یادداشت چند منبعی
امید تازه برای درمان پارکینسون با کاشت سلولهای بنیادی مهندسیشده در مغز
دانشمندان با کاشت سلولهای بنیادی بازبرنامهریزیشده در مغز بیماران، در پی بازگرداندن تولید طبیعی دوپامین و تغییر مسیر درمان پارکینسون هستند.
امتیاز:
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، پژوهشگران در یک کارآزمایی بالینی نوآورانه در حال بررسی روشی هستند که طی آن سلولهای بنیادی بازبرنامهریزیشده در ناحیهای از مغز بیماران مبتلا به پارکینسون کاشته میشود تا تولید دوپامین دوباره فعال شود؛ رویکردی که میتواند فراتر از درمان علامتی، به بازسازی مدارهای عصبی آسیبدیده منجر شود. بیماری پارکینسون یکی از شایعترین اختلالات عصبی پیشرونده است که با کاهش تدریجی نورونهای تولیدکننده دوپامین در مغز همراه است. درمانهای فعلی عمدتاً بر کنترل علائم تمرکز دارند و قادر به توقف روند تخریب عصبی نیستند. اکنون یک کارآزمایی بالینی اولیه در مرکز Keck Medicine of USC در حال ارزیابی ایمنی و اثربخشی کاشت سلولهای بنیادی القایی پرتوان در مغز بیماران است. این سلولها که از بازبرنامهریزی سلولهای بالغ به دست میآیند، قابلیت تمایز به نورونهای دوپامینساز را دارند. در این مطالعه چندمرکزی که با مشارکت سه مرکز درمانی در ایالات متحده انجام میشود، ۱۲ بیمار مبتلا به پارکینسون متوسط تا نسبتاً شدید تحت جراحی کاشت سلول قرار میگیرند و تا پنج سال پیگیری خواهند شد. هدف نهایی این پژوهش، بازسازی مدارهای عصبی و بهبود پایدار عملکرد حرکتی بیماران است.
بیماری پارکینسون
پارکینسون یک اختلال عصبی مزمن و پیشرونده است که میلیونها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار میدهد. در ایالات متحده بیش از یک میلیون نفر با این بیماری زندگی میکنند و سالانه دهها هزار مورد جدید تشخیص داده میشود. مشکل اصلی در عمق مغز و در ساختارهایی نهفته است که مسئول تنظیم حرکات ارادی و هماهنگ بدن هستند. در این بیماری، نورونهای تولیدکننده دوپامین به تدریج از بین میروند و سطح این انتقالدهنده عصبی کاهش مییابد. دوپامین نقش کلیدی در هماهنگی حرکت، تعادل، خلقوخو و حتی برخی جنبههای شناختی دارد. کاهش آن منجر به بروز لرزش، سفتی عضلات، کندی حرکت و اختلال در تعادل میشود. در حال حاضر درمانهای دارویی مانند لوودوپا میتوانند کمبود دوپامین را تا حدی جبران کنند، اما این درمانها با گذشت زمان اثربخشی خود را از دست میدهند و ممکن است عوارضی مانند حرکات غیرارادی ایجاد کنند. از این رو، جامعه علمی سالهاست به دنبال رویکردی است که بتواند علت بنیادی بیماری را هدف قرار دهد، نه صرفاً علائم آن را.
تاریخچه
ایده جایگزینی نورونهای از دسترفته در پارکینسون به دهههای گذشته بازمیگردد، زمانی که پژوهشگران تلاش کردند از بافتهای جنینی برای پیوند سلولهای عصبی استفاده کنند. هرچند برخی نتایج اولیه امیدوارکننده بود، اما محدودیتهای اخلاقی، مشکلات ایمنی و ناهماهنگی عملکردی مانع گسترش این روش شد. تحول اساسی زمانی رخ داد که فناوری سلولهای بنیادی القایی پرتوان معرفی شد. این فناوری که نخستین بار در سال ۲۰۰۶ توسط شینیا یاماناکا معرفی شد، نشان داد میتوان سلولهای بالغ مانند سلولهای پوستی را به حالتی بازگرداند که قابلیت تمایز به انواع مختلف سلولها را داشته باشند. این دستاورد مسیر تازهای برای درمانهای بازساختی گشود و امید به تولید نورونهای دوپامینساز در محیط آزمایشگاهی را افزایش داد. در سالهای اخیر مطالعات پیشبالینی در مدلهای حیوانی نشان دادند که نورونهای مشتق از این سلولها میتوانند در مغز پیوند شوند، زنده بمانند و حتی تا حدی عملکرد حرکتی را بهبود دهند. این یافتهها زمینه را برای آغاز کارآزماییهای بالینی انسانی فراهم کرد.
