تاریخ انتشار: دوشنبه 11 آبان 1405
جوان‌سازی عملکرد جسمی سالمندان با سلول‌های بنیادی بندناف
یادداشت

  جوان‌سازی عملکرد جسمی سالمندان با سلول‌های بنیادی بندناف


یک مطالعه بالینی روی ۱۴۷ فرد سالمند مبتلا به ضعف جسمانی نشان می‌دهد که تزریق سلول‌های بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت بندناف ممکن است به بهبود عملکرد حرکتی، قدرت عضلانی و کیفیت زندگی کمک کند.
امتیاز: Article Rating

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، ضعف جسمانی یا شکنندگی در سالمندان، وضعیتی فراتر از خستگی معمول دوران پیری است و می‌تواند با کاهش قدرت عضلات، کندشدن راه‌رفتن، افت تعادل، کاهش توان انجام فعالیت‌های روزمره و افزایش احتمال زمین‌خوردن و بستری‌شدن همراه باشد. در یک مطالعه بالینی فاز دوم با مشارکت ۱۴۷ فرد ۶۰ تا ۸۵ ساله، اثر تزریق سلول‌های بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت بندناف بر شاخص‌های عملکرد جسمی بررسی شد. شرکت‌کنندگان گروه مداخله دو نوبت تزریق وریدی سلول دریافت کردند و وضعیت آنان با گروهی که تنها مکمل‌های مورد مطالعه را دریافت می‌کردند، مقایسه شد. نتایج از بهبود معنادار برخی شاخص‌های عملکرد جسمی، از جمله امتیاز آزمون عملکرد فیزیکی، حکایت داشت. همچنین در دوره پیگیری، عارضه جدی منتسب به درمان گزارش نشد. با وجود امیدبخش‌بودن این یافته‌ها، هنوز نمی‌توان این روش را درمان قطعی پیری یا ضعف سالمندی دانست؛ بلکه با رویکردی پژوهشی روبه‌رو هستیم که به بررسی‌های گسترده‌تر نیاز دارد.

 

افزایش امید به زندگی با سلول‌های بنیادی

افزایش امید به زندگی یکی از دستاوردهای مهم پزشکی و بهداشت عمومی در دهه‌های اخیر است؛ بااین‌حال، طولانی‌ترشدن عمر لزوماً به معنای حفظ سلامت و توانایی جسمی در سال‌های پایانی زندگی نیست. بسیاری از افراد با افزایش سن، به‌تدریج بخشی از قدرت عضلانی، تعادل، سرعت حرکت و توانایی انجام فعالیت‌های روزمره خود را از دست می‌دهند. این تغییرات در برخی افراد به مرحله‌ای می‌رسد که حتی فعالیت‌های ساده‌ای مانند برخاستن از صندلی، راه‌رفتن در خانه، بالا رفتن از چند پله یا حمل وسایل سبک نیز دشوار می‌شود. پژوهشگران برای توصیف این وضعیت از اصطلاح «شکنندگی» یا ضعف جسمانی سالمندی استفاده می‌کنند. این وضعیت صرفاً نتیجه طبیعی افزایش سن نیست، بلکه یک سندرم بالینی پیچیده است که با کاهش ذخیره فیزیولوژیک بدن و پایین‌آمدن توانایی آن برای مقابله با فشارهای جسمی و بیماری‌ها ارتباط دارد. به همین دلیل، یک عفونت ساده، زمین‌خوردن یا حتی چند روز بستری‌شدن ممکن است در فرد سالمند شکننده، پیامدهای طولانی‌مدتی مانند کاهش تحرک و وابستگی به دیگران ایجاد کند.

 

شیوه مطالعاتی

این پژوهش یک کارآزمایی بالینی تصادفی‌سازی‌شده فاز دوم بود که در بیمارستان بین‌المللی وینمک تایمز سیتی در شهر هانوی ویتنام انجام شد. فرایند جذب شرکت‌کنندگان از سال ۲۰۲۱ آغاز شد و پیگیری نهایی افراد تا دسامبر ۲۰۲۴ ادامه یافت. نتایج این مطالعه در تاریخ ۲۱ آوریل ۲۰۲۶ در مجله علمی eBioMedicine منتشر شد. گزارش خبری مربوط به این پژوهش نیز در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شد؛ بنابراین، تاریخ انتشار گزارش خبری جدیدتر از زمان انتشار مقاله اصلی است. در مطالعه، افراد ۶۰ تا ۸۵ ساله‌ای وارد شدند که بر اساس معیارهای اصلاح‌شده فرید، دست‌کم سه نشانه از پنج شاخص ضعف جسمانی را داشتند. این شاخص‌ها شامل کاهش وزن ناخواسته، احساس خستگی، کاهش قدرت عضلانی، کندشدن سرعت راه‌رفتن و پایین‌بودن سطح فعالیت بدنی بودند. وجود دست‌کم سه مورد از این نشانه‌ها به شناسایی افراد مبتلا به ضعف جسمانی کمک می‌کرد. پس از بررسی شرایط شرکت‌کنندگان و انجام ارزیابی‌های اولیه، افراد به‌صورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. از میان ۱۴۸ فردی که در مرحله تصادفی‌سازی وارد مطالعه شدند، یک نفر پیش از دریافت درمان از ادامه مشارکت انصراف داد. در نهایت، اطلاعات ۱۴۷ نفر شامل ۷۳ فرد در گروه دریافت‌کننده سلول و ۷۴ فرد در گروه کنترل در تحلیل اصلی مورد استفاده قرار گرفت. افراد گروه مداخله دو نوبت تزریق وریدی سلول‌های بنیادی مزانشیمی مشتق از بندناف دریافت کردند. مقدار سلول تزریق‌شده برای هر نوبت معادل یک میلیون و پانصد هزار سلول به ازای هر کیلوگرم وزن بدن بود. دو نوبت تزریق با فاصله سه ماه انجام شد. در مقابل، گروه کنترل تنها مکمل‌های خوراکی مورد استفاده در مطالعه را دریافت کرد. هر دو گروه به مدت نه ماه تحت پیگیری قرار گرفتند. سلول‌های مورد استفاده از بندناف ۳۰ نوزاد سالم و ترم تهیه شده بودند.

