یادداشت
گلیفوزات (Roundup) و بیماری کبد چرب غیرالکلی
ارتباط پنهان قرار گرفتن مزمن در معرض دوزهای پایین علفکش گلیفوزات ماده مؤثر (Roundup) با افزایش ۴۰ تا ۵۰ درصدی تجمع چربی در کبد و فعالسازی مسیرهای التهابی وجود دارد.
امتیاز:
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی بنیان، بیماری کبد چرب غیرالکلی (NAFLD) شایعترین اختلال مزمن کبدی در جهان است و حدود یک چهارم جمعیت بزرگسال را تحت تأثیر قرار میدهد. در حالی که چاقی، مقاومت به انسولین و رژیم غذایی پرچرب عوامل اصلی این بیماری شناخته میشوند، بخش قابل توجهی از بیماران چاقی قابل ملاحظهای ندارند و علت دقیق بیماری در آنها ناشناخته باقی میماند. این شکاف تشخیصی، توجه پژوهشگران را به سمت عوامل محیطی و سموم کشاورزی معطوف کرده است . در جدیدترین یافتههای علمی، گروهی از پژوهشگران بینالمللی به رهبری دانشگاه موناش استرالیا در مطالعهای که در مجله Environmental Health Perspectives منتشر شده، به بررسی ارتباط بین مواجهه مزمن با دوزهای پایین گلیفوزات (Glyphosate) – پرمصرفترین علفکش جهان و ماده مؤثر محصول Roundup شرکت بایر (مانسانتو سابق) – و ایجاد بیماری کبد چرب غیرالکلی پرداختهاند.
مقدمه
تجمع چربی در کبد مستقل از چاقی که مواجهه با دوزهای پایین گلیفوزات (معادل سطوح مجاز تعیینشده توسط سازمانهای نظارتی در آب و مواد غذایی) به مدت ۱۲ هفته، منجر به افزایش ۴۰ تا ۵۰ درصدی تجمع تریگلیسیرید در سلولهای کبدی خواهد شد. این افزایش چربی مستقل از تغییر در وزن بدن یا میزان غذای مصرفی رخ داده، که نشان میدهد گلیفوزات مستقیماً بر متابولیسم کبد تأثیر میگذارد.از طرفی فعالسازی مسیر استرس شبکه آندوپلاسمی (ER Stress) در نتیجه مواجه با گلیفوزات همراه است که با ایجاد اختلال در هموستاز کلسیم شبکه آندوپلاسمی، مسیر استرس التهابی PERK-eIF2α-CHOP را فعال میکند. فعالسازی این مسیر، فرآیند ساخت چربی (لیپوژنز) را در کبد افزایش و تجزیه اسیدهای چرب را کاهش داده و در مقابل با ایجاد مقاومت به انسولین در سلولهای کبدی نقش ایفا میکند. در کشت سلولهای انسانی HepG2 (سلولهای کبدی سرطانی که مدل استاندارد برای مطالعات متابولیسم کبد هستند)، قرار گرفتن در معرض گلیفوزات به مدت ۷۲ ساعت باعث کاهش بیان گیرندههای انسولین و اختلال در انتقال سیگنال GLUT2 شد که نتیجه آن تجمع گلوکز و تبدیل آن به چربی در سلول بود.
تأیید تغییرات متابولیکی در انسان
آنالیز نمونههای ادرار ۱۸۰ فرد بزرگسال نشان داد که افرادی با بالاترین سطوح باقیمانده گلیفوزات در ادرار، دارای نسبت ۲.۵ برابری بالای آنزیم کبدی ALT (نشانه آسیب کبدی) و ۶۰ درصد سطح سرمی بالاتری از نشانگر FGF-21 (مربوط به استرس متابولیک کبد) در مقایسه با افراد با کمترین سطح مواجهه بودند.