شیوه مطالعاتی
کارآزمایی کنونی یک مطالعه فاز اولیه است که تمرکز اصلی آن بر ارزیابی ایمنی و امکانپذیری روش است. این مطالعه در Keck Medicine of USC و دو مرکز دیگر در ایالات متحده انجام میشود و در مجموع ۱۲ بیمار مبتلا به پارکینسون متوسط تا متوسط رو به شدید در آن شرکت دارند. سلولهای مورد استفاده از نوع سلولهای بنیادی القایی پرتوان هستند که در آزمایشگاه از سلولهای بالغ بازبرنامهریزی شدهاند. این سلولها تحت شرایط کنترلشده به نورونهای پیشساز دوپامینساز تمایز یافتهاند. پیش از کاشت، سلولها از نظر ایمنی، خلوص و توانایی تمایز بررسی میشوند تا خطر رشد غیرطبیعی یا تشکیل توده به حداقل برسد. فرآیند جراحی توسط تیم جراحی مغز و اعصاب انجام میشود. در این روش، جراح با ایجاد سوراخ کوچکی در جمجمه به ناحیه عقدههای قاعدهای دسترسی پیدا میکند؛ این بخش از مغز نقش اصلی در کنترل حرکت دارد. کاشت سلولها با هدایت تصویربرداری تشدید مغناطیسی انجام میشود تا دقت محل تزریق به حداکثر برسد. پس از جراحی، بیماران بین ۱۲ تا ۱۵ ماه بهطور فشرده از نظر تغییرات علائم حرکتی، بروز عوارض احتمالی مانند عفونت یا حرکات غیرارادی و نیز پاسخهای ایمنی بدن تحت نظر قرار میگیرند. پیگیری بلندمدت تا پنج سال ادامه خواهد داشت تا پایداری اثرات و ایمنی طولانیمدت ارزیابی شود.
نتایج
از آنجا که این مطالعه در مراحل اولیه قرار دارد، نتایج نهایی هنوز منتشر نشده است. با این حال، هدف اصلی در این مرحله اثبات ایمنی روش و بقای سلولهای کاشتهشده در مغز است. پژوهشگران بررسی میکنند که آیا سلولهای پیوندی میتوانند در محیط مغز زنده بمانند، به نورونهای بالغ دوپامینساز تبدیل شوند و با مدارهای عصبی میزبان ارتباط برقرار کنند یا خیر. ارزیابیهای بالینی شامل مقیاسهای استاندارد سنجش شدت علائم پارکینسون، آزمونهای عملکرد حرکتی و بررسی کیفیت زندگی بیماران است. همچنین تصویربرداریهای دورهای برای بررسی تغییرات ساختاری و عملکردی مغز انجام میشود. در صورت مشاهده بهبود پایدار در علائم حرکتی و کاهش نیاز به داروهای دوپامینرژیک، میتوان این نتایج را نشانهای از موفقیت نسبی روش دانست. با این حال، تفسیر نتایج نیازمند مقایسه با گروههای کنترل در مطالعات بزرگتر آینده خواهد بود.
دستاورد
اگر این رویکرد ایمن و مؤثر باشد، میتواند نقطه عطفی در درمان پارکینسون محسوب شود. برخلاف درمانهای دارویی که تنها کمبود دوپامین را جبران میکنند، کاشت سلولهای بنیادی امکان بازسازی واقعی نورونهای از دسترفته را فراهم میکند. چنین روشی میتواند مفهوم درمان بیماریهای عصبی را از کنترل علائم به ترمیم ساختاری تغییر دهد. افزون بر این، موفقیت این فناوری میتواند راه را برای استفاده از سلولهای بنیادی القایی پرتوان در سایر اختلالات عصبی مانند آسیب نخاعی یا برخی اشکال زوال عقل هموار سازد.
گام بعدی مطالعه
در صورت اثبات ایمنی در این فاز، مرحله بعدی اجرای کارآزماییهای گستردهتر با تعداد بیشتری از بیماران و طراحی تصادفیسازیشده خواهد بود. این مطالعات باید اثربخشی درمان را در مقایسه با درمانهای استاندارد بررسی کنند. همچنین پژوهشگران به دنبال بهینهسازی تعداد سلولهای تزریقی، محل دقیق کاشت و بررسی نیاز به درمانهای کمکی خواهند بود. از سوی دیگر، پایش طولانیمدت برای اطمینان از عدم بروز عوارض دیررس مانند رشد کنترلنشده سلولها اهمیت ویژهای دارد. اگر نتایج مثبت ادامه یابد، این فناوری میتواند طی سالهای آینده به گزینهای درمانی در مراکز تخصصی تبدیل شود و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به پارکینسون را به طور چشمگیری بهبود بخشد.
پایان مطالب/.