تاریخ انتشار: چهارشنبه 01 بهمن 1404
از کما تا بیداری با پزشکی بازساختی!
یادداشت

  از کما تا بیداری با پزشکی بازساختی!

پیشرفت‌های نوین در پزشکی بازساختی، به ویژه با استفاده از سلول‌های بنیادی و سنولیتیک‌ها، در حال بازگرداندن امید برای بازیابی هوشیاری و معکوس کردن کما هستند.
امتیاز: Article Rating

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، اختلالات هوشیاری پایدار، مانند کما، وضعیت گیاهی و وضعیت هوشیاری کمینه، یکی از پیچیده‌ترین مشکلات پزشکی هستند. این شرایط اغلب به دلیل آسیب‌های شدید مغزی، مانند ضربه به سر، خونریزی داخل مغزی یا کمبود اکسیژن به مغز ایجاد می‌شوند. میلیون‌ها نفر در سراسر جهان با این اختلالات دست و پنجه نرم می‌کنند و درمان‌های سنتی اغلب محدود به حمایت‌های حیاتی مانند تنفس مصنوعی یا تغذیه وریدی است. اما پیشرفت‌های اخیر در پزشکی بازساختی، به ویژه استفاده از سلول‌های بنیادی، امیدهای تازه‌ای ایجاد کرده است. این سلول‌ها می‌توانند بافت‌های آسیب‌دیده را ترمیم کنند، التهاب را کاهش دهند و حتی فرآیندهای طبیعی بدن برای بازیابی هوشیاری را تقویت کنند.

درک اختلالات هوشیاری: نقش ساقه مغز و شبکههای مغزی

برای درک بهتر این اختلالات، باید به ساختار مغز توجه کنیم. ساقه مغز بخشی کلیدی است که سیستم فعال‌کننده مشبک صعودی را تشکیل می‌دهد. این سیستم مانند یک سوئیچ اصلی برای بیداری عمل می‌کند و سیگنال‌های لازم برای هوشیاری را به بخش‌های بالاتر مغز می‌فرستد. آسیب به ساقه مغز، مانند سکته یا ضربه، می‌تواند این سیستم را مختل کند و منجر به کما شود. در کما، بیمار هیچ پاسخی به محیط نمی‌دهد، اما گاهی فعالیت‌های مغزی پنهان وجود دارد که نشان‌دهنده ظرفیت بالقوه برای بازیابی است.

علاوه بر ساختار، مواد شیمیایی مغز مانند سروتونین، نوراپی‌نفرین و دوپامین نقش مهمی دارند. این مواد از هسته‌های ساقه مغز آزاد می‌شوند و به تنظیم بیداری کمک می‌کنند. برای مثال، هسته رافه پشتی سروتونین تولید می‌کند که در بیداری و خلق‌وخو موثر است. آسیب به این هسته‌ها می‌تواند هوشیاری را مختل کند. همچنین، شبکه‌های مغزی مانند شبکه پیش‌فرض و شبکه توجه خارجی، که از قشر مغز تشکیل شده‌اند، برای آگاهی از خود و محیط ضروری هستند. مطالعات تصویربرداری نشان می‌دهند که آسیب ساقه مغز این شبکه‌ها را از هم جدا می‌کند و باعث اختلال پایدار می‌شود.

در سال‌های اخیر، درک ما از این مکانیسم‌ها عمیق‌تر شده است. برای نمونه، تحقیقات نشان می‌دهد که آسیب ساقه مغز نه تنها بیداری را کاهش می‌دهد، بلکه التهاب مزمن ایجاد می‌کند که سلول‌های مغزی را پیر می‌کند و ترمیم را سخت‌تر می‌کند. این یافته‌ها پایه‌ای برای درمان‌های نوین فراهم کرده‌اند.

تاثیر سلولهای بنیادی بر کاهش استرس اکسیداتیو

یکی از مشکلات اصلی در اختلالات هوشیاری، استرس اکسیداتیو است. این حالت زمانی رخ می‌دهد که مواد اکسیدکننده در مغز افزایش پیدا کنند و به سلول‌های عصبی آسیب بزنند. سلول‌های بنیادی، به ویژه سلول‌های مزانشیمی مشتق از مغز استخوان، می‌توانند این استرس را کاهش دهند. در یک مطالعه بر روی بیماران با وضعیت هوشیاری کمینه، پیوند این سلول‌ها باعث افزایش ظرفیت آنتی‌اکسیدانی در مایع نخاعی شد. این افزایش به معنای توانایی بیشتر بدن برای خنثی کردن مواد مضر است.