 

نتایج مطالعه

یکی از مهم‌ترین یافته‌های پژوهش، بهبود عملکرد جسمی در گروه دریافت‌کننده سلول‌های بنیادی مزانشیمی بود. نتایج نشان داد که امتیاز آزمون SPPB در این گروه در مقایسه با گروه کنترل افزایش بیشتری داشت. اختلاف میانگین تعدیل‌شده امتیاز دو گروه در ماه سوم و ششم به ۱/۱ امتیاز رسید و در ماه نهم نیز اختلاف ۰/۸ امتیازی به نفع گروه دریافت‌کننده سلول مشاهده شد. این تفاوت از نظر آماری معنادار بود و از اهمیت بالینی نیز برخوردار بود؛ زیرا در ارزیابی این آزمون، تغییر حدود یک امتیاز می‌تواند نشان‌دهنده بهبودی قابل‌توجه در عملکرد جسمی سالمندان باشد. سرعت راه‌رفتن نیز در گروه دریافت‌کننده سلول بهبود یافت. در آزمون چهارمتری، زمان موردنیاز برای طی‌کردن مسیر در این گروه نسبت به افراد گروه کنترل کاهش بیشتری نشان داد. این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا سرعت راه‌رفتن یکی از شاخص‌های مهم وضعیت جسمی سالمندان است و کاهش آن می‌تواند با افزایش احتمال زمین‌خوردن، محدودیت حرکتی و وابستگی به مراقبان همراه باشد. نتیجه قابل‌توجه دیگر به قدرت عضلات دست مربوط بود. قدرت پنجه در گروه دریافت‌کننده سلول در تمام زمان‌های ارزیابی نسبت به گروه کنترل بیشتر بهبود یافت. اختلاف میان دو گروه در زمان‌های مختلف بین ۲/۶ تا ۴ کیلوگرم گزارش شد.

از سوی دیگر، نتایج بررسی عملکرد قلب و ریه تفاوت معناداری میان دو گروه نشان نداد. این موضوع نشان می‌دهد که بهبود مشاهده‌شده در برخی شاخص‌های عملکرد جسمی را نباید به معنای بهبود عمومی عملکرد تمام اندام‌ها یا بازگشت کامل توانایی‌های فیزیولوژیک بدن تلقی کرد.

 

ایمنی و عوارض احتمالی درمان

در کنار بررسی اثربخشی، ایمنی تزریق سلول‌ها یکی از اهداف اصلی مطالعه بود. در طول دوره نه‌ماهه پیگیری، هیچ عارضه جدی منتسب به درمان سلولی گزارش نشد. بااین‌حال، در ۱۰ نفر از افراد دریافت‌کننده سلول، عوارض خفیف و گذرایی مرتبط با تزریق مشاهده شد که در مجموع شامل ۱۲ مورد سردرد، سرگیجه و احساس ناراحتی در قفسه سینه بود. این علائم بدون نیاز به مداخله خاص برطرف شدند. در این پژوهش، هیچ مورد مرگ، عارضه ترومبوآمبولیک یا عارضه شدید درجه سه تا پنج گزارش نشد. این نتایج از نظر ارزیابی اولیه ایمنی امیدوارکننده هستند؛ بااین‌حال، نبود عارضه جدی در یک مطالعه با این تعداد شرکت‌کننده و مدت پیگیری محدود، به معنای اثبات ایمنی قطعی و بلندمدت این روش نیست. برای ارزیابی خطرات نادر یا عوارضی که ممکن است در فاصله زمانی طولانی‌تری بروز کنند، مطالعات بزرگ‌تر و پیگیری‌های چندساله ضروری است.