مکانیسم بیولوژیکی؛ چرا گلیفوزات کبد را چرب میکند؟
گلیفوزات به عنوان یک مهارکننده مسیر شیکیمات که در باکتریها و گیاهان وجود دارد، تصور میشد که تأثیر مستقیمی بر سلولهای جانوری نداشته باشد. با این حال، مطالعه حاضر نشان میدهد که گلیفوزات از طریق اختلال در عملکرد کانالهای کلسیم غشای سلولهای کبدی عمل میکند. مطالعات ردیابی نشان داده که گلیفوزات میتواند از طریق انتقالدهندههای فسفات (SLC34 family) که در کبد بیان میشوند، وارد سلولهای کبدی شود. گلیفوزات کانالهای کلسیم را باز کرده و باعث افزایش ناگهانی سطح کلسیم در سیتوپلاسم میشود. این افزایش کلسیم، یک سیگنال قوی برای فعالسازی کاسپازها و استرس شبکه آندوپلاسمی است. سلول کبدی در پاسخ به این استرس، بیان ژنهای چربیساز (از جمله SREBP-1c و FASN) را افزایش میدهد و همزمان فرآیند بتا-اکسیداسیون (چربیسوزی) را مهار میکند. نتیجه نهایی، تجمع قطرات چربی (استئاتوز) در داخل سلول است
نقش میکروبیوم روده
مطالعات موازی نشان دادهاند که گلیفوزات ترکیب میکروبیوم روده را تغییر داده و باعث کاهش باکتریهای مفید (مانند Lactobacillus و Bifidobacterium) میشود. این تغییرات میکروبی، از طریق محور روده-کبد، سطح اندوتوکسینهای باکتریایی (LPS) را افزایش داده و التهاب کبدی را تشدید میکند. سازمان جهانی بهداشت (WHO) و آژانسهای نظارتی اروپا (ECHA) سطوح مجاز گلیفوزات را به ترتیب ۰.۰۱ میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن در روز و ۰.۵ میلیگرم بر کیلوگرم تعیین کردهاند. با این حال، مطالعه حاضر نشان داد که حتی دوزهای ۰.۰۰۵ میلیگرم بر کیلوگرم (پایینتر از حد مجاز WHO) نیز تغییرات متابولیک قابل اندازهگیری در کبد ایجاد میکند.
راههای اصلی ورود این سم به بدن
منابع ارگانیک (بدون گلیفوزات) به ویژه سویا، ذرت، جو، گندم، حبوبات و محصولات فرآوریشده از این غلات و همچنین باقیمانده گلیفوزات در آبهای سطحی و زیرزمینی به دلیل روانآبهای کشاورزی در کنار کشاورزان و کارگران باغبانی که مستقیماً با این علفکش کار میکنند، در معرض بالاترین سطوح هستند.
محدودیتهای مطالعه و گامهای بعدی
اگرچه این مطالعه از طراحی محکم و مکانیسم شفافی برخوردار است، اما محدودیتهایی دارد. دادههای انسانی از ۱۸۰ نفر که برای مطالعات مقطعی کافی است، اما برای تأیید رابطه علت و معلولی نیاز به مطالعات کوهورت بزرگتر با پیگیری طولی است. در مدل حیوانی نیز موشهای نر سالم از نژاد C57BL/6 مورد استفاده قرار گرفتهاند. تأثیر گلیفوزات بر موشهای ماده یا مدلهای مستعد چاقی و دیابت نیاز به بررسی دارد. انسانها همزمان با مخلوطی از صدها ماده شیمیایی کشاورزی (حشرهکشها، قارچکشها و نرمکنندههای پلاستیک) مواجه هستند. اثرات همافزایی یا تعدیلی این مواد در کنار گلیفوزات ناشناخته باقی مانده است. محققان در گامهای بعدی، در حال برنامهریزی برای یک کارآزمایی بالینی کوچک هستند که در آن، به افراد دارای کبد چرب و سطوح بالای گلیفوزات ادراری، یک رژیم غذایی عاری از باقیمانده سموم به مدت ۱۲ هفته داده میشود تا تغییرات آنزیمهای کبدی و سطوح چربی اندازهگیری شود.
نتیجهگیری
یافتههای این مطالعه یک بعد جدید و مهم را به پازل اپیدمی رو به رشد بیماری کبد چرب اضافه میکند. گلیفوزات به عنوان یک آلاینده محیطی فراگیر، با مکانیسمی مستقل از چاقی (از طریق استرس شبکه آندوپلاسمی و اختلال در هموستاز کلسیم) باعث تجمع چربی در کبد و ایجاد مقاومت به انسولین میشود. این یافتهها پیامدهای مهمی برای سیاستگذاری در سطح ایمنی مواد غذایی دارد و نشان میدهد که استانداردهای فعلی حداکثر باقیمانده مجاز (MRLs) برای گلیفوزات ممکن است برای محافظت از سلامت کبد کافی نباشند. همچنین برای پزشکان و متخصصان گوارش، پیام عملی این است که در بیماران مبتلا به کبد چرب بدون چاقی قابل ملاحظه یا با سابقه شغلی کشاورزی، باید باقیمانده سموم کشاورزی را به عنوان یک عامل خطر بالقوه مد نظر قرار داد. همانطور که محققان این مطالعه نتیجهگیری کرده اند که نادیده گرفتن نقش گسترده و روزافزون آلایندههای محیطی در اپیدمی کبد چرب، اشتباهی استراتژیک است. گلیفوزات اولین و تنها عامل خطر نیست، اما این مطالعه نشان میدهد که حتی سطوح پایین این ماده نیز نمیتواند بیاثر باشد.
پایان مطلب/