سلول‌های بنیادی با تولید مواد ضدالتهابی و حمایت از سلول‌های عصبی، محیطی مناسب برای ترمیم ایجاد می‌کنند. برای مثال، آنها سطح اسکوربات (یک آنتی‌اکسیدان طبیعی) را تنظیم می‌کنند و فعالیت آنزیم کاتالاز را افزایش می‌دهند، که هر دو در کاهش آسیب اکسیداتیو نقش دارند. در بیماران مورد بررسی، پس از پیوند، سطح این مواد در مایع نخاعی بهبود یافت و علائم التهاب کاهش پیدا کرد. این تغییرات نشان می‌دهد که سلول‌های بنیادی نه تنها آسیب را ترمیم می‌کنند، بلکه از آسیب‌های بیشتر جلوگیری می‌کنند.

در موارد آسیب ساقه مغز، سلول‌های بنیادی می‌توانند به بازسازی هسته‌های کلیدی کمک کنند. آنها با آزادسازی عوامل رشد، سلول‌های آسیب‌دیده را تحریک می‌کنند تا دوباره فعال شوند. این رویکرد می‌تواند برای بیمارانی که ماه‌ها در کما هستند، مفید باشد، زیرا استرس اکسیداتیو یکی از دلایل پایداری این وضعیت است.

پیشرفتها در درمان آسیب ساقه مغز

آسیب ساقه مغز اغلب دلیل اصلی کما است، زیرا این بخش کنترل بیداری را بر عهده دارد. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که نوروترانسمیترها مانند دوپامین از هسته‌های ساقه مغز مانند ناحیه تگمنتال شکمی، نقش کلیدی در بیداری دارند. تحریک این هسته‌ها در مدل‌های حیوانی باعث بیداری از خواب عمیق می‌شود.

برای درمان، روش‌های دارویی مانند آمنتادین (که دوپامین را افزایش می‌دهد) موثر بوده‌اند. در یک آزمایش بزرگ، این دارو سرعت بازیابی هوشیاری را در بیماران ضربه مغزی افزایش داد. همچنین، تکنیک‌های نورومودولاسیون مانند تحریک عصب واگ از طریق گوش، التهاب را کاهش می‌دهد و هسته‌های ساقه مغز را فعال می‌کند. در بیماران با آسیب شدید، این روش سطح هوشیاری را بهبود بخشید.

تحریک عمقی مغز با الکترودهای کاشته‌شده نیز امیدبخش است. این روش هسته‌های تالاموس را هدف قرار می‌دهد و اتصالات ساقه مغز به قشر را تقویت می‌کند. در موارد مزمن، بیش از ۳۰ درصد بیماران بهبود یافتند. علاوه بر این، تحریک نخاعی گردنی می‌تواند جریان خون مغزی را افزایش دهد و به بازیابی کمک کند.

استفاده از سنولیتیکها و سلولهای بنیادی برای معکوس کردن کما

یکی از ایده‌های نوین، استفاده از سنولیتیک‌ها (داروهایی که سلول‌های پیر را حذف می‌کنند) همراه با سلول‌های بنیادی است. سلول‌های پیر پس از آسیب ایسکمیک (کمبود اکسیژن) در مغز جمع می‌شوند و التهاب ایجاد می‌کنند که ترمیم را سخت می‌کند. سنولیتیک‌ها این سلول‌ها را پاک می‌کنند و محیطی مناسب برای بازسازی فراهم می‌کنند.

در مدل‌های حیوانی کما ناشی از ایسکمی، حذف سلول‌های پیر التهاب را کاهش داد و سلول‌های بنیادی را برای ترمیم فعال کرد. سپس، پیوند سلول‌های بنیادی مزانشیمی، نورون‌های آسیب‌دیده را جایگزین می‌کند و شبکه‌های مغزی را بازسازی می‌نماید. این رویکرد دو مرحله‌ای – پاکسازی و سپس بازسازی – می‌تواند کما را معکوس کند.

