یادداشت
درمان سرطان مغز با سلولهای بنیادی دهان
دانشمندان دانشگاه ریدینگ انگلستان موفق شدهاند با استفاده از سلولهای بنیادی موجود در پوشش داخلی دهان انسان، روشی نوین برای درمان سرطان گلیوبلاستوما ابداع کنند.
امتیاز:
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، در این پژوهش که نتایج آن در آوریل ۲۰۲۶ منتشر شده، دانشمندان نشان دادهاند که ترشحات و وزیکولهای خارج سلولی مشتق از سلولهای بنیادی لایه مخاطی دهان میتواند با هدایت همزمان دو مسیر سیگنالینگ کلیدی، تعادل التهابی را در تومورهای گلیوبلاستوما برقرار کند. این سلولها که از تاج عصبی منشأ میگیرند، نه تنها توانایی مهار رشد و حرکت سلولهای توموری را دارند، بلکه با افزایش حساسیت این سلولها به داروی تموزولوماید (TMZ)، زمینه را برای درمان مؤثرتر این سرطان صعبالعلاج فراهم میکنند. این یافتهها اولین شواهد از یک رویکرد درمانی جدید مبتنی بر سلولهای بنیادی را ارائه میدهند که میتواند استانداردهای فعلی درمان گلیوبلاستوما را متحول کند.
مقدمه:
گلیوبلاستوما مولتیفرم (GBM) بدخیمترین و شایعترین تومور اولیه مغزی در بزرگسالان است که به دلیل ماهیت تهاجمی و مقاومت بالا به درمانهای موجود، یکی از مرگبارترین سرطانها محسوب میشود. این تومورها به سرعت به بافتهای مجاور مغز حمله کرده و به دلیل وجود سد خونی-مغزی و ناهمگنی ژنتیکی بالا، پاسخ ضعیفی به درمانهای مرسوم مانند جراحی، پرتودرمانی و شیمیدرمانی نشان میدهند. بیماران مبتلا به این نوع سرطان معمولاً میانگین بقایی کمتر از ۱۵ ماه پس از تشخیص دارند و این آمار طی سه دهه گذشته تغییر قابل توجهی نکرده است. یکی از دلایل اصلی این مقاومت، توانایی تومور در برقراری یک محیط التهابی مزمن است که رشد آن را تحریک کرده و سیستم ایمنی را از بین میبرد. در این میان، یافتن روشی که بتواند همزمان چندین مکانیسم مقاومت تومور را هدف قرار دهد، به عنوان یک ضرورت حیاتی در درمان این بیماری مطرح بوده است.
تاریخچه:
مفهوم استفاده از سلولهای بنیادی در درمان سرطان جدید نیست. سلولهای بنیادی مزانشیمی (MSCs) سالهاست که به دلیل توانایی ذاتی در مهاجرت به سمت تومورها و ترشح مولکولهای درمانی مورد توجه قرار گرفتهاند. با این حال، تحقیقات قبلی عمدتاً بر روی سلولهای بنیادی مشتق از مغز استخوان یا بافت چربی متمرکز بود. سلولهای بنیادی مشتق از لایه مخاطی دهان که از نظر منشأ به تاج عصبی مربوط میشوند، نسبت به سایر سلولهای بنیادی مزایای منحصر به فردی دارند. این سلولها را میتوان به راحتی و با کمترین تهاجم از دهان بیمار استخراج کرد و در شرایط آزمایشگاهی تکثیر داد. پیش از این، نقش محافظتی این سلولها در ترمیم بافتهای عصبی مشخص شده بود، اما استفاده از آنها برای درمان گلیوبلاستوما رویکردی کاملاً جدید محسوب میشود و میتواند نقطه عطفی در تاریخچه سلولدرمانی این بیماری باشد.
شیوه مطالعاتی:
محققان دانشگاه ریدینگ به سرپرستی پروفسور داریوش ویدرا، با الهام از این ویژگی، سلولهای بنیادی موجود در پوشش داخلی دهان (بافت باکال) انسان را جداسازی و کشت کردند. آنها سپس ترشحات سلولی (secretome) و کیسههای بسیار ریز به نام وزیکولهای خارج سلولی (sEVs) را که این سلولها تولید میکنند، جمعآوری کردند. در مرحله بعد، اثر این محصولات بر روی چندین رده مختلف از سلولهای گلیوبلاستوما از جمله ردههای U251، U373 و U87 در محیط کشت و همچنین در مدلهای پیشرفته سهبعدی و برشهای زنده بافت مغز موش (organotypic slice culture) مورد ارزیابی قرار گرفت. برای درک دقیق مکانیسم عمل، تیم تحقیقاتی فعالیت دو مسیر سیگنالینگ کلیدی التهاب یعنی مسیر NF-κB که باعث بقا و رشد تومور میشود و مسیر IRF3 که نقش ضد سرطانی دارد را با استفاده از سیستمهای گزارشگر ژنی پیشرفته، ردیابی کردند. همچنین برای شبیهسازی شرایط واقعی درمان، اثر ترکیب ترشحات سلولی با داروی تموزولوماید (تمودار) که خط اول درمان شیمیدرمانی گلیوبلاستوما است، مورد سنجش قرار گرفت.
