یادداشت چند منبعی
سلولدرمانی هانتینگتون در آستانه آزمایش انسانی
اختصاص کمکهزینه ۱۲ میلیون دلاری به یک تیم پژوهشی آمریکایی، زمینه را برای نخستین کارآزمایی انسانی سلولدرمانی در بیماری هانتینگتون و ورود پزشکی بازساختی به درمان بیماریهای تحلیلبرنده مغز فراهم کرده است.
امتیاز:
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، بیماری هانتینگتون بهعنوان یکی از پیچیدهترین اختلالات ژنتیکی تحلیلبرنده عصبی، تاکنون فاقد درمانی بوده که بتواند روند پیشرفت آن را متوقف یا معکوس کند. در تازهترین تحول علمی، مؤسسه پزشکی بازساختی کالیفرنیا با اعطای نزدیک به ۱۲ میلیون دلار بودجه، از نخستین کارآزمایی بالینی انسانی یک سلولدرمانی مبتنی بر سلولهای بنیادی عصبی حمایت کرده است. این کارآزمایی که قرار است در سال ۲۰۲۶ آغاز شود، با هدف ارزیابی ایمنی و نشانههای اولیه اثربخشی درمان hNSC-01 در بیماران مبتلا به مراحل اولیه هانتینگتون طراحی شده است. پژوهشگران امیدوارند این رویکرد نوین بتواند از طریق جایگزینی سلولهای عصبی از دسترفته و حمایت از نورونهای باقیمانده، سرعت پیشرفت بیماری را کاهش داده و کیفیت زندگی بیماران را بهبود بخشد. این خبر نهتنها برای جامعه بیماران هانتینگتون، بلکه برای کل حوزه پزشکی بازساختی و درمان بیماریهای عصبی اهمیت راهبردی دارد.
بیماریهای تحلیلبرنده عصبی
بیماریهای تحلیلبرنده عصبی همواره از دشوارترین چالشهای پزشکی مدرن بهشمار میآیند. مغز انسان به دلیل ساختار پیچیده، حساسیت بالا و توان محدود بازسازی، یکی از سختترین اندامها برای مداخله درمانی محسوب میشود. در این میان، بیماری هانتینگتون جایگاه ویژهای دارد؛ یک بیماری ژنتیکی پیشرونده که معمولاً در میانسالی بروز میکند و بهتدریج توان حرکتی، شناختی و رفتاری فرد را تحلیل میبرد. درمانهای موجود عمدتاً حمایتی هستند و تنها بر کاهش برخی علائم تمرکز دارند. در چنین شرایطی، هر پیشرفتی که بتواند بهصورت بنیادین به حفظ یا بازسازی سلولهای عصبی کمک کند، نقطه عطفی در درمان این بیماری تلقی میشود. خبر اختصاص بودجه قابلتوجه برای نخستین کارآزمایی انسانی سلولدرمانی در هانتینگتون، نشانهای از تغییر رویکرد از درمانهای علامتی به درمانهای ترمیمی و بازساختی است.
تاریخچه
هانتینگتون برای نخستینبار در قرن نوزدهم توصیف شد، اما تا دهههای پایانی قرن بیستم، علت ژنتیکی آن بهطور دقیق شناسایی نشد. کشف جهش در ژن HTT و تولید پروتئین جهشیافته هانتینگتین، مسیر پژوهشهای مولکولی این بیماری را هموار کرد. این پروتئین معیوب تمایل به تجمع دارد و تودههای سمی ایجاد میکند که در نهایت موجب مرگ نورونها، بهویژه در نواحی خاصی از مغز مانند جسم مخطط، میشود. در طول سالها، تلاشهای درمانی بر مهار تجمع پروتئین جهشیافته، تنظیم بیان ژن یا کاهش التهاب عصبی متمرکز بودهاند. با وجود پیشرفتهای علمی، هیچیک از این راهبردها تاکنون نتوانستهاند روند بیماری را بهطور معنادار متوقف کنند. در همین بستر، ایده استفاده از سلولهای بنیادی عصبی برای جایگزینی نورونهای از دسترفته و حمایت از شبکههای عصبی موجود شکل گرفت و بهتدریج از مرحله فرضیه به مطالعات پیشبالینی راه یافت.
