یادداشت
افزایش چشمگیر پیشرفت تومور در شرایط محرومیت غذایی
مطالعات اخیر نشان میدهدگرسنگی با افزایش استرس هورمونی و فعالسازی مسیرهای رشد سلولی، پیشرفت و تهاجم تومورهای نوروبلاستوما را در مدل حیوانی تقویت میکند.
امتیاز:
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، در جریان یک پژوهش تازه که با استفاده از مدلهای حیوانی انجام شده، پژوهشگران موفق شدند تصویری بیسابقه از نحوه تأثیر محرومیت مواد غذایی بر روند پیشرفت یکی از تهاجمیترین سرطانهای دوران کودکی ارائه دهند. نوروبلاستوما که معمولاً در غدد فوقکلیوی یا بافتهای عصبی پیرامونی ایجاد میشود، در بسیاری از موارد در کودکان خردسال تشخیص داده میشود و گاهی با سرعتی بسیار بالا پیشرفت میکند. اکنون دادههای جدید نشان میدهند که تجربه وقفههای دورهای در دسترسی به غذا الگویی که با وضعیت ناامنی غذایی شباهت دارد که میتواند سرعت رشد تومورها را در مدلهای حیوانی چند برابر کند. در این تحقیق، موشهای تحت آزمایش در چرخههای متغیر تغذیه قرار گرفتند؛ دورههایی با محدودیت شدید انرژی و دورههایی با بازگشت موقت به تغذیه آزاد که بسیار شبیه الگوی واقعی خانوادههایی است که با کمبود منابع غذایی مواجهاند. تومورهای ایجادشده در این موشها بهطور قابلتوجهی حجیمتر بودند، وزن بیشتری داشتند و نشانههایی از گسترش سریعتر را بروز میدادند. این تفاوت نه یک تغییر ظریف، بلکه جهشی اساسی در رشد و الگوی پیشروی تومور بود که باعث شد پژوهشگران نسبت به پیامدهای بیولوژیک ناامنی غذایی هشیارتر شوند. چنین یافتههایی نشان میدهند که عوامل اجتماعی و اقتصادی میتوانند بهگونهای مستقیم وارد زیستشناسی بیماری شوند، بدون آنکه فقط نقش غیرمستقیم در دسترسی به درمان داشته باشند.
تشدید پاسخهای هورمونی و تغییرات متابولیک در تومورها
گزارشها نشان میدهند که موشهای مبتلا به محدودیت غذایی دچار افزایش چشمگیر در سطح هورمونهای استرس مانند کورتیکوسترون و کاتکولآمینها شدهاند. این افزایش هورمونها که پاسخی شناختهشده به فشار روانی و فیزیکی است، در بافت تومور نیز بازتاب پیدا کرده و باعث فعال شدن مجموعهای از مسیرهای متابولیکی شده است که به تومور امکان بقا و افزایش رشد در شرایط نامطلوب را میدهند. پژوهشگران مشاهده کردند که مسیر mTORC1 یکی از کلیدیترین مسیرهای کنترلکننده رشد سلولی، در تومورهای موشهایی که تحت نوسان تغذیهای قرار داشتند بهطور قابلتوجهی فعالتر شده است. این فعالسازی موجب تغییر عملکرد سلولهای توموری در سطح ژنی و پروتئینی شد و شرایطی ایجاد کرد که به سلولهای سرطانی اجازه میدهد در موقعیتهایی که باید از پا بیفتند، نهتنها زنده بمانند بلکه سرعت تکثیر خود را افزایش دهند. این وضعیت نشان میدهد که فشار ناشی از فقدان غذا، نوعی فشار انتخابی ایجاد میکند که در آن تنها قویترین و سازگارترین سلولهای توموری باقی میمانند و همین امر موجب افزایش تهاجم تومور در مدل حیوانی میشود.
افزایش تکثیر و کاهش مهار طبیعی رشد در بافتهای توموری
بررسیهای بافتشناسی نشان داد سلولهای توموری در موشهای مبتلا به محرومیت غذایی، شاخصهای تکثیر بسیار بالاتری از خود نشان میدهند. نشانگرهایی مانند Ki-67 و PCNA که معمولاً سطح آنها برای ارزیابی سرعت تقسیم سلولی استفاده میشود، در این تومورها سطحی به مراتب بالاتر داشتند. نکته قابلتوجه این است که شاخصهای آپوپتوز یا مرگ برنامهریزیشده سلولی تغییر خاصی نداشتند، به این معنا که افزایش حجم تومور نتیجه توقف مرگ سلولی نبود، بلکه حاصل افزایش شدید تکثیر و سرعت چرخه سلولی است. این اختلاف در شدت رشد، همراه با یافتههایی که در زمینه افزایش رگزایی در تومور مشاهده شد، تصویری از یک محیط توموری بسیار فعال ارائه میدهد. تومورها در موشهای تحت ناامنی غذایی سطح بالاتری از VEGFA داشتند، مولکولی که با تحریک ایجاد رگهای خونی تازه، به تومورها امکان تغذیه بهتر و رشد سریعتر میدهد. افزایش مولکولهایی مانند MMP9 که نقش مستقیمی در تخریب بافتهای اطراف و گسترش تومور دارند نیز در این گروه مشاهده شد. این یافتهها تأییدی است بر اینکه الگوی تغذیهای نامنظم میتواند به شکلگیری یک محیط مناسبتر برای پیشروی سرطان کمک کند.
