تاریخ انتشار: ﺳﻪشنبه 05 آبان 1405
بهبود عملکرد حرکتی بیماران پارکینسون بعد از پیوند سلول‌های عصبی مشتق از سلول‌های بنیادی
یادداشت

  بهبود عملکرد حرکتی بیماران پارکینسون بعد از پیوند سلول‌های عصبی مشتق از سلول‌های بنیادی

نتایج یک کارآزمایی بالینی نشان می‌دهد که پیوند سلول‌های بنیادی انسانی، می‌تواند رویکردی امیدوارکننده برای بازسازی بخشی از عملکرد ازدست‌رفته مغز در بیماران مبتلا به پارکینسون باشد.
امتیاز: Article Rating

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، پارکینسون بیماری پیشرونده دستگاه عصبی است که با کاهش نورون‌های تولیدکننده دوپامین، اختلال در کنترل حرکات و کاهش تدریجی توانایی‌های حرکتی همراه می‌شود. درمان‌های موجود می‌توانند علائم بیماری را کنترل کنند، اما قادر به جایگزینی مستقیم نورون‌های ازدست‌رفته نیستند. در یک کارآزمایی بالینی فاز یک و دو که نتایج آن در ژوئیه ۲۰۲۶ منتشر شد، پژوهشگران ایمنی و امکان‌پذیری پیوند محصول سلولی STEM-PD را بررسی کردند. این محصول از سلول‌های بنیادی پرتوان انسانی تهیه شده و حاوی سلول‌های پیش‌ساز نورون‌های دوپامینرژیک است. هشت بیمار مبتلا به پارکینسون تحت پیوند دوطرفه سلولی قرار گرفتند و هفت نفر پیگیری ۱۲ماهه را تکمیل کردند. در سه نفر از چهار بیمار گروه دوز پایین و یک نفر از سه بیمار قابل‌ارزیابی در گروه دوز بالا، نمره حرکتی در وضعیت بدون دارو بهبود یافت. همچنین، در شش نفر از هفت بیمار تکمیل‌کننده پیگیری، مصرف داروهای ضدپارکینسون کاهش پیدا کرد. تصویربرداری مغزی نیز شواهد اولیه‌ای از بقای سلول‌های پیوندشده فراهم کرد. این یافته‌ها امکان ادامه توسعه درمان سلولی پارکینسون را تقویت می‌کنند، اما برای اثبات اثربخشی قطعی به مطالعات بزرگ‌تر و پیگیری طولانی‌تر نیاز است.

بیماری پارکینسون

پارکینسون یکی از بیماری‌های تحلیل‌برنده دستگاه عصبی است که عمدتاً در اثر از دست رفتن تدریجی نورون‌های دوپامینرژیک در ناحیه جسم سیاه مغز ایجاد می‌شود. این نورون‌ها ماده‌ای به نام دوپامین تولید می‌کنند که نقش مهمی در تنظیم حرکت، هماهنگی عضلات و اجرای روان فعالیت‌های حرکتی دارد. کاهش دوپامین باعث اختلال در مدارهای عصبی مرتبط با حرکت می‌شود و علائمی مانند لرزش، کندی حرکت، سفتی عضلات و مشکلات تعادل را به دنبال دارد. با پیشرفت بیماری، انجام فعالیت‌های روزمره برای بسیاری از بیماران دشوارتر می‌شود. داروهایی مانند لوودوپا با افزایش دسترسی مغز به دوپامین می‌توانند علائم حرکتی را برای مدتی کنترل کنند، اما این درمان‌ها سلول‌های عصبی ازدست‌رفته را جایگزین نمی‌کنند. در برخی بیماران نیز با گذشت زمان، نوسان پاسخ به دارو یا حرکات غیرارادی ایجاد می‌شود. همین محدودیت‌ها موجب شده است که پژوهشگران به دنبال روش‌هایی برای بازسازی عملکرد عصبی باشند. پزشکی بازساختی با استفاده از سلول‌های بنیادی تلاش می‌کند سلول‌های آسیب‌دیده یا ازدست‌رفته را جایگزین کند و بخشی از عملکرد طبیعی بافت را بازگرداند. در بیماری پارکینسون، هدف اصلی تولید سلول‌های عصبی توانمند در ساخت دوپامین و انتقال آن به نواحی مناسب مغز است.

