یادداشت
سلولدرمانی برای ضعف سالمندی: گامی بلند تا مرزهای جوانی
تزریق یکباره سلولهای بنیادی مزانشیمال مشتق از مغز استخوان جوان، توانایی راه رفتن افراد مسن مبتلا به سندرم «ضعف سالمندی» را تا بیش از ۶۳ متر افزایش میدهد.
امتیاز:
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، در یک کارآزمایی بالینی پیشگامانه، محققان نشان دادهاند که تزریق یکباره سلولهای بنیادی مزانشیمال مشتق از مغز استخوان جوان، توانایی راه رفتن افراد مسن مبتلا به سندرم «ضعف سالمندی» را تا بیش از ۶۳ متر افزایش میدهد. این مطالعه که نتایج آن در مجله معتبر Cell Stem Cell منتشر شده، اولین شواهد محکم از امکان مداخله فعال و مؤثر برای معکوس کردن نشانههای ناتوانکننده پیری را ارائه میدهد و راه را برای نسل جدیدی از داروهای افزایشدهنده «سلامتسالی» (Healthspan) هموار میکند. این گزارش به تحلیل نتایج فاز ۲b کارآزمایی بالینی با عنوان «Randomized phase 2b dose-escalation trial of stem cell therapy with laromestrocel for aging frailty» میپردازد که در تاریخ ۵ مارس ۲۰۲۶ در مجله Cell Stem Cell منتشر شده است. در این مطالعه دوسوکور و کنترلشده با دارونما، ۱۴۸ فرد مسن ۷۰ تا ۸۵ ساله مبتلا به ضعف سالمندی ملایم تا متوسط شرکت داشتند. شرکتکنندگان یک دوز از سلولهای بنیادی به نام لارومستروسِل (Laromestrocel) یا دارونما را به صورت تکدوز وریدی دریافت کردند. نتایج نشان داد که تزریق این سلولها به ویژه در دوزهای بالا، منجر به افزایش معنادار و وابسته به دوز در مسافت طی شده در تست شش دقیقه راه رفتن (۶MWT) تا ماه نهم پس از تزریق شد. این بهبود عملکرد فیزیکی با ارتقای کیفیت زندگی گزارششده توسط خود بیماران نیز همبستگی داشت. علاوه بر این، کاهش سطح نشانگر زیستی sTIE2 در خون، حاکی از بهبود عملکرد عروقی و کاهش التهاب مزمن مرتبط با افزایش سن (Inflammaging) به عنوان یکی از مکانیسمهای احتمالی این اثر مطرح است. این یافتهها نویدبخش ظهور اولین درمان مؤثر برای یکی از چالشبرانگیزترین معضلات دوران سالمندی است.
سندرم ضعف سالمندی (Frailty)
سندرم ضعف سالمندی (Frailty) یکی از چالشبرانگیزترین و پرهزینهترین معضلات جوامع در حال پیروی امروز است. برخلاف تصور عمومی، ضعف صرفاً به معنای خستگی یا کاهش قدرت بدنی ناشی از افزایش سن نیست، بلکه یک سندرم بالینی پیچیده است که با کاهش ذخیره عملکردی اعضای مختلف بدن، افزایش شکنندگی و آسیبپذیری شدید در برابر عوامل استرسزای کوچک مانند یک عفونت خفیف یا یک زمین خوردن ساده، تعریف میشود. این وضعیت سلامتسالی (Healthspan) را به شدت تحت تأثیر قرار داده و کیفیت زندگی افراد مسن را به طور قابل ملاحظهای کاهش میدهد. آمارها نشان میدهد که بین ۱۲ تا ۲۴ درصد از افراد بالای ۶۵ سال به درجاتی از این سندرم مبتلا هستند و این میزان با افزایش سن به طور چشمگیری بیشتر میشود. علیرغم شیوع بالا و عواقب وخیم آن شامل ناتوانی، بستری شدن مکرر در بیمارستان و مرگ و میر، تا به امروز هیچ درمان مؤثر و تأییدشدهای برای این سندرم وجود نداشته است. فقدان یک هدف مولکولی واحد و ماهیت چندعاملی این وضعیت، کار را برای محققان دشوار کرده است. در چنین شرایطی، پژوهشگران به سمت رویکردهایی حرکت کردهاند که بتوانند همزمان چندین مسیر زیستی دخیل در پیری را هدف قرار دهند. سلولهای بنیادی مزانشیمال با قابلیت تعدیل سیستم ایمنی، کاهش التهاب و تحریک بازسازی بافتی، یکی از امیدوارکنندهترین کاندیداها در این زمینه به شمار میروند.
