یادداشت
سلولهای بندناف؛ امیدی تازه برای درمان سیروز کبدی
پژوهشگران در سال ۲۰۲۶ با گسترش کارآزماییهای بالینی مبتنی بر سلولهای مزانشیمی مشتق از بندناف، گام تازهای در مسیر درمان بیماریهای پیشرفته کبدی برداشتهاند.
امتیاز:
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، بیماریهای مزمن کبدی همچنان از مهمترین علل مرگومیر در جهان به شمار میروند و بسیاری از بیماران مبتلا به سیروز پیشرفته تنها با پیوند کبد شانس ادامه زندگی پیدا میکنند. با این حال کمبود عضو اهدایی، هزینههای درمان و خطرات پس از پیوند موجب شده است که پژوهشگران به دنبال روشهای درمانی جایگزین باشند. در این میان، سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از بند ناف به دلیل ویژگیهای منحصر به فرد خود به یکی از امیدبخشترین گزینههای درمانی تبدیل شدهاند. در سال ۲۰۲۶ چندین کارآزمایی بالینی در کشورهای مختلف در حال بررسی ایمنی و اثربخشی این سلولها در بیماران مبتلا به سیروز، فیبروز و نارسایی پیشرفته کبد هستند. یافتههای موجود نشان میدهد که این سلولها قادرند محیط التهابی کبد را تعدیل کرده، روند فیبروز را کاهش دهند و شرایط مناسبتری برای بازسازی بافت آسیبدیده فراهم کنند. هرچند هنوز این روش به درمان استاندارد تبدیل نشده است، اما نتایج مطالعات اخیر امیدهای فراوانی را برای آینده درمان بیماریهای کبدی ایجاد کرده است.
بیماریهای مزمن کبدی
کبد یکی از مهمترین اندامهای بدن است که در تنظیم متابولیسم، ذخیره مواد غذایی، تولید پروتئینهای حیاتی، تنظیم انعقاد خون و حذف سموم نقش اساسی دارد. هرگونه آسیب مزمن به این عضو میتواند پیامدهای گستردهای برای سلامت فرد ایجاد کند. بیماریهای ویروسی، اختلالات متابولیک، بیماری کبد چرب مرتبط با اختلالات متابولیک، مصرف طولانیمدت الکل و برخی بیماریهای خودایمنی از جمله مهمترین عواملی هستند که میتوانند به تخریب تدریجی کبد منجر شوند. در بسیاری از بیماران، آسیب مزمن کبدی به مرور زمان باعث ایجاد فیبروز میشود. فیبروز نتیجه تجمع بیش از حد ماتریکس خارج سلولی در بافت کبد است و در صورت پیشرفت میتواند به سیروز منتهی شود. در مرحله سیروز، معماری طبیعی کبد دچار اختلال شده و عملکرد اندام به شدت کاهش مییابد. این وضعیت ممکن است با عوارضی همچون آسیت، خونریزی واریسی، نارسایی کبدی و افزایش خطر سرطان کبد همراه باشد. در حال حاضر پیوند کبد مؤثرترین روش درمان بیماران مبتلا به سیروز انتهایی محسوب میشود. با وجود این، کمبود عضو اهدایی و محدودیتهای مرتبط با پیوند موجب شده است که دانشمندان به دنبال توسعه درمانهایی باشند که بتوانند عملکرد کبد را بازسازی کرده یا سرعت پیشرفت بیماری را کاهش دهند. سلولدرمانی یکی از مهمترین رویکردهایی است که در این مسیر مورد توجه قرار گرفته است.
تاریخچه
مطالعات مرتبط با استفاده از سلولهای بنیادی برای درمان بیماریهای کبدی بیش از دو دهه قدمت دارند. در سالهای ابتدایی، تمرکز اصلی پژوهشگران بر سلولهای بنیادی مغز استخوان بود. نتایج برخی مطالعات حیوانی نشان داد که این سلولها میتوانند به بهبود عملکرد کبد کمک کنند و فرآیندهای التهابی را کاهش دهند. با پیشرفت دانش سلولهای بنیادی، پژوهشگران منابع جدیدی را برای استخراج سلولهای مزانشیمی شناسایی کردند. یکی از مهمترین این منابع بند ناف انسان بود. بند ناف که پس از تولد معمولاً دور ریخته میشود، حاوی جمعیت ارزشمندی از سلولهای بنیادی مزانشیمی است که توان تکثیر بالایی دارند و بدون ایجاد مشکلات اخلاقی قابل دسترسی هستند.
