یادداشت
دو کارآزمایی بالینی جدید برای سلولدرمانی بیماری کرون
در تازهترین اخبار، کارآزمایی بالینی ASTIClite با بودجهای بالغ بر دو میلیون پوند از سوی شراکت شورای تحقیقات پزشکی و مؤسسه ملی تحقیقات سلامت بریتانیا، آغاز به کار کرده است.
امتیاز:
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، در روزهای اخیر، حوزه سلولدرمانی بیماری کرون با اخبار دوگانهای روبرو بوده است. از یک سو، نتایج یک کارآزمایی فاز ۳ بزرگ نشان داده که درمان با سلولهای بنیادی مشتق از بافت چربی در درمان فیستولهای ناشی از کرون موفق عمل نکرده است. از سوی دیگر، دو کارآزمایی بالینی جدید با رویکردهای نوآورانهتر، از جمله استفاده از پیوند سلولهای بنیادی برای بازسازی سیستم ایمنی و استفاده از وزیکولهای خارجسلولی، نویدبخش افقهای تازهای در این عرصه هستند. در تازهترین اخبار، کارآزمایی بالینی ASTIClite با بودجهای بالغ بر دو میلیون پوند از سوی شراکت شورای تحقیقات پزشکی و مؤسسه ملی تحقیقات سلامت بریتانیا، آغاز به کار کرده است. این مطالعه که به رهبری دانشگاه کوئین ماری لندن و با مشارکت مراکز معتبری از جمله دانشگاه ناتینگهام و بیمارستانهای دانشگاهی ناتینگهام در حال اجراست، به دنبال استفاده از پیوند سلولهای بنیادی برای بازسازی و تنظیم مجدد سیستم ایمنی بیمارانی است که به درمانهای استاندارد کرون پاسخ ندادهاند.
درباره بیماری
حداقل ۱۱۵ هزار نفر در بریتانیا به این بیماری مزمن و دردناک مبتلا هستند که با التهاب پوشش داخلی دستگاه گوارش، اسهال، درد شکم و خستگی مفرط همراه است. درمانهای موجود شامل داروهای ضدالتهاب با نتایج متغیر است و بسیاری از بیماران در نهایت به جراحی برای برداشتن بخشهای آسیبدیده روده نیاز پیدا میکنند. در رویکرد ASTIClite، ابتدا با استفاده از شیمیدرمانی و هورموندرمانی، سلولهای بنیادی بیمار از خون وی برداشت میشوند. سپس با یک دوره شیمیدرمانی دیگر، سیستم ایمنی معیوب و پرالتهاب که به رودههای خود حمله میکند، تا حد زیادی سرکوب میشود. در نهایت، سلولهای بنیادی برداشتشده دوباره به بدن بیمار تزریق میشوند تا با تولید سلولهای ایمنی جدید، یک سیستم ایمنی تازه و سالم شکل بگیرد.
ارائه درمانی نوین برای این بیماری «وحشتناک»
پروفسور گراهام پوکلی، مدیر مرکز تحقیقات سرطان جان ون گیست، این فرصت را برای بهکارگیری تخصص خود در جهت ارائه درمانی نوین برای این بیماری «وحشتناک» بسیار ارزشمند میداند. پرفسور یاش ماهیدا از دانشگاه ناتینگهام نیز تأکید کرده است که این کارآزمایی پتانسیل تغییر زندگی بیمارانی را دارد که به شدت تحت تأثیر اثرات ناتوانکننده بیماری کرون قرار گرفتهاند. پروفسور جیمز لیندسی، محقق اصلی این مطالعه از دانشگاه کوئین ماری لندن، میگوید: «با وجود معرفی داروهای جدید، هنوز بسیاری از بیماران به درمانهای موجود پاسخ نمیدهند یا به تدریج پاسخ خود را از دست میدهند. امیدواریم با بازنشانی کامل سیستم ایمنی بیمار از طریق پیوند سلولهای بنیادی، بتوانیم مسیر بیماری را به طور اساسی تغییر دهیم. اگرچه ممکن است این روش درمان قطعی نباشد، اما میتواند به برخی بیماران کمک کند تا به داروهایی که قبلاً مؤثر نبودهاند، پاسخ دهند». گفتنی است این کارآزمایی دنبالهرو مطالعه قبلی این تیم با نام ASTIC در سال ۲۰۱۵ است که در آن درمان مشابهی بررسی شد. هرچند درمان اصلی در آن کارآزمایی به بهبودی کامل منجر نشد، اما بسیاری از بیماران از آن بهرهمند شدند و این موضوع انجام کارآزمایی جدید را توجیه کرد. همچنین در مطالعه قبلی عوارض جانبی جدی ناشی از دوزهای بالای داروها مشاهده شد، بنابراین در این کارآزمایی از دوز کمتری از شیمیدرمانی برای کاهش خطرات ناشی از سمیت دارویی استفاده خواهد شد.