تاریخچه پژوهش؛ از بافت جنینی تا سلول‌های بنیادی

ایده جایگزینی نورون‌های دوپامینرژیک به چند دهه قبل بازمی‌گردد. در پژوهش‌های اولیه، از بافت جنینی حاوی سلول‌های تولیدکننده دوپامین برای پیوند به مغز بیماران استفاده شد. در برخی موارد، بهبود علائم حرکتی گزارش شد، اما محدودیت در تهیه بافت، تفاوت کیفیت نمونه‌ها، ملاحظات اخلاقی و بروز حرکات غیرارادی در تعدادی از بیماران، استفاده گسترده از این روش را دشوار کرد. ظهور فناوری سلول‌های بنیادی پرتوان، مسیر تازه‌ای برای تولید سلول‌های عصبی فراهم کرد. این سلول‌ها توانایی تبدیل‌شدن به انواع مختلف سلول‌های بدن را دارند و می‌توان آن‌ها را در شرایط آزمایشگاهی به سلول‌های پیش‌ساز دوپامینرژیک تمایز داد. سلول‌های بنیادی جنینی انسانی و سلول‌های بنیادی پرتوان القایی، دو منبع مهم برای تولید این سلول‌ها هستند. در روش مبتنی بر سلول‌های بنیادی القایی، سلول‌های بالغ به وضعیت پرتوان بازبرنامه‌ریزی می‌شوند و سپس به سلول‌های عصبی موردنظر تبدیل می‌شوند. در مقابل، سلول‌های بنیادی جنینی از ابتدا ظرفیت تمایز به انواع سلول‌های بدن را دارند. هر دو رویکرد با هدف تولید محصول سلولی استاندارد و قابل‌کنترل برای پیوند توسعه یافته‌اند.

شیوه مطالعاتی؛ تولید و پیوند سلول‌های عصبی

در کارآزمایی بالینی STEM-PD، پژوهشگران از محصولی استفاده کردند که از سلول‌های بنیادی جنینی انسانی مشتق شده و حاوی سلول‌های پیش‌ساز نورون‌های دوپامینرژیک است. این سلول‌ها در شرایط کنترل‌شده تولید و پیش از پیوند از نظر تعداد و زنده‌مانی بررسی شدند تا معیارهای تعیین‌شده برای استفاده بالینی را برآورده کنند.مطالعه به‌صورت یک کارآزمایی بالینی چندمرکزی، بدون گروه کنترل و با افزایش تدریجی دوز انجام شد. هشت بیمار مبتلا به پارکینسون با شدت متوسط در دو گروه چهارنفری قرار گرفتند و دوز پایین‌تر یا بالاتر سلول‌ها را دریافت کردند. شرکت‌کنندگان پس از پیوند نیز برای جلوگیری از رد سلول‌های اهدایی، تحت درمان سرکوب‌کننده سیستم ایمنی قرار گرفتند. در مرحله جراحی، سلول‌ها به‌صورت دوطرفه به پوتامن منتقل شدند. پوتامن بخشی از عقده‌های قاعده‌ای مغز است که در کنترل و هماهنگی حرکات نقش دارد. هدف از انتخاب این ناحیه، فراهم‌کردن امکان فعالیت سلول‌های پیوندی در مدارهای عصبی مرتبط با دوپامین بود.

نتایج مطالعه؛ بهبود حرکتی در برخی بیماران

هفت نفر از هشت شرکت‌کننده، پیگیری ۱۲ماهه را تکمیل کردند. یک بیمار حدود ۱۰ هفته پس از پیوند، بر اثر عفونت قارچی منتشر ریه با درگیری دستگاه عصبی مرکزی جان خود را از دست داد. این بیمار در زمان بروز عفونت داروهای سرکوب‌کننده سیستم ایمنی دریافت می‌کرد و ارتباط مستقیم این مرگ با محصول سلولی اثبات نشد. بااین‌حال، این رویداد اهمیت پایش عوارض ناشی از درمان‌های همراه را نشان می‌دهد. بررسی عملکرد حرکتی نشان داد که سه نفر از چهار بیمار گروه دوز پایین و یک نفر از سه بیمار قابل‌ارزیابی در گروه دوز بالا، در مقایسه با شروع مطالعه بهبود نمره حرکتی در وضعیت بدون دارو داشتند. پاسخ بیماران یکسان نبود و برخی افراد تغییر اندکی نشان دادند یا نمره حرکتی آن‌ها افزایش یافت. بنابراین، این یافته‌ها را نمی‌توان به معنای بهبود قطعی همه بیماران دانست.