شیوه مطالعاتی
مطالعات بالینی جدید عمدتاً بر بیماران مبتلا به سیروز جبراننشده، نارسایی مزمن-حاد کبد و بیماریهای پیشرفته کبدی متمرکز هستند. در این پژوهشها ابتدا بند نافهای اهدایی از افراد سالم جمعآوری میشوند. سپس سلولهای مزانشیمی از بافت بند ناف استخراج شده و تحت شرایط کنترلشده در محیط آزمایشگاه تکثیر میشوند. پس از انجام آزمایشهای کنترل کیفیت، ارزیابی آلودگی میکروبی و تأیید ویژگیهای سلولی، فرآورده نهایی برای استفاده بالینی آماده میشود. در بیشتر مطالعات، سلولها از طریق تزریق وریدی به بیماران منتقل میشوند. برخی پژوهشها یک بار تزریق را بررسی میکنند، در حالی که در برخی دیگر چندین نوبت تزریق در فواصل زمانی مشخص انجام میشود. محققان برای ارزیابی اثربخشی درمان از شاخصهای مختلفی استفاده میکنند. میزان بیلیروبین خون، سطح آلبومین سرم، زمان انعقاد خون، نمره MELD، کیفیت زندگی بیماران و میزان بقا از مهمترین شاخصهایی هستند که مورد بررسی قرار میگیرند. علاوه بر این، تصویربرداریهای تخصصی و بررسی نشانگرهای التهابی نیز برای ارزیابی وضعیت بیماران انجام میشود.
نتایج
یافتههای حاصل از مطالعات انجامشده تاکنون نتایج امیدوارکنندهای را نشان دادهاند. مهمترین مشاهده در اغلب پژوهشها ایمنی قابل قبول سلولهای مزانشیمی بند ناف بوده است. بیشتر بیماران تزریق سلولها را بدون بروز عوارض شدید تحمل کردهاند و تنها در موارد محدودی عوارض خفیف و گذرا گزارش شده است. از نظر اثربخشی نیز بسیاری از مطالعات بهبود نسبی عملکرد کبد را گزارش کردهاند. در برخی بیماران سطح آلبومین افزایش یافته و غلظت بیلیروبین کاهش پیدا کرده است. همچنین شواهدی از کاهش التهاب سیستمیک و بهبود برخی شاخصهای عملکرد کبد مشاهده شده است.
دستاورد
یکی از مهمترین دستاوردهای این حوزه آن است که برای نخستین بار امکان تأثیرگذاری مستقیم بر فرآیندهای زیربنایی بیماریهای مزمن کبدی فراهم شده است. برخلاف بسیاری از داروهای موجود که عمدتاً علائم بیماری را کنترل میکنند، سلولهای مزانشیمی بند ناف میتوانند محیط بیولوژیک کبد را تغییر دهند و زمینه بازسازی طبیعی بافت را فراهم سازند. دستاورد مهم دیگر، توسعه بانکهای سلولی و فناوریهای تولید انبوه این سلولها است. امروزه مراکز متعددی در جهان توانایی تولید فرآوردههای سلولی استاندارد را دارند و این موضوع مسیر تجاریسازی درمانهای مبتنی بر سلولهای بنیادی را هموارتر کرده است. همچنین استفاده از سلولهای بند ناف مزایای قابل توجهی نسبت به برخی منابع دیگر دارد. دسترسی آسان، قدرت تکثیر بالا، ایمنی مناسب و توانایی تنظیم سیستم ایمنی از جمله ویژگیهایی هستند که این سلولها را به گزینهای جذاب برای کاربردهای درمانی تبدیل کردهاند.
گام بعدی مطالعه
اگرچه نتایج بهدستآمده امیدوارکننده هستند، اما هنوز پرسشهای متعددی درباره بهترین روش استفاده از این سلولها وجود دارد. پژوهشگران در حال بررسی تعداد بهینه سلولها، فواصل مناسب تزریق و بهترین زمان شروع درمان هستند. مطالعات آینده همچنین باید مشخص کنند که کدام گروه از بیماران بیشترین سود را از این درمان خواهند برد. ممکن است برخی بیماران در مراحل اولیه بیماری پاسخ بهتری نشان دهند، در حالی که گروهی دیگر در مراحل پیشرفتهتر نیز از این روش بهرهمند شوند. از سوی دیگر، نسل جدید تحقیقات بر فرآوردههای مشتق از سلولهای مزانشیمی از جمله اگزوزومها متمرکز شده است. این ذرات زیستی میتوانند بسیاری از اثرات مفید سلولهای بنیادی را بدون نیاز به تزریق سلول زنده ایجاد کنند و احتمالاً در سالهای آینده به یکی از مهمترین حوزههای پزشکی بازساختی تبدیل خواهند شد. در مجموع، سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از بند ناف اکنون به یکی از امیدبخشترین گزینههای درمانی برای بیماران مبتلا به سیروز و نارسایی کبدی تبدیل شدهاند. اگر نتایج کارآزماییهای جاری موفقیتآمیز باشد، این فناوری میتواند در آینده نه چندان دور جایگاه مهمی در درمان بیماریهای پیشرفته کبدی پیدا کند و امید تازهای برای میلیونها بیمار در سراسر جهان به ارمغان آورد.
پایان مطالب/.