سلولهای بنیادی با ترمیم مغز و جایگزینی نورونهای ازدسترفته، امید تازهای برای متوقف کردن پیشرفت بیماری هانتینگتون و بازگرداندن عملکرد بیماران ایجاد کردهاند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، بیماری هانتینگتون یک اختلال ارثی نورودژنراتیو است که با حرکات غیرارادی، مشکلات شناختی و اختلالات روانی همراه است. این بیماری که حدود ۱۰ تا ۱۴ نفر در هر صد هزار نفر را در جوامع غربی تحت تاثیر قرار میدهد، به دلیل جهش ژنتیکی در ژن هانتینگتین ایجاد میشود. در سالهای اخیر، درمان با سلولهای بنیادی به عنوان یک رویکرد نویدبخش برای بازسازی مدارهای مغزی آسیبدیده ظاهر شده است. این متن خبری آموزشی به بررسی علت بیماری، دلیل استفاده از سلولهای بنیادی، دستاوردها، پروژههای انجامشده و برنامههای آینده میپردازد. با پیشرفتهای علمی، امید به درمانهای موثرتر افزایش یافته و تحقیقات نشان میدهد که این روش میتواند مسیر بیماری را تغییر دهد.
علت و چرایی بیماری هانتینگتون
بیماری هانتینگتون یک اختلال ژنتیکی غالب اتوزومی است که از طریق تکرار بیش از حد نوکلئوتیدهای سیتوزین-آدنین-گوانین در ژن هانتینگتین روی کروموزوم ۴ ایجاد میشود. اگر تعداد تکرارها بیش از ۳۹ باشد، بیماری کاملاً نفوذپذیر است و علائم آن معمولاً در سنین میانسالی ظاهر میشود. پروتئین جهشیافته هانتینگتین باعث تجمع پروتئینهای ناهنجار، اختلال در رونویسی ژنتیکی، اختلال عملکرد میتوکندری، هیجانپذیری بیش از حد، اختلال در مسیرهای تخریب پروتئین و التهاب عصبی میشود. این عوامل منجر به از دست رفتن انتخابی نورونهای خاردار پروجکشن در جسم مخطط میشوند که مدارهای گانگلیون پایه را مختل میکند و علائم حرکتی مانند کوریا، دیستونی و برادیکینزی را ایجاد میکند.
چرایی تمرکز بر این بیماری این است که هیچ درمان تغییردهنده بیماری وجود ندارد و درمانهای فعلی تنها علائم را تسکین میدهند. با پیشرفت بیماری، بیماران با مشکلات شناختی مانند اختلال در عملکرد اجرایی، توجه و حافظه روبرو میشوند و علائم روانی مانند افسردگی، اضطراب و بیتفاوتی شایع است. متوسط مدت بیماری پس از شروع علائم ۱۵ تا ۲۰ سال است و کاهش امید به زندگی را به همراه دارد. بنابراین، نیاز به رویکردهایی مانند سلولهای بنیادی که بتوانند نورونهای از دست رفته را جایگزین کنند یا حمایت تروفیک فراهم کنند، ضروری است. تحقیقات نشان میدهد که استرس اکسیداتیو و اختلال میتوکندری نقش کلیدی در پاتوژنزی دارند، که سلولهای بنیادی میتوانند با ترشح عوامل محافظتی به آن پاسخ دهند.
نقش سلولهای بنیادی در درمان
سلولهای بنیادی سلولهای تمایزنیافتهای هستند که قابلیت خودتجدیدی و تمایز به انواع سلولها را دارند. در درمان بیماری هانتینگتون، این سلولها میتوانند نورونهای آسیبدیده را جایگزین کنند، عوامل محافظتی ترشح کنند، التهاب را تعدیل کنند یا پلاستیسیته عصبی را افزایش دهند. انواع مختلفی از سلولهای بنیادی مورد بررسی قرار گرفتهاند، از جمله سلولهای بنیادی جنینی انسانی که قابلیت تمایز به هر نوع سلولی را دارند، سلولهای بنیادی القایی پلوریپوتنت که از سلولهای بالغ مانند پوست یا خون تولید میشوند و سلولهای بنیادی عصبی که از بافتهای جنینی یا مغز استخراج میشوند.
