط به Encelto، دو کارآزمایی فاز سوم مستقل انجام شد که هر دو نشان دادند این درمان میتواند از دست رفتن ناحیه الیپسوئید در چشم که نشانگر تخریب فتورسپتور است، به طور معناداری جلوگیری کند. کاهش ۵۶.۴ درصدی و ۲۹.۲ درصدی در دو مطالعه، هر دو از نظر آماری معنادار بودند. درمان Zevaskyn نیز بر اساس کارآزمایی VIITAL فاز سوم تایید شد که نشان داد ورقههای اپیدرمال اصلاحشده ژنتیکی میتوانند التیام زخم و کاهش درد قابل توجهی را پس از یک بار استفاده ایجاد کنند. این روش درمانی نیازمند جراحی برای پیوند ورقههای پوستی بر روی زخمهای بیماران است.
نتایج:
نتایج حاصل از این مطالعات نشان میدهد که ژن درمانی و سلول درمانی توانستهاند در بیماریهای مختلف تاثیرات بالینی معناداری ایجاد کنند. Encelto با تزریق مداوم فاکتور نوروتروفیک مژگانی به داخل حفره زجاجیه چشم، اولین درمان تایید شده برای تلانژکتازی ماکولار نوع دو شد که پیش از این هیچ گزینه درمانی نداشت. در حوزه بیماریهای قلبی، vutrisiran که تحت نام تجاری Amvuttra شناخته میشود، توانست کاردیومیوپاتی ناشی از آمیلوئیدوز ترانستیرتین را درمان کند. این درمان مبتنی بر تداخل RNA، کاهش ۲۸ درصدی در مرگ و میر قلبی عروقی و رویدادهای مرتبط را در طول ۳۶ ماه نشان داد و این تاثیر تا ۴۲ ماه ادامه یافت.
Qfitlia که توسط سانوفی تولید میشود، اولین درمان siRNA برای هموفیلی A و B است که صرف نظر از وضعیت بازدارنده، برای پیشگیری روتین تایید شده است. این درمان با کاهش سطح آنتیترومبین، تعادل لختهسازی را بازیابی میکند و نشان داده شده که میزان خونریزی سالانه را بیش از ۷۰ درصد کاهش میدهد. مهمتر از همه، این درمان فقط ماهی یکبار تزریق میشود که کمترین فرکانس دوز در بین تمام درمانهای پیشگیرانه تایید شده برای هموفیلی است.
AMT-130 برای بیماری هانتینگتون، علاوه بر دریافت تعیین درمان پیشرفته، با FDA توافق کرده است که میتواند بر اساس یک شاخص نهایی میانی به نام مقیاس یکپارچه رتبهبندی بیماری هانتینگتون، به تایید تسریعشده دست یابد. این درمان از یک وکتور AAV برای تحویل microRNA هدفگیر mRNA هانتینگتین استفاده میکند و نشان داده شده که میتواند پیشرفت بیماری را به طور قابل توجهی کند کند.
دستاورد:
یکی از مهمترین دستاوردهای سال ۲۰۲۵، تایید اولین ژن درمانی آگنوستیک ژنی برای رتینیت پیگمنتوزا بود. MCO-010 که توسط Nanoscope Therapeutics توسعه یافته، با استفاده از یک وکتور AAV2 برای تحویل اپسین چند خصیصهای به سلولهای دوقطبی شبکیه، حساسیت نوری را بدون نیاز به جراحی یا آزمایش ژنتیکی بازیابی میکند. این رویکرد یک تغییر پارادایم محسوب میشود زیرا به بیماران مبتلا به رتینیت پیگمنتوزا صرف نظر از جهش ژنتیکی آنها امید میدهد.
Zevaskyn نیز دستاورد قابل توجهی است چون دومین ژن درمانی تایید شده برای اپیدرمولیز بولوزا دیستروفیک مغلوب است. این درمان که از ورقههای اپیدرمال اتولوگ اصلاحشده ژنتیکی استفاده میکند، پس از یک سفر نظارتی پیچیده که شامل یک نامه پاسخ کامل در سال ۲۰۲۴ بود، سرانجام تایید شد. این تایید نشان میدهد که FDA حاضر است با شرکتها برای حل مسائل شیمی، تولید و کنترل کیفیت همکاری کند. با این حال، همه داستانها خوشحال کننده نبودند. فایزر تصمیم گرفت Beqvez را که یک ژن درمانی مبتنی بر AAV برای هموفیلی B بود، متوقف کند. این تصمیم شگفتانگیز بود زیرا درمان در آوریل ۲۰۲۴ تایید FDA را دریافت کرده بود اما هیچ بیماری پس از تایید آن را دریافت نکرد. شرکت عدم تقاضای اجتماعی و نبود مشارکت پزشکان را به عنوان دلیل ذکر کرد. این موضوع نشان میدهد که حتی با تایید نظارتی، تجاریسازی ژن درمانیها میتواند به دلیل نگرانیهای ایمنی، قیمت بالا و چالشهای زیرساختی دشوار باشد. همچنین Atara Biotherapeutics برای tabelecleucel که یک سلول درمانی آلوژنیک برای لنفوم پس از پیوند مرتبط با EBV است، یک نامه پاسخ کامل از FDA دریافت کرد. با وجود دادههای بالینی قوی که نشان میداد نرخ پاسخ کلی ۵۰.۷ درصد و نرخ پاسخ کامل ۲۸ درصد، آژانس به دلیل مشکلات بازرسی در یک سایت تولید شخص ثالث، درخواست را رد کرد. این مورد نشان میدهد که FDA در مورد تولید و کنترل کیفیت در سلول درمانی نظارت دقیقی دارد.