 

دستاورد و اهمیت پژوهش

اهمیت این مطالعه را می‌توان در چند جنبه بررسی کرد. نخست اینکه پژوهشگران توانستند اثر تزریق سلول‌های بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت بندناف را در یک گروه نسبتاً بزرگ از سالمندان مبتلا به ضعف جسمانی ارزیابی کنند. دوم اینکه نتایج فقط به تغییرات آزمایشگاهی محدود نبود و شاخص‌هایی مانند قدرت عضلانی، سرعت راه‌رفتن، تعادل، خستگی و کیفیت زندگی نیز مورد توجه قرار گرفتند. نکته مهم دیگر، استفاده از سلول‌های آلوژنیک یا سلول‌هایی بود که از اهداکنندگان سالم تهیه شده بودند. این ویژگی می‌تواند از نظر توسعه روش‌های درمانی استاندارد اهمیت داشته باشد؛ زیرا در صورت تکمیل فرایندهای کنترل کیفیت و تولید، امکان تهیه و آماده‌سازی محصولات سلولی برای استفاده در بیماران مختلف فراهم می‌شود. در این مطالعه نیز سلول‌ها از چندین بندناف تهیه و پس از تکثیر و بررسی کیفیت، برای تزریق آماده شدند. از منظر پزشکی بازساختی، این پژوهش نشان می‌دهد که کاربرد سلول‌های بنیادی مزانشیمی ممکن است از درمان آسیب‌های موضعی بافتی فراتر رود و در آینده برای برخی اختلالات پیچیده مرتبط با افزایش سن نیز مورد بررسی قرار گیرد. بااین‌حال، باید توجه داشت که هدف این درمان در مطالعه حاضر بهبود برخی شاخص‌های ضعف جسمانی بوده است، نه متوقف‌کردن روند طبیعی پیری یا افزایش قطعی طول عمر.

 

گام بعدی مطالعه

با وجود نتایج امیدوارکننده، پژوهشگران تأکید دارند که برای تأیید اثربخشی این روش، انجام کارآزمایی‌های بالینی فاز سوم ضروری است. مطالعه حاضر تک‌مرکزی و بدون کورسازی شرکت‌کنندگان و پزشکان درمانگر طراحی شده بود؛ هرچند ارزیابی‌کنندگان شاخص‌های عملکردی از تخصیص درمانی افراد اطلاع نداشتند تا احتمال سوگیری در اندازه‌گیری نتایج کاهش یابد. در مطالعات بعدی لازم است تعداد شرکت‌کنندگان افزایش پیدا کند و مراکز درمانی مختلف در کشورهای گوناگون در اجرای پژوهش مشارکت داشته باشند. همچنین، طراحی مطالعات دوسوکور و استفاده از گروه کنترل مناسب می‌تواند اعتبار نتایج را افزایش دهد. یکی دیگر از موضوعات مهم، تعیین بهترین دوز سلولی و فاصله زمانی مناسب میان تزریق‌هاست. هنوز مشخص نیست که آیا دو نوبت تزریق برای حفظ اثرات درمانی در بلندمدت کافی است یا برخی بیماران به برنامه درمانی متفاوتی نیاز خواهند داشت.

 

جمع‌بندی

مطالعه بالینی انجام‌شده روی ۱۴۷ سالمند، شواهد امیدوارکننده‌ای درباره ظرفیت سلول‌های بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت بندناف برای بهبود برخی جنبه‌های عملکرد جسمی در افراد مبتلا به ضعف سالمندی ارائه کرده است. افزایش امتیاز عملکرد جسمی، بهبود قدرت پنجه، افزایش فعالیت بدنی و کاهش خستگی از جمله نتایج مهم این پژوهش بودند. همچنین، بررسی برخی نشانگرهای زیستی از احتمال نقش‌آفرینی سازوکارهای ضدالتهابی و تنظیمی این سلول‌ها حمایت می‌کند. بااین‌حال، این نتایج هنوز به معنای ارائه یک درمان قطعی برای پیری یا ضعف جسمانی سالمندان نیستند. مطالعه حاضر یک کارآزمایی فاز دوم با مدت پیگیری محدود و طراحی تک‌مرکزی بوده است و برای تأیید نتایج، بررسی ایمنی بلندمدت و مشخص‌شدن میزان اثربخشی در جمعیت‌های مختلف، انجام مطالعات فاز سوم ضروری خواهد بود. با وجود این محدودیت‌ها، پژوهش حاضر گامی قابل‌توجه در گسترش کاربردهای پزشکی بازساختی به حوزه سالمندی محسوب می‌شود. اگر نتایج در مطالعات آینده نیز تأیید شوند، سلول‌های بنیادی مزانشیمی مشتق از بندناف می‌توانند در کنار توان‌بخشی، تغذیه مناسب و مراقبت‌های استاندارد، به‌عنوان رویکردی نوین برای حفظ توانایی حرکتی و استقلال سالمندان مورد بررسی قرار گیرند.

پایان مطالب/.

 

ثبت امتیاز
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر جدید

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

کلیدواژه
کلیدواژه
دسته‌بندی اخبار
دسته‌بندی اخبار
Skip Navigation Links.