بازآرایی ژنتیکی و مسیرهای پیامرسانی مرتبط با بقا
مطالعات تکمیلی نشان داد که در تومورهای موشهایی که تحت نوسانات غذایی قرار داشتند، الگوی بیان ژنهایی که با پاسخهای استرس، گیرندههای عصبی، و مسیرهای انتقال پیام رشد و بقا مرتبط هستند، به شکل چشمگیری تغییر کرده است. مسیرهای آدرنرژیک که معمولاً در پاسخ بدن به شرایط اضطراری دخالت دارند، در تومورهای این موشها فعالتر بودند. این فعالسازی نشان میدهد که هورمونهای استرس نهتنها در سطح سیستمیک افزایش یافتهاند، بلکه مستقیماً بر نحوه پردازش اطلاعات و پاسخ سلولهای توموری تأثیر میگذارند. فعال شدن مسیرPI3K/AKT/mTOR که یکی از اساسیترین مسیرهای بقا و رشد سلولی است نیز در این بررسی تأیید شد. این تغییرات نشاندهنده آن است که سلولهای سرطانی در مواجهه با محدودیت غذایی، خود را با شرایط جدید هماهنگ کرده و محیطی بسازند که بقایشان را تضمین کند. این موضوع درک جدیدی از نقش تغذیه و استرس متابولیک در رفتار بیولوژیک سرطان ایجاد میکند و نشان میدهد که محرومیت غذایی میتواند پیامدهایی بسیار فراتر از سوءتغذیه ساده داشته باشد.
ارتباط عمیق میان عوامل اجتماعی و پیشرفت بیماری
پژوهشگران تأکید میکنند که یافتههای این مطالعه تنها محدود به دیدگاه زیستی نیست، بلکه ابعاد اجتماعی مهمی نیز دارد. خانوادههایی که درگیر ناامنی غذایی هستند معمولاً با فشارهای اقتصادی، اجتماعی و روانی بیشتری مواجهاند و این وضعیت میتواند بهطور ناخودآگاه شرایطی ایجاد کند که پیشرفت بیماریهای جدی مانند سرطان را تسهیل میکند. این مطالعه نشان داد که محرومیت غذایی، پیامدهایی فراتر از ضعف سیستم ایمنی یا سوءتغذیه دارد و با فعالسازی مسیرهای زیستی مرتبط با استرس، محیطی مناسبتر برای تکثیر سلولهای سرطانی ایجاد میکند. این یافتهها بار دیگر بر اهمیت توجه به متغیرهای اجتماعی در پژوهشهای مرتبط با سرطان و مراقبتهای درمانی تأکید میکنند. در واقع، آنچه پیشتر تنها به عنوان «مشکلی اقتصادی» تلقی میشد، اکنون بهعنوان یک عامل بیولوژیک مهم شناخته میشود که میتواند روند بیماری را تحت تأثیر قرار دهد. نتایج این تحقیق میتواند راهنمایی ارزشمند برای توسعه روشهای جدید درمانی و سیاستگذاریهای مرتبط با سلامت باشد. یکی از مهمترین پیامدهای این مطالعه آن است که توجه به وضعیت تغذیهای بیمار، باید بخشی اساسی از پروتکل درمانی در سرطان کودکان باشد. ثبات غذایی میتواند با کاهش پاسخهای استرسی در بدن، مسیرهای پیامرسانی مربوط به رشد و بقا در تومور را کاهش دهد و در کنار درمانهای استاندارد نتایج مؤثرتری ایجاد کند. پژوهشگران پیشنهاد میکنند که استفاده از داروهای هدفمند برای مهار mTORC1، که در این مطالعه افزایش فعالیت آن بهوضوح مشاهده شد، میتواند یک مسیر درمانی جدید باشد. همچنین غربالگری بیماران از نظر ناامنی غذایی و ارائه حمایت اجتماعی و تغذیهای میتواند بهعنوان بخشی از استراتژیهای درمانی جامع مورد توجه قرار گیرد. این دیدگاه بر آن تأکید دارد که سلامت تنها یک پدیده فردی نیست و عوامل اقتصادی و اجتماعی نقش مهمی در تعیین سرنوشت بیماری دارند.
پایان مطلب./