در جولای ۲۰۲۵، بازارائه مجدد BLA توسط Atara با بررسی اولویتدار پذیرفته شد و تاریخ هدف PDUFA برای ۱۰ ژانویه ۲۰۲۶ تعیین شد. این نشان میدهد که شرکت توانسته است مشکلات تولیدی را حل کند و تایید احتمالا در اوایل ۲۰۲۶ اتفاق خواهد افتاد.
Capricor Therapeutics نیز با چالشی مشابه روبرو شد. deramiocel، یک سلول درمانی آلوژنیک برای کاردیومیوپاتی مرتبط با دیستروفی عضلانی دوشن، بررسی اولویتدار را دریافت کرد و تاریخ هدف PDUFA برای ۳۱ اوت ۲۰۲۵ تعیین شد. با این حال، در جولای، FDA با یک نامه پاسخ کامل پاسخ داد و اعلام کرد که الزام قانونی برای شواهد قابل توجه از اثربخشی توسط BLA برآورده نشده و دادههای بالینی بیشتری مورد نیاز است. با وجود این شکست، یک کارآزمایی تاییدی فاز سوم به نام HOPE-3 همچنان در حال انجام است و Capricor متعهد به ادامه توسعه این درمان است.
گام بعدی مطالعه:
آینده سلول درمانی و ژن درمانی روشن به نظر میرسد اما مسیر پیش رو مملو از چالش است. یکی از مهمترین اولویتها، کاهش هزینههای تولید و سادهسازی فرآیندهای تولید است. بسیاری از این درمانها هزینههای میلیونی دارند که دسترسی بیماران را محدود میکند. برای مثال، Beqvez با قیمت ۳.۵ میلیون دلار، یکی از گرانترین درمانها بود که عدم پذیرش بازار احتمالا به دلیل این قیمت بالا بود. FDA نشان داده که حاضر است در مورد بیماریهای نادر انعطاف داشته باشد و از مکانیزمهای تایید تسریعشده استفاده کند. تعیینهایی مانند درمان پیشرفته، مسیر بازسازی پزشکی پیشرفته، تعیین دارو یتیم و مسیر سریع، همگی به توسعهدهندگان کمک میکنند تا سریعتر به بازار برسند. با این حال، FDA همچنان در مورد ایمنی و کنترل کیفیت سختگیر است که در موارد tabelecleucel و deramiocel مشهود است. محققان در حال کار بر روی نسل بعدی فناوریها هستند. درمانهای in vivo که سلولها را مستقیما در داخل بدن اصلاح میکنند، میتوانند نیاز به فرآیندهای ex vivo پیچیده را از بین ببرند. سیستمهای تحویل غیرویروسی مانند نانوذرات لیپیدی نیز در حال توسعه هستند تا نگرانیهای ایمنی مرتبط با وکتورهای ویروسی را کاهش دهند. در حوزه بیماریهای نورودژنراتیو، AMT-130 میتواند پایه و اساسی برای استفاده از کنترلهای تاریخ طبیعی در ژن درمانی شود. اگر این درمان به تایید تسریعشده دست یابد، میتواند اولین درمان تغییردهنده بیماری برای هانتینگتون باشد و مسیری را برای درمانهای مشابه در بیماریهای پارکینسون و آلزایمر باز کند. شرکتهای دارویی باید راههایی برای بهبود پذیرش بالینی و مشارکت پزشکان پیدا کنند. شکست Beqvez نشان میدهد که حتی با دادههای قوی، اگر جامعه پزشکی آماده نباشد، تجاریسازی میتواند شکست بخورد. آموزش پزشکان، سادهسازی پروتکلهای درمانی و ایجاد زیرساختهای مناسب، همگی ضروری هستند. در نهایت، همکاری بین شرکتهای دارویی، نهادهای نظارتی، بیمارستانها و بیمهها کلید موفقیت است. بدون سیستمهای پرداخت مناسب و پوشش بیمه، حتی موثرترین درمانها نمیتوانند به بیماران برسند. سال ۲۰۲۵ نشان داد که علم آماده است، اما سیستم بهداشت و درمان باید با آن همگام شود.
با توجه به روند فعلی، میتوان انتظار داشت که سالهای آینده شاهد تایید درمانهای بیشتری در حوزههای سرطان، بیماریهای نورودژنراتیو، بیماریهای قلبی عروقی و اختلالات ژنتیکی نادر باشیم. ژن درمانی و سلول درمانی دیگر فناوریهای آینده نیستند، بلکه واقعیت امروز هستند که در حال تغییر چهره پزشکی مدرن هستند.
پایان مطالب/.