دستاورد پژوهش؛ نزدیک‌ترشدن پزشکی بازساختی به درمان پارکینسون

مهم‌ترین دستاورد مطالعه STEM-PD نشان‌دادن امکان تولید، آماده‌سازی و پیوند سلول‌های پیش‌ساز دوپامینرژیک مشتق از سلول‌های بنیادی انسانی در بیماران مبتلا به پارکینسون است. شواهد اولیه تصویربرداری از بقای سلول‌ها و بهبود عملکرد حرکتی در بخشی از بیماران نیز زمینه را برای ادامه توسعه این رویکرد فراهم می‌کند. این روش از نظر هدف درمانی با داروهای رایج تفاوت دارد. درمان‌های دارویی عمدتاً دسترسی به دوپامین یا فعالیت مسیرهای عصبی را تنظیم می‌کنند، درحالی‌که پیوند سلولی با هدف افزودن سلول‌های جدید و جایگزینی بخشی از عملکرد ازدست‌رفته طراحی شده است. بااین‌حال، پیوند سلولی به‌تنهایی به معنای درمان بیماری نیست. سلول‌های پیوندشده باید زنده بمانند، به بلوغ مناسب برسند، دوپامین را به شکل کنترل‌شده تولید کنند و در مدارهای عصبی مغز فعالیت مناسبی داشته باشند. علاوه بر این، پارکینسون می‌تواند بخش‌های دیگری از دستگاه عصبی را نیز درگیر کند؛ بنابراین، جایگزینی بخشی از نورون‌های دوپامینرژیک لزوماً تمام علائم بیماری را برطرف نخواهد کرد. ازاین‌رو، نتایج فعلی را باید شواهدی اولیه از امکان‌پذیری این فناوری دانست، نه اثبات قطعی اثربخشی آن. ادامه پژوهش‌ها مشخص خواهد کرد که این روش برای کدام بیماران، در چه دوزی و با چه میزان دوام می‌تواند سودمند باشد.

گام بعدی مطالعه؛ بررسی ایمنی و ماندگاری اثر درمان

پژوهشگران برنامه دارند شرکت‌کنندگان را تا ۳۶ ماه پس از پیوند پیگیری کنند. در این دوره، ماندگاری سلول‌های پیوندی، تغییرات عملکرد حرکتی، میزان مصرف دارو، یافته‌های تصویربرداری و عوارض احتمالی بررسی خواهند شد. این پیگیری اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا بلوغ نورون‌های پیوندشده و برقراری ارتباط عملکردی آن‌ها با مدارهای عصبی ممکن است به زمان بیشتری نیاز داشته باشد. یکی از پرسش‌های اصلی، تعیین دوز مناسب سلول‌هاست. در مطالعه فعلی، تعداد بیماران در هر گروه محدود بود و تفاوت‌های مشاهده‌شده برای انتخاب دوز بهینه کافی نیست. مطالعات آینده باید مشخص کنند که آیا افزایش تعداد سلول‌ها به بهبود بیشتر منجر می‌شود یا ممکن است خطرات دیگری ایجاد کند. همچنین، ارزیابی دقیق‌تر خطر عفونت ناشی از سرکوب سیستم ایمنی ضروری است. از آنجا که سلول‌های مورد استفاده از منبع اهدایی تهیه شده‌اند، مدیریت پاسخ ایمنی بدن یکی از بخش‌های مهم این درمان است. پژوهش‌های آینده باید راهکارهایی برای کاهش خطر عوارض ناشی از داروهای سرکوب‌کننده ایمنی و حفظ بقای سلول‌های پیوندی بررسی کنند.

جمع‌بندی

پیوند سلول‌های پیش‌ساز عصبی مشتق از سلول‌های بنیادی، رویکردی نوین در پزشکی بازساختی برای جایگزینی بخشی از نورون‌های تولیدکننده دوپامین در بیماران مبتلا به پارکینسون است. نتایج کارآزمایی بالینی STEM-PD نشان داده‌اند که این روش در انسان قابل اجراست و در برخی بیماران با بهبود عملکرد حرکتی، کاهش مصرف دارو و شواهدی از بقای سلول‌های پیوندشده همراه بوده است. بااین‌حال، پاسخ بیماران متفاوت بود و بروز یک مورد مرگ ناشی از عفونت شدید، اهمیت بررسی ایمنی درمان‌های همراه را برجسته کرد. هنوز مشخص نیست که این روش تا چه اندازه می‌تواند اثر پایدار داشته باشد یا نیاز بیماران به دارو را در بلندمدت کاهش دهد. در مجموع، این پژوهش گامی مهم در مسیر توسعه درمان‌های سلولی برای بیماری‌های تحلیل‌برنده عصبی محسوب می‌شود. اثبات مزایای بالینی این فناوری به پیگیری طولانی‌تر، بررسی دقیق عوارض و تأیید نتایج در مطالعات بزرگ‌تر وابسته خواهد بود.

پایان مطالب/.

ثبت امتیاز
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر جدید

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

کلیدواژه
کلیدواژه
دسته‌بندی اخبار
دسته‌بندی اخبار
Skip Navigation Links.