شیوه مطالعاتی
کارآزمایی پیشِرو که تحت حمایت مؤسسه پزشکی بازساختی کالیفرنیا انجام میشود، یک مطالعه فاز 1b/2a است که بر ارزیابی ایمنی و دوز مناسب سلولدرمانی hNSC-01 تمرکز دارد. این درمان مبتنی بر سلولهای بنیادی عصبی مشتق از جنین انسان است؛ سلولهایی که توانایی تمایز به انواع مختلف سلولهای مغزی را دارند. در این مطالعه، سلولها از طریق یک روش جراحی دقیق، مستقیماً به نواحی هدف در مغز بیماران تزریق میشوند. طراحی مطالعه بهگونهای است که ابتدا در فاز 1b، دوزهای مختلف درمان در تعداد محدودی از بیماران بررسی میشود تا ایمنی و تحملپذیری مشخص گردد. سپس در فاز 2a، دوز بهینه انتخاب شده و در گروه کوچکتری از بیماران از نظر نشانههای اولیه اثربخشی مورد ارزیابی قرار میگیرد. پایش بیماران شامل بررسیهای بالینی، تصویربرداری مغزی و ارزیابیهای شناختی و حرکتی خواهد بود.
نتایج
اگرچه این کارآزمایی هنوز آغاز نشده و نتایج بالینی در دسترس نیست، اما شواهد پیشبالینی مبنای قوی برای اجرای آن فراهم کردهاند. در مدلهای حیوانی بیماری هانتینگتون، سلولدرمانی hNSC-01 موجب افزایش بقا و رشد نورونها شده و توانسته است برخی اختلالات رفتاری و مولکولی مرتبط با بیماری را کاهش دهد. همچنین مطالعات انجامشده در پریماتهای غیرانسانی نشان دادهاند که این درمان از نظر ایمنی قابلقبول است و عوارض جدی ایجاد نمیکند. یکی از یافتههای مهم این مطالعات، توان بالقوه سلولهای پیوندی در برقراری ارتباط با شبکههای عصبی موجود و ترشح عوامل محافظتکننده عصبی بوده است. این نتایج، امیدواری نسبت به امکان انتقال موفق این رویکرد به انسان را افزایش دادهاند.
دستاورد
مهمترین دستاورد این خبر، عبور یک درمان سلولی از مرحله آزمایشگاهی به آستانه کاربرد انسانی در بیماری هانتینگتون است. این رویداد نشاندهنده بلوغ نسبی فناوری سلولهای بنیادی عصبی و افزایش اعتماد نهادهای نظارتی و تأمینکنندگان مالی به ایمنی این رویکردهاست. علاوه بر این، طراحی مطالعه بهگونهای است که میتواند دادههای ارزشمندی درباره تعامل سلولهای پیوندی با مغز انسان فراهم کند؛ دادههایی که نهتنها برای هانتینگتون، بلکه برای سایر بیماریهای تحلیلبرنده عصبی مانند پارکینسون و آلزایمر نیز اهمیت خواهند داشت. از منظر اجتماعی، این پیشرفت میتواند امید تازهای برای بیماران و خانوادههایی ایجاد کند که سالها با چشمانداز محدود درمانی مواجه بودهاند.
گام بعدی مطالعه
گام بعدی پس از آغاز این کارآزمایی، تحلیل دقیق دادههای ایمنی و نشانههای اولیه اثربخشی خواهد بود. در صورت موفقیتآمیز بودن نتایج اولیه، زمینه برای انجام کارآزماییهای بزرگتر و طولانیمدتتر فراهم میشود که بتوانند اثربخشی بالینی درمان را با دقت بیشتری ارزیابی کنند. همچنین بررسی اثر این سلولدرمانی در مراحل مختلف بیماری و ترکیب آن با سایر رویکردهای مولکولی یا دارویی میتواند افقهای درمانی جدیدی بگشاید. در سطح کلان، موفقیت این مطالعه میتواند نقش پزشکی بازساختی را در درمان بیماریهای عصبی تثبیت کرده و مسیر سرمایهگذاری و پژوهش در این حوزه را تسریع کند. در نهایت، این کارآزمایی گامی مهم در جهت تحقق رؤیای ترمیم مغز آسیبدیده و تغییر سرنوشت بیماریهای ژنتیکی تحلیلبرنده بهشمار میآید.
پایان مطالب/.