یادداشت چند منبعی
استفاده از سلولهای بنیادی برای بازسازی شنوایی در بیماران کمشنوایی حسی-عصبی
پژوهشگران در سال ۲۰۲۶ با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته سلولهای بنیادی، ارگانوئیدهای حلزون شنوایی و ویرایش ژنی CRISPR، گامهای بلندی در مسیر ترمیم سلولهای شنوایی و بازسازی عصب برداشتهاند.
امتیاز:
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، کمشنوایی حسی-عصبی شایعترین نقص حسی در انسان است که عمدتاً ناشی از تخریب غیرقابل برگشت سلولهای مویی حلزون شنوایی و نورونهای گانگلیونی مارپیچی میباشد. این مقاله مروری به بررسی پیشرفتهای اخیر در استفاده از سلولهای بنیادی از جمله سلولهای بنیادی مزانشیمی، سلولهای بنیادی پرتوان القایی و سلولهای بنیادی جنینی برای بازسازی شنوایی پرداخته است. فناوریهای نوظهوری مانند مدلهای ارگانوئید حلزون شنوایی، اگزوزومها و سیستمهای ویرایش ژن CRISPR-Cas9، افقهای جدیدی را در این حوزه گشودهاند. با این حال، چالشهای متعددی برای ترجمه این یافتهها به کاربردهای بالینی وجود دارد که نیازمند پژوهشهای بیشتر است.
بیماری کمشنوایی حسی-عصبی
کمشنوایی حسی-عصبی (Sensorineural Hearing Loss) یکی از معضلات عمده سلامت جهانی محسوب میشود که کیفیت زندگی صدها میلیون نفر را تحت تأثیر قرار داده است. برخلاف انواع انتقالی کمشنوایی که اغلب قابل درمان هستند، نوع حسی-عصبی به دلیل آسیب به سلولهای مویی حلزون شنوایی یا مسیرهای عصبی شنوایی، معمولاً ماهیتی دائمی و پیشرونده دارد. سلولهای مویی حلزون شنوایی در پستانداران توانایی بازسازی خودبهخودی را ندارند و همین مسئله، پژوهشگران را به سمت یافتن رویکردهای بازساختی سوق داده است. در این میان، پزشکی بازساختی مبتنی بر سلولهای بنیادی، نویدبخش ترین راهکار برای ترمیم بافتهای آسیبدیده شنوایی به شمار میرود.
تاریخچه
تلاش برای بازسازی شنوایی با استفاده از سلولهای بنیادی به حدود دو دهه پیش بازمیگردد. در ابتدا، پژوهشگران بر روی سلولهای بنیادی جنینی متمرکز بودند که به دلیل توانایی تمایز بالا، پتانسیل قابل توجهی نشان میدادند، اما چالشهای اخلاقی و ایمنی مانع از پیشرفت سریع آنها شد. در سالهای بعد، کشف سلولهای بنیادی پرتوان القایی (iPSCs) انقلابی در این حوزه ایجاد کرد. این سلولها که از سلولهای بالغ بیمار بازبرنامهریزی میشوند، ضمن دور زدن مشکلات اخلاقی مرتبط با سلولهای جنینی، امکان ساخت مدلهای بیماری اختصاصی بیمار را فراهم کردند. همزمان، سلولهای بنیادی مزانشیمی (MSCs) به دلیل ویژگیهای تعدیلکننده ایمنی و ترشح فاکتورهای رشد، توجه ویژهای را به خود جلب کردند. در سالهای اخیر، فناوری ارگانوئید که امکان ساخت ساختارهای سهبعدی شبهاندام را در آزمایشگاه فراهم میکند، و همچنین ابزارهای ویرایش ژنی مانند CRISPR، مرزهای این حوزه را جابهجا کردهاند.
شیوه مطالعاتی
مقاله مروری مورد بحث، که در تاریخ ۱۴ آوریل ۲۰۲۶ در پایگاه EurekAlert! منتشر شده، حاصل بررسی نظاممند صدها مطالعه پیشبالینی و بالینی در پایگاههای داده معتبری مانند PubMed، Scopus و Web of Science است. محققان در این مطالعه، طیف گستردهای از رویکردهای مبتنی بر سلولهای بنیادی را مورد ارزیابی قرار دادهاند. روشهای مورد استفاده شامل تمایز هدایتشده سلولهای بنیادی پرتوان القایی به سمت سلولهای مویی و نورونهای گانگلیونی مارپیچی، ساخت ارگانوئیدهای حلزون شنوایی در محیطهای کشت سهبعدی، جداسازی و مهندسی اگزوزومهای مشتق از سلولهای بنیادی مزانشیمی، و استفاده از سیستمهای تحویل ژنی مبتنی بر ویروسهای مرتبط با آدنو (AAV) و نانوذرات برای ویرایش ژنهای مرتبط با ناشنوایی بوده است. همچنین مطالعات in vivo بر روی مدلهای حیوانی مختلف از جمله موشهای تراریخته مبتلا به ناشنوایی ارثی، برای ارزیابی میزان بازیابی شنوایی با استفاده از آزمونهای پاسخ ساقه مغز شنوایی (ABR) انجام شده است.