دلیل استفاده از سلولهای بنیادی این است که بیماری هانتینگتون باعث از دست رفتن نورونهای خاص میشود و درمانهای سنتی نمیتوانند این آسیب را جبران کنند. سلولهای بنیادی میتوانند به مغز مهاجرت کنند، نورونهای جدید تولید کنند و عوامل رشد مانند فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز را ترشح کنند. برای مثال، سلولهای بنیادی پالپ دندان انسانی به دلیل خواص نوروژنیک، نوروتروفیک و تعدیلکننده ایمنی، گزینهای جذاب هستند. این سلولها بیان ژنهای منحصربهفردی دارند که رشد آکسون را افزایش میدهند و بدون نیاز به سرکوب ایمنی قابل استفادهاند. تحقیقات پیشبالینی نشان داده که تزریق این سلولها در مدلهای حیوانی باعث افزایش بیان نشانگرهای نورونی مانند دارپ-۳۲ و گیرنده دوپامین نوع ۲ میشود.
پروژههای انجامشده و دستاوردها
پروژههای متعددی در زمینه درمان با سلولهای بنیادی برای بیماری هانتینگتون انجام شده که نتایج امیدوارکنندهای به همراه داشتهاند. یکی از پروژههای اولیه استفاده از بافت جنینی انسانی بود که در آزمایشهای بالینی اولیه ایمنی را نشان داد اما به دلیل ناهمگونی نمونه و نتایج متغیر، کاربرد بالینی گستردهای پیدا نکرد. برای مثال، آزمایشهایی که بافت جنینی را به جسم مخطط بیماران پیوند زدند، اثرات خفیف تا متوسط بر پیشرفت بیماری نشان دادند اما با محدودیتهایی مانند نگرانیهای اخلاقی و کمبود منبع مواجه بودند.
در پروژههای جدیدتر، تمرکز بر سلولهای بنیادی مزانشیمی است که به دلیل ترشحات محافظتیشان مفید هستند. یک مطالعه فاز ۱ باز برچسبدار، تزریق داخل وریدی سلولهای بنیادی پالپ دندان انسانی (نستاسل) را در دو سطح دوز (۱ میلیون و ۲ میلیون سلول به ازای هر کیلوگرم) در شش بیمار مرد بررسی کرد. پروتکل شامل چرخههای تزریق ماهانه و سپس هر شش ماه بود که تا پنج سال ادامه یافت. هیچ عارضه جانبی کوتاهی در ۴۸ ساعت نظارت فشرده مشاهده نشد و بیشتر عوارض جانبی گزارششده مربوط به پیشرفت بیماری بودند. دستاورد این پروژه تثبیت احتمالی پیشرفت بیماری بود، به ویژه در مقیاس رتبهبندی متحد بیماری هانتینگتون، امتیاز موتور کل و ظرفیت عملکردی کل. تغییرات جزئی در شمارش لنفوسیتها و سطوح سیتوکینها مشاهده شد اما بالینی معنیدار نبودند.
در پروژه دیگری، سلولهای بنیادی پلوریپوتنت انسانی برای تولید محصولات دارویی درمانی پیشرفته استفاده شدند. پروتکلهای تمایز در vitro مسیرهای سیگنالینگ توسعهای را تقلید میکنند تا سلولهای پیشساز عصبی شبیه جسم مخطط تولید کنند. مطالعات پیشبالینی پیوند این سلولها نشاندهنده بقا، بلوغ نورونی، ادغام سیناپسی و بازیابی عملکردی است. برای مثال، در مدلهای حیوانی، پیوند سلولهای بنیادی عصبی انسانی عملکردهای شناختی و حرکتی را بهبود بخشید. همچنین، استراتژیهای نوظهوری مانند برنامهریزی مستقیم نورونی بررسی شده که سلولهای غیرنورونی را مستقیماً به نورون تبدیل میکند.