در مطالعات، سلول‌های بنیادی خارجی سلول‌های بنیادی داخلی مغز را فعال می‌کنند و نوروژنز (تولید نورون جدید) را افزایش می‌دهند. این فرآیند در نواحی مانند هیپوکامپ، که برای هوشیاری مهم است، رخ می‌دهد. با کاهش سلول‌های پیر، سلول‌های بنیادی بهتر عمل می‌کنند و شانس بازیابی افزایش می‌یابد.

دستاوردها و پروژههای انجام شده

دستاوردهای زیادی در این زمینه وجود دارد. در لهستان، پیوند سلول‌های مزانشیمی از مغز استخوان به بیماران با وضعیت هوشیاری کمینه، استرس اکسیداتیو را کاهش داد و علائم بهبود یافت. در چین، بررسی آسیب ساقه مغز نشان داد که تحریک هسته‌های کلیدی می‌تواند هوشیاری را بازگرداند.

در آمریکا، پروژه‌هایی برای استفاده از سنولیتیک‌ها در کما ناشی از ایست قلبی انجام شده که التهاب را کاهش داد و نورون‌ها را حفظ کرد. در ایران، درمان آسیب‌های مغزی با سلول‌های بنیادی در موارد سکته و فلج مغزی موفقیت‌آمیز بوده و بیماران حرکت و هوشیاری بهتری نشان دادند. یک پروژه در تهران، چهار میلیون سلول بنیادی به مغز بیمار تزریق کرد و پس از یک ماه، بهبود قابل توجهی مشاهده شد.

در اروپا، آزمایش‌های بالینی با آمنتادین بیش از ۱۸۰ بیمار را درگیر کرد و سرعت بازیابی را افزایش داد. پروژه دیگری در ایتالیا، تحریک عصب واگ را برای بیماران کما آزمایش کرد و سطح هوشیاری را ارتقا داد. این دستاوردها نشان می‌دهد که ترکیب سلول‌های بنیادی با داروها و تحریک‌ها، نتایج مثبتی دارد.

برنامههای آینده: افقهای روشن

آینده این زمینه پر از امید است. پروژه‌های جدید بر روی سلول‌های بنیادی شخصی‌سازی‌شده تمرکز دارند، جایی که سلول‌های بیمار را جوان‌سازی می‌کنند و دوباره پیوند می‌زنند. این روش ریسک رد پیوند را کاهش می‌دهد و مقدار نامحدودی سلول تولید می‌کند.

در زمینه سنولیتیک‌ها، واکسن‌هایی مانند سنووکس در حال توسعه هستند که سلول‌های پیر را هدف قرار می‌دهند. ترکیب این واکسن با سلول‌های بنیادی می‌تواند استاندارد جدیدی برای درمان کما باشد. آزمایش‌های بالینی بزرگ‌تر در حال برنامه‌ریزی هستند تا اثربخشی را در بیماران مزمن بررسی کنند.

همچنین، فناوری‌های تصویربرداری پیشرفته مانند ام‌آر‌آی هفت تسلا، اتصالات ساقه مغز به قشر را دقیق‌تر نشان می‌دهند و درمان‌ها را شخصی‌سازی می‌کنند. در آسیا، پروژه‌هایی برای ترکیب تحریک عمقی مغز با سلول‌های بنیادی در حال اجرا است. هدف نهایی، معکوس کردن کما در بیش از نیمی از بیماران است.

نتیجهگیری: امید به زندگی دوباره

اختلالات هوشیاری پایدار دیگر غیرقابل درمان نیستند. سلول‌های بنیادی با کاهش استرس اکسیداتیو، ترمیم آسیب ساقه مغز و بازسازی شبکه‌های مغزی، راهی نوین برای بازیابی ارائه می‌دهند. دستاوردها در پروژه‌های جهانی نشان‌دهنده پیشرفت هستند و برنامه‌های آینده، مانند ترکیب سنولیتیک‌ها و سلول‌های شخصی، افق‌های روشنی می‌گشایند. با ادامه تحقیقات، میلیون‌ها بیمار می‌توانند به زندگی عادی بازگردند. این پیشرفت‌ها نه تنها پزشکی را تغییر می‌دهند، بلکه امید را به خانواده‌ها بازمی‌گردانند. 

پایان مطلب./

ثبت امتیاز
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر جدید

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

کلیدواژه
کلیدواژه
دسته‌بندی اخبار
دسته‌بندی اخبار
Skip Navigation Links.