تاریخچه
تحقیقات بر روی استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمال برای درمان ضعف سالمندی حدود یک دهه است که آغاز شده است. شرکت بیوتکنولوژی Longeveron به عنوان یکی از پیشگامان این حوزه، از سال ۲۰۱۷ مطالعات بالینی خود را با محصول لارومستروسِل (Lomecel-B) که از مغز استخوان اهداکنندگان جوان سالم (۱۸ تا ۴۵ سال) استخراج میشود، شروع کرد. مراحل اولیه این تحقیق در قالب مطالعات فاز ۱ و ۲ موفقیتآمیز بود و پتانسیل این رویکرد را نشان داد. با این حال، این کارآزمایی فاز ۲b نقطه عطفی در این مسیر محسوب میشود، زیرا اولین مطالعه تصادفیسازی و کنترلشده با دوزهای گسترده و دوره پیگیری طولانیمدت برای اثبات قطعی کارایی و یافتن دوز مناسب بود. جالب توجه است که طراحی این مطالعه بر پایه نتایج مثبت حاصل از تحقیقات مشابه بر روی بیماری آلزایمر بود که در آن لارومستروسِل توانسته بود روند تحلیل رفتن مغز را کاهش داده و عملکرد شناختی را بهبود بخشد.
شیوه مطالعاتی
این کارآزمایی یک مطالعه فاز ۲b تصادفی، دوسوکور، کنترلشده با دارونما و با هدف یافتن دوز مؤثر (Dose-finding) بود. بین آگوست ۲۰۱۷ تا فوریه ۲۰۲۰، از میان ۳۶۵ نفر بررسیشده، در نهایت ۱۴۸ شرکتکننده با میانگین سنی ۷۶ سال وارد مطالعه شدند. تمامی این افراد مبتلا به ضعف سالمندی بوده و توانایی راه رفتن مستقل را داشتند. شرکتکنندگان به طور تصادفی به پنج گروه تقسیم شدند: یک گروه دارونما و چهار گروه درمانی که به ترتیب دوزهای ۲۵ میلیون، ۵۰ میلیون، ۱۰۰ میلیون و ۲۰۰ میلیون سلول لارومستروسِل را به صورت یک بار تزریق وریدی دریافت کردند. معیار اصلی سنجش (Primary Endpoint) مطالعه، تغییر در مسافت طی شده در تست شش دقیقه راه رفتن (۶MWT) در ماه ششم پس از تزریق بود. همچنین تغییرات در ماه نهم، ارزیابیهای عملکردی ثانویه شامل کیفیت زندگی گزارششده توسط بیمار (PROMIS) و همچنین تحلیل نشانگرهای زیستی خونی مانند sTIE2 نیز مورد بررسی قرار گرفت. به منظور اطمینان از دقت، پیگیری بیماران تا ۳۶۵ روز ادامه یافت.