دستاوردها شامل ایمنی بالا در آزمایشهای اولیه و پتانسیل برای جایگزینی نورونی است. در یک بررسی جامع ادبیات، مشخص شد که سلولهای بنیادی عصبی بیشترین استفاده را در درمان داشتهاند و از منابع مختلفی مانند سلولهای سوماتیک بیماران استخراج شدهاند. آزمایشهای پیشبالینی در مدلهای حیوانی مانند R6/2 و Q140 بهبود عملکرد را نشان دادند. علاوه بر این، ترکیب با ویرایش ژن مانند کریسپر میتواند جهش را اصلاح کند و دستاوردها را افزایش دهد.
چالشها در درمان با سلولهای بنیادی
با وجود دستاوردها، چالشهای متعددی وجود دارد. یکی از اصلیترین چالشها ایمنی است؛ مطالعات طولانیمدت سمشناسی هنوز نیاز است تا خطر تومورزایی بررسی شود. پروتکلهای تمایز نیاز به پالایش و استانداردسازی دارند تا تکرارپذیری و تولید بالینی تضمین شود. نگرانیهای اخلاقی در مورد منبع سلولهای جنینی همچنان وجود دارد، هرچند سلولهای القایی این مشکل را حل میکنند.
چالش دیگر ایمنیشناختی و رد پیوند است، اگرچه سلولهای بنیادی پالپ دندان بیان کم آنتیژنهای HLA-DR دارند و بدون سرکوب ایمنی قابل استفادهاند. در آزمایشها، عوارض جانبی مانند تغییرات گذرا در رنگ مو یا رشد مجدد مشاهده شد اما جدی نبودند. همچنین، هزینه بالا و دسترسی محدود چالش است. در مدلهای حیوانی، تجمع سلولی میتواند خطر ترومبوآمبولیک ایجاد کند که نیاز به بررسی بیشتر دارد. ناهمگونی سلولی، تنوع دهنده و بهینهسازی شرایط کشت نیز موانع هستند.
برنامههای آینده
برنامههای آینده بر غلبه بر چالشها و ترجمه بالینی تمرکز دارند. همکاری بینالمللی برای استانداردسازی و تسریع ترجمه ضروری است. پروژههایی مانند تولید محصولات دارویی پیشرفته از سلولهای پلوریپوتنت انسانی در حال پیشرفت هستند و آزمایشهای بالینی جدید مانند NCT06097780 برای ارزیابی اثربخشی نستاسل برنامهریزی شدهاند. ترکیب با ژنتراپی، مانند تبدیل آستروسیتهای جسم مخطط به نورونهای گابائرژیک در مدلهای حیوانی، نویدبخش است.
در آینده، استفاده از نانوتکنولوژی برای بهبود تحویل سلولها و ترکیب با داروهای کوچکمولکول برای محافظت نورونی بررسی میشود. مطالعات طولی مانند ADORE-EXT برای ارزیابی مزایای طولانیمدت حیاتی هستند. همچنین، توسعه داربستهای بیوکامپتیبل برای تحویل بهتر سلولها به مغز در برنامه است. با پیشرفتهای ۲۰۲۵، مانند نتایج مثبت فاز ۱/۲ ژنتراپی که علائم را کاهش داد، امید به درمانهای ترکیبی افزایش یافته. این رویکردها میتوانند بیماری را متوقف کنند و کیفیت زندگی بیماران را بهبود بخشند.
در نهایت، درمان با سلولهای بنیادی افق جدیدی برای بیماری هانتینگتون باز کرده است. با ادامه تحقیقات، این روش میتواند از تسکین علائم به درمان ریشهای تبدیل شود و زندگی میلیونها نفر را تغییر دهد.
پایان مطلب./