نتایج
یافتههای این مطالعه مروری نشان میدهد که رویکردهای مبتنی بر سلولهای بنیادی در سطوح مختلف توانستهاند به نتایج امیدوارکنندهای دست یابند. در حوزه سلولهای بنیادی مزانشیمی، مطالعات متعدد نشان دادهاند که تزریق این سلولها یا اگزوزومهای مشتق از آنها به درون گوش داخلی، از طریق کاهش التهاب و استرس اکسیداتیو و ترشح فاکتورهای نوروتروفیک، به بقای سلولهای مویی باقیمانده و نورونهای گانگلیونی کمک میکند. مدلهای ارگانوئید حلزون شنوایی که از سلولهای بنیادی پرتوان القایی ساخته شدهاند، توانستهاند ساختارهای پیچیدهای حاوی سلولهای مویی با ویژگیهای شبهبالغ را بازتولید کنند. در یک مطالعه پیشگام، محققان نشان دادند که افزودن هورمون تیروئید به محیط کشت ارگانوئیدهای حلزون شنوایی انسانی، زمان بلوغ سلولهای مویی را به طور چشمگیری کاهش میدهد و سلولهای حاصله دارای خاصیت الکتروموتیلیتی (انقباض فعال در پاسخ به تحریک الکتریکی) هستند که نشانه بارزی از عملکرد طبیعی سلولهای مویی خارجی محسوب میشود. از سوی دیگر، فناوری ویرایش ژن CRISPR-Cas9 با استفاده از حاملهای غیرویروسی مانند وزیکولهای خارج سلولی، موفق به اصلاح جهشهای ژنتیکی در مدلهای حیوانی شده و بهبود شنوایی قابل توجهی را به همراه داشته است. همچنین یک کارآزمایی پیشگام بالینی که جایگزینی ژن OTOF را با استفاده از ناقل AAV در کودکان مبتلا به ناشنوایی DFNB9 انجام داده، برای نخستین بار اثبات مفهوم درمان ژنی در گوش داخلی انسان را ارائه کرده است.
دستاورد
از مهمترین دستاوردهای این مطالعات میتوان به تولید موفقیتآمیز ارگانوئیدهای حلزون شنوایی با قابلیت بلوغ سریعتر، توسعه سیستمهای تحویل ژنی با کارایی بالا و سمیت کم، و کسب نخستین شواهد بالینی از کارایی درمان ژنی در کودکان مبتلا به ناشنوایی ارثی اشاره کرد. همچنین ترکیب سلولهای بنیادی با ایمپلنتهای حلزون شنوایی، به عنوان یک راهبرد هیبریدی جدید مطرح شده است. در یک متاآنالیز منتشر شده در سال ۲۰۲۶، مشخص شد که پوشش الکترودهای ایمپلنت حلزون با سلولهای بنیادی مزانشیمی، به طور معناداری تراکم نورونهای گانگلیونی مارپیچی را حفظ کرده و آستانه پاسخهای شنوایی الکتریکی را کاهش میدهد. این یافتهها نشان میدهد که رویکردهای بازساختی نه تنها میتوانند به تنهایی مؤثر باشند، بلکه در ترکیب با فناوریهای موجود مانند ایمپلنت حلزون نیز قابلیت ارتقاء دارند. با این حال، مقاله مروری بر EurekAlert! تأکید میکند که با وجود پیشرفتهای چشمگیر، هنوز فاصله زیادی تا کاربرد گسترده بالینی وجود دارد و موانعی مانند چگونگی تحویل دقیق سلولها یا ویرایشگرهای ژنی به ناحیه هدف در گوش داخلی، خطر پاسخهای ایمنی، و عدم توانایی در بازتولید کامل معماری پیچیده حلزون شنوایی، همچنان پابرجا هستند.
گام بعدی مطالعات
پژوهشگران بر این باورند که گام بعدی در این حوزه، تمرکز بر راهبردهای ترکیبی و حل چالشهای موجود است. اولویتهای تحقیقاتی آتی شامل بهینهسازی پروتکلهای تمایز سلولهای بنیادی به زیرگروههای خاص سلولهای مویی (به ویژه سلولهای مویی خارجی که نقش کلیدی در تقویت سیگنالهای صوتی دارند)، توسعه سامانههای تحویل غیرتهاجمی و با دقت بالا (مانند تزریق از طریق پنجره گرد یا سوزنهای میکرونی)، و ارزیابی ایمنی و کارآیی بلندمدت این رویکردها در مدلهای بزرگتر پیشبالینی است. همچنین ساخت ارگانوئیدهای عروقی شده که بتوانند سد خونی-مازولا را شبیهسازی کنند، یکی از زمینههای نوظهور و بسیار مهم به شمار میرود. از سوی دیگر، ترکیب فناوریهای ویرایش ژن با حاملهای غیرویروسی مانند اگزوزومها، که فاقد عوارض ایمنی ناقلهای ویروسی هستند و میتوانند به طور اختصاصی سلولهای هدف را شناسایی کنند، چشمانداز روشنی برای درمانهای شخصیسازی شده ناشنواییهای ژنتیکی ترسیم کرده است. در نهایت، همکاریهای بینالمللی و سرمایهگذاری پایدار در پژوهشهای ترجمهای، کلید تحقق وعده پزشکی بازساختی برای میلیونها کمشنوای جهان خواهد بود.
پایان مطالب/.