یادداشت چند منبعی
کارآزمایی جدید: ترمیم کبد با سلولهای بنیادی بندناف
محققان از پیشرفت تازه در درمان نوزادان مبتلا به آترزی صفراوی با استفاده از سلولهای بنیادی بندناف خبردادند.
امتیاز:
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، تزریق سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از بند ناف میتواند به شکل قابل توجهی عملکرد کبد نوزادان مبتلا به آترزی صفراوی را پس از جراحی کاسای بهبود دهد؛ یافتهای که ممکن است مسیر درمان یکی از پیچیدهترین بیماریهای کبدی کودکان را تغییر دهد. تیمی از پژوهشگران آسیایی و اروپایی در مطالعهای تازه گزارش کردهاند که استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی بند ناف، بهعنوان درمان کمکی پس از جراحی کاسای در نوزادان مبتلا به آترزی صفراوی، سبب کاهش شاخصهای آسیب کبدی، بهبود PELD و افزایش بقای کودکان در دوره پیگیری چندساله شده است. این مطالعه، هرچند کوچک و مقدماتی است، اما نشان میدهد که سلولدرمانی مبتنی بر بند ناف میتواند عملکرد کبد را در ماهها و سالهای نخست زندگی بهبود دهد. محققان تأکید میکنند که برای تأیید این یافتهها باید کارآزماییهای بزرگتر و چندمرکزی انجام شود. همزمان مرورهای علمی جدید نیز نقش مهم فناوریهای سلولدرمانی، از جمله سلولهای بنیادی بند ناف، را در بازسازی کبد و درمان بیماریهای شدید کبدی برجسته کردهاند.
مقدمه
آترزی صفراوی یکی از جدیترین بیماریهای نوزادی است که در آن مجاری صفراوی خارجکبدی بهطور کامل یا نسبی بسته میشوند. این بیماری اگر بدون درمان رها شود به سرعت منجر به نارسایی کبد و نیاز به پیوند میشود. در دهههای گذشته، جراحی کاسای تنها گزینه ایجاد مسیر مصنوعی برای تخلیه صفرا بوده است، اما حتی این روش نیز تضمینی برای توقف فرآیند پیشرونده آسیب کبدی ندارد. از همین رو پژوهشگران به دنبال روشهایی بودهاند که بتوانند روند التهاب، فیبروز و آسیب سلولی را کاهش دهند. یکی از امیدبخشترین گزینهها، سلولدرمانی با سلولهای بنیادی مزانشیمی بند ناف است که به دلیل توانایی تعدیل سیستم ایمنی، ضدالتهابی بودن و اثرات احیای بافتی مورد توجه ویژه قرار گرفته است. در تازهترین خبر منتشرشده در نوامبر ۲۰۲۵، یک مطالعه بالینی کوچک اما مهم نشان داده است که استفاده از این سلولها میتواند مسیر درمان آترزی صفراوی را تغییر دهد. این خبر نه تنها اهمیت سلولهای بنیادی بند ناف را دوباره برجسته کرده، بلکه در حوزه بیماریهای نوزادی کبد، امیدی نو برای یافتن درمانی کمخطر، قابلدسترسی و مؤثر به وجود آورده است. از آنجا که کشورهای مختلف از جمله چین، ژاپن و کره جنوبی بانکهای سلولی گستردهای دارند، پژوهش روی این نوع درمانها در سالهای اخیر سرعت بیشتری پیدا کرده است.
تاریخچه
سلولهای بنیادی مزانشیمی بند ناف برای نخستین بار در دهه ۱۹۹۰ میلادی بهطور علمی شناخته شدند و به دلیل ظرفیت تکثیر بالا، بیخطری نسبی و ویژگیهای تعدیلکننده سیستم ایمنی مورد توجه قرار گرفتند. اولین کارآزماییهای انسانی بر روی بیماریهای خودایمنی و اختلالات التهابی انجام شد و نتایج اولیه نشان داد که این سلولها قادرند در محیط آسیبدیده، التهاب را کاهش دهند و حتی فرایند ترمیم بافت را تحریک کنند. در حوزه بیماریهای کبدی، نخستین مطالعات حیوانی حدود بیست سال پیش اجرا شد و نشان داد که تزریق سلولهای بنیادی بند ناف میتواند سرعت فیبروز را کاهش دهد. با گسترش فناوریهای کشت، تکثیر، ایمنسازی و کنترل کیفیت، این سلولها به گزینهای جدی برای درمان بیماریهایی مانند سیروز، نارسایی حاد کبد و آترزی صفراوی تبدیل شدند. کارآزمایی بالینی NCT04522869 که اکنون نتایج اولیه آن منتشر شده است، بر پایه سالها پژوهش پیشبالینی شکل گرفته است. این مطالعه همچنین بخشی از تلاش گستردهتری است که کشورهای پیشرو در زمینه پزشکی بازساختی برای تلفیق فناوری سلولی و جراحی انجام میدهند.