شکست کارآزمایی ADMIRE CD II؛ هشداری جدی برای مسیر سلولدرمانی
در تناقض آشکار با امیدواریهای ایجادشده توسط کارآزمایی ASTIClite، نتایج کارآزمایی فاز ۳ ADMIRE CD II که به تازگی در مجله معتبر *Gastroenterology* منتشر شده، نشان میدهد که استفاده از سلولهای بنیادی مشتق از بافت چربی (Darvadstrocel) برای درمان فیستولهای پیچیده پرینیال ناشی از کرون، به هدف اولیه خود نرسیده است. در این مطالعه بزرگ که بر روی ۵۶۸ بیمار در اروپا، اسرائیل و آمریکای شمالی انجام شد، نرخ بهبودی ترکیبی (بسته شدن کامل فیستولها و عدم وجود تجمعات مایع در تصویربرداری) در گروه دریافتکننده سلولهای بنیادی، ۴۸.۸ درصد و در گروه دارونما، ۴۶.۳ درصد بود که این تفاوت از نظر آماری معنادار نبود. همچنین در معیارهای ثانویه کلیدی مانند بهبودی بالینی در هفته ۲۴، تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد. عوارض جانبی ناشی از درمان در هر دو گروه به طور مشابه و در حدود ۷۳ درصد گزارش شد و هیچ سیگنال ایمنی جدیدی برای Darvadstrocel شناسایی نشد. با این حال، محققان این مطالعه بر لزوم تحقیقات بیشتر بر روی مسیرهای دقیق سلولی و استفاده از رویکردهای جدیدتر مانند وزیکولهای خارجسلولی یا سلولهای تنظیمی تأکید کردهاند. این نتایج، به نوعی «ارتباط درمان با سلولهای بنیادی را برای بهبودی فیستول به چالش میکشد» و نشان میدهد که مدیریت جراحی مناسب همراه با درمان دارویی بهینه، احتمالاً به نتایج مشابهی دست مییابد.
رویکردهای نوین؛ وزیکولهای خارجسلولی جایگزین سلولها
در واکنش به این چالشها، رویکردهای نوآورانهتری نیز در حال شکلگیری است. وبسایت رسمی کارآزماییهای بالینی از آغاز یک مطالعه فاز ۲ برای محصول جدیدی با نام DB-3Q خبر داده است. این محصول که از وزیکولهای خارجسلولی مشتق از سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان ساخته شده، به عنوان یک گزینه درمانی جدید برای بیماران مبتلا به کرون مقاوم به دارو طراحی شده است. برخلاف استفاده از خود سلولها، وزیکولهای خارجسلولی حاوی مولکولهای سیگنالدهنده و عوامل ترمیمکننده هستند و میتوانند مزایای سلولدرمانی را بدون برخی از عوارض و پیچیدگیهای مرتبط با تزریق سلول زنده ارائه دهند.
نتایج کسب شده
این کارآزمایی که در ژوئن ۲۰۲۶ آغاز شده است، به دنبال بررسی ایمنی و اثربخشی دوزهای مختلف این محصول در ۳۶ بیمار است. همچنین مطالعه مشابه دیگری با همین محصول، به طور خاص بر روی درمان فیستولهای پرینیال در بیماران کرونی متمرکز شده است که نشان از تنوع رویکردهای بالینی در این حوزه دارد. در مجموع، اخبار ژوئن ۲۰۲۶ نشان میدهد که حوزه سلولدرمانی کرون در برههای حساس و دوگانه قرار دارد. از یک سو، کارآزماییهای امیدوارکنندهای مانند ASTIClite با هدف «بازتنظیم» کامل سیستم ایمنی در حال انجام است و راهکارهای نوینی مانند وزیکولهای خارجسلولی در حال آزمون هستند. از سوی دیگر، شکست کارآزمایی ADMIRE CD II در رسیدن به اهداف خود، هشداری جدی است که نشان میدهد هنوز راه زیادی برای درک کامل مکانیسمهای پیچیده این بیماری و تبدیل سلولدرمانی به یک خط درمانی قابل اعتماد و همگانی در پیش است. گام بعدی مطالعات، قطعاً به سوی درک عمیقتر از چرایی پاسخدهی متفاوت بیماران و ارائه روشهای ترکیبی و شخصیسازیشدهتر خواهد رفت.
پایان مطالب/.