نتایج:
نتایج این مطالعه شگفتانگیز و فراتر از انتظارات اولیه بود. دادهها نشان داد که ترشحات سلولهای بنیادی دهان و وزیکولهای خارج سلولی به طور مداوم و قدرتمندی توانایی مهار رشد تومور گلیوبلاستوما را در تمام آزمایشات دارند. این محصولات سلولی با مهار قوی مسیر NF-κB (که نقش محرک رشد و التهاب در تومور را دارد) و در عین حال فعالسازی مسیر IRF3 (که نقش دفاعی در برابر تومور ایفا میکند)، معماری التهابی تومور را دگرگون میکنند. این بازتنظیمی دوگانه (dual pathway rebalancing) باعث شد که سلولهای سرطانی به جای ترشح فاکتورهای التهابی محرک رشد، مولکولهای ضدالتهابی ترشح کنند. اما مهمترین یافته، افزایش چشمگیر حساسیت سلولهای توموری به داروی تموزولوماید بود. در مدلهای کشت سهبعدی و بافت زنده مغز، ترکیب درمان سلولی و شیمیدرمانی، اندازه کلونیهای توموری را در مقایسه با زمانی که هر کدام به تنهایی استفاده میشد، به طور قابل توجهی کاهش داد و این کار را بدون هیچ آسیبی به بافت سالم مغزی انجام داد.
دستاوردها:
دستاورد اصلی این پژوهش، ارائه یک پارادایم درمانی کاملاً جدید است که در آن از محصولات ترشحی سلولهای بنیادی (نه خود سلولها) برای هدف قرار دادن همزمان چندین حلقه از زنجیره مقاومت تومور استفاده میشود. این روش مزایای متعددی نسبت به سلولدرمانی سنتی دارد. اولاً، این رویکرد نیاز به تزریق سلولهای زنده را از بین میبرد و بنابراین خطر تومورزایی یا پاسخ ایمنی ناخواسته را به صفر میرساند. ثانیاً، محصول ترشحی را میتوان به راحتی در مقیاس صنعتی و مطابق با استانداردهای تولید خوب (GMP) تولید، ذخیره و به شکل یک محصول دارویی آماده به بازار عرضه کرد. این ویژگی، دسترسی بیماران به این درمان را بسیار سریعتر و آسانتر میکند. به گفته دکتر آتنا اسدپور، پژوهشگر ارشد این پروژه، این رویکرد سلولدرمانی را با ادغام تعدیل ایمنی و حساسسازی سلولهای سرطانی به شیمیدرمانی در یک محصول ساده و ایمن، بازتعریف میکند.
گام بعدی مطالعاتی:
با وجود نتایج امیدوارکننده آزمایشگاهی، مسیر تبدیل این کشف به یک درمان بالینی هنوز ادامه دارد. گام بعدی پژوهشگران، انجام مطالعات پیشبالینی گستردهتر بر روی مدلهای حیوانی بزرگتر برای تأیید ایمنی و اثربخشی این روش است. در صورت موفقیت، طراحی کارآزماییهای بالینی فاز ۱ بر روی انسانها آغاز خواهد شد که در آن دوز مناسب و روش بهینه تجویز این محصولات سلولی تعیین میشود. همچنین تلاش برای بهینهسازی فرآیند تولید وزیکولهای خارج سلولی و خالصسازی بیشتر آنها برای افزایش قدرت درمانی در دستور کار قرار دارد. پژوهشگران امیدوارند که طی چند سال آینده بتوانند اولین سری از بیماران مقاوم به درمان را با این روش نوین تحت درمان قرار دهند. آنها معتقدند این رویکرد مبتنی بر بازتنظیم التهابی میتواند الگویی برای درمان سایر سرطانهای صعبالعلاج مشابه نیز باشد.
پایان مطالب/.