شیوه مطالعاتی
مطالعه اخیر که نتایج آن در نوامبر ۲۰۲۵ منتشر شد، یک کارآزمایی بالینی کوچک و مقدماتی بوده است که بر روی نوزادان مبتلا به آترزی صفراوی انجام شد. تمامی بیماران تحت عمل کاسای قرار گرفته بودند و بر اساس پروتکل، دو نوبت سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از بند ناف دریافت کردند. تزریق نخست در دوره ابتدایی پس از عمل و تزریق دوم حدود شش ماه بعد انجام شد. میزان سلول تزریقشده حدود یک میلیون سلول به ازای هر کیلوگرم وزن بدن بوده است. در این مطالعه، از روشهای استاندارد ارزیابی عملکرد کبد شامل اندازهگیری آنزیمهای کبدی، بیلیروبین، شاخص PELD و تصویربرداریهای دورهای استفاده شد. همچنین ایمنی درمان با ارزیابی عوارض جانبی در ۷۲ ساعت نخست پس از تزریق و نیز در دوره پیگیری چندساله بررسی شد. گروه کنترل تنها جراحی کاسای را دریافت کرده بود و بهعنوان مقایسه آماری مورد استفاده قرار گرفت. دادهها با استفاده از روشهای آماری متعارف تحلیل شدند تا اثربخشی و ایمنی درمان مشخص شود.
نتایج
نتایج نشان داد که تزریق سلولهای بنیادی بند ناف پس از جراحی کاسای باعث کاهش معنادار برخی شاخصهای آسیب کبدی از جمله بیلیروبین مستقیم، ALT و AST شده است. همچنین در مقایسه با گروه کنترل، کاهش قابل توجهی در شاخص PELD مشاهده شد که نشاندهنده بهبود وضعیت بالینی کودکان است. نکته مهمتر این بود که در دوره پیگیری چندساله، تمامی نوزادان دریافتکننده سلولها زنده ماندند، در حالی که در گروه کنترل مواردی از مرگ گزارش شد. این یافتهها نشان میدهد که استفاده از سلولهای بنیادی بند ناف میتواند نه تنها عملکرد کبد را بهبود دهد، بلکه احتمال بقا را نیز افزایش دهد. در این مطالعه هیچ عارضه جانبی جدی مرتبط با تزریق سلولها گزارش نشد و تنها موارد خفیف مانند تب یا بیقراری موقت در برخی نوزادان مشاهده شد. بهطور کلی، درمان از نظر ایمنی قابل قبول ارزیابی شد.
دستاورد
این مطالعه چند دستاورد مهم به همراه دارد. نخست آنکه برای اولین بار در یک نمونه بالینی انسانی نشان داده شد که سلولدرمانی با سلولهای بنیادی بند ناف میتواند در مراحل بسیار ابتدایی زندگی نقش درمانی معناداری ایفا کند. دوم آنکه استفاده از این سلولها پس از عمل جراحی، یک مسیر ترکیبی و نوآورانه را برای درمان آترزی صفراوی معرفی میکند. این روش بهجای جایگزینی کامل درمانهای کلاسیک، رویکرد مکمل و بازساختی را پیشنهاد میدهد که میتواند به حفظ عملکرد کبد تا زمان بلوغ یا حتی جلوگیری از پیوند کمک کند. همچنین این مطالعه بار دیگر اهمیت بانکهای سلولی و زیرساختهای بهینه برای تولید و ذخیرهسازی سلولهای بنیادی بند ناف را نشان میدهد.
گام بعدی مطالعه
محققان تأکید کردهاند که این پژوهش مقدماتی است و نیاز به کارآزماییهای گستردهتر دارد. گام بعدی مطالعات شامل اجرای فازهای بزرگتر بالینی، بررسی تاثیر دوزهای مختلف سلولی، مقایسه تزریقهای داخلوریدی با تزریقهای موضعی شریان کبدی و همچنین بررسی پیامدهای طولانیمدت در نوجوانی و بزرگسالی خواهد بود. مطالعات آینده احتمالا شامل تحلیلهای ژنومی، پروتئومیک و بررسی مکانیسمهای دقیق اثر سلولها بر فیبروز، التهاب و بازسازی هپاتوسیتها خواهد بود. به علاوه، تلفیق سلولدرمانی با فناوریهای بیوالکترونیک و بافتمهندسی ممکن است مسیرهای جدیدی برای درمان بیماریهای پیچیده کبدی نوزادان ایجاد کند.
پایان مطلب/.