نتایج به دست آمده از این مطالعه
نتایج به دست آمده از این مطالعه بسیار امیدوارکننده و در نوع خود بیسابقه بود. مهمترین یافتههای این مطالعه عبارتند از: بهبود عملکرد فیزیکی وابسته به دوز: در ماه نهم پس از تزریق، شرکتکنندگانی که بالاترین دوز (۲۰۰ میلیون سلول) را دریافت کرده بودند، به طور میانگین ۶۳.۴ متر بیشتر از گروه دارونما در تست شش دقیقه راه رفتن، مسافت طی کردند. این میزان به مراتب بیشتر از حداقل تفاوت بالینی معنادار (MCID) در این گروه سنی است که حدود ۳۰-۲۰ متر تخمین زده میشود. گروه ۵۰ میلیون سلولی نیز بهبود ۴۹.۲ متری را نشان داد که این اثرات به صورت وابسته به دوز و وابسته به زمان (با افزایش اثر تا ماه نهم) مشاهده شد. ارتباط با بهبود کیفیت زندگی گزارششده توسط بیمار: افزایش مسافت طی شده در تست راه رفتن با نمرات بالاتر در پرسشنامههای سنجش عملکرد فیزیکی بیمار (PROMIS) همبستگی مستقیم داشت. این بدان معناست که بهبود در تست آزمایشگاهی، در زندگی واقعی بیماران نیز با احساس توانایی بیشتر برای انجام کارهای روزمره و تحرک اجتماعی همراه بوده است. کاهش نسبی ضعف و شکنندگی: طبقهبندی شرکتکنندگان بر اساس مقیاس بالینی ضعف (CSHA-CFS) نشان داد که تا ماه نهم، درصد افرادی که به عنوان «ضعیف» طبقهبندی میشدند، در گروههای درمانی به طور قابل توجهی کاهش یافت. در نهمین ماه، تنها ۱۴.۸ درصد از گروه دارونما به سطح عملکرد خوب (CFS 2-3) رسیدند، در حالی که این میزان در گروههای درمانی لارومستروسِل به ۳۰.۸ درصد رسید.
یافته زیستی
یافته زیستی: کاهش نشانگر sTIE2: یکی از جذابترین جنبههای این مطالعه، شناسایی یک مکانیسم بالقوه اثر بود. محققان دریافتند که تزریق لارومستروسِل منجر به کاهش سطح sTIE2 میشود. sTIE2 یک پروتئین محلول در خون است که با اختلال عملکرد عروق و التهاب مرتبط است. کاهش این نشانگر پس از تزریق سلولهای بنیادی، این فرضیه را تقویت میکند که این سلولها از طریق کاهش التهاب مزمن (Inflammaging) و بهبود سلامت رگهای خونی، باعث افزایش استقامت و توانایی فیزیکی میشوند.
دستاورد
این مطالعه یک دستاورد تاریخی در حوزه پزشکی بازساختی و پیریشناسی محسوب میشود. اولین اثبات کارایی بالینی برای ضعف سالمندی: برای اولین بار یک کارآزمایی بالینی به درستی طراحی شده، توانسته است بهبود عینی و معناداری را در وضعیت فیزیکی افراد مسن ضعیف نشان دهد. این نقطه عطفی در درمان این سندرم پیچیده است که سالها از داشتن گزینههای درمانی محروم بود. تأیید رویکرد سلولدرمانی تکدوز: این مطالعه نشان داد یک تزریق ساده و وریدی سلول میتواند ماهها طول بکشد تا اثر کامل خود را نشان دهد و برای مدت طولانی (حداقل ۹ ماه) ماندگار باشد. این موضوع از نظر بالینی و اقتصادی اهمیت بالایی دارد، زیرا نیاز به تزریق مکرر و هزینههای بالای بیمارستانی را کاهش میدهد. شناسایی یک نشانگر زیستی (sTIE2): برای اولین بار یک نشانگر خونی ساده شناسایی شده که میتواند به پزشکان در پیشبینی پاسخ بیمار به درمان و شخصیسازی دوزها کمک کند. این یک گام اساسی به سوی پزشکی دقیق در حوزه پیری است.
گام بعدی مطالعه
با وجود نتایج بسیار امیدوارکننده، این دارو هنوز در مرحله آزمایشی بالینی قرار دارد و برای ورود به بازار نیاز به تأیید نهایی سازمانهای نظارتی از جمله سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) است. گام بعدی محققان و شرکت Longeveron انجام کارآزماییهای بالینی فاز ۳ با تعداد بیشتری از بیماران و در مراکز مختلف (چندمرکزی) است تا اثربخشی و ایمنی دارو در مقیاس وسیعتری تأیید شود. این شرکت پیش از این موفق به اخذ گواهی «تراپی پیشرفته بازساختی» (RMAT) و «مسیر سریع» (Fast Track) از FDA برای لارومستروسِل در سایر کاربردها مانند بیماری آلزایمر شده است که میتواند روند تأیید نهایی برای ضعف سالمندی را نیز تسریع بخشد. به موازات آن، تحقیقات برای درک دقیقتر مکانیسم اثر و طول مدت ماندگاری تأثیر درمانی در حال انجام است.